در اخبار تلویزیون یک آمد که داکتر عبدالله رییس اجرائیه حکومت وحدت ملی در جلسۀ شورای وزیران خواهان تاسیس نمایندگی مدرسه دیوبند در کابل شد. 
 


تا جایی که روشن است، این پیشنهاد به گونۀ خلق الساعه و فی البدیهه مطرح شده است. یعنی هیچگونه پیشینۀ طرح، بحث، مطالعه و پژوهشی در این زمینه در دسترس نیست. یکی از دلایلی که ظاهراً چنین پیشنهادی را سبب شده است، نبود معیار و مرجعی برای تعیین، تثیبت و تایید درجۀ علمی فارغین مدارس دینی شخصی برون از چهارچوب دولت گفته شده است. اما در عین حال، آن گونه که در اخبار گفته شد، حاشیه یی نیز بر این متن آورده شد که گویا به جای رفتن فرزندان مان به مدارس پاکستانی باید به مدارسی که از سوی مدرسۀ دیوبند هندوستان در کابل اداره و رهبری می شوند، بروند و بدین گونه از افراطیت جلوگیری شود.

این پیشنهاد را از هر سویی که بسنجید خام است. البته نفس تلاش برای جلوگیری از افراطیت را باید تایید کرد و ستود. اما آیا راهکاری که پیشنهاد می شود، به راستی هم پاسخی به این مشکل است؟ آیا دولت کنونی هیچگاهی هم برای ریشه کن کردن افراطیت مذهبی و خشکاندن زمینه های گرایش جوانان به سازمانهای افراطی کاری و راهکاری رویدست داشته است؟ آیا هرگز در این کار جدی بوده است؟ آیا این دولت جز تکیه بر کمکهای نظامی و مالی خارجی روی کدام استراتیژی ملی فرهنگی و اجتماعی فکری کرده است؟

طالبانیزم و افراطیت مذهبی از هرگونه اش که باشد، تمویل کننده خارجی دارد اما زمینه های پذیرش افراطیت در داخل ایجاد می گردد. این زمینه ها هزاران عامل دارند که بیعدالتی، فساد، بیکاری، زورگویی، قاچاق مواد مخدر و اعتیاد به آن، بیتوجهی به فرهنگ و اعتقادات مردم، قومگرایی مفرط حاکم بر حکومت که افراطیت در آن خانه کرده و همدستان خود را دارد و دهها عامل دیگر زمینه ساز رویش، پایش و گسترش تندروی مذهبی و سرکشیدن گروههای آدمکش و جنایتکار زیر نام دین اند. آیا حکومت در این زمینه ها که سرچشمۀ افراطیت است، کاری کرده است؟ مقابلۀ نظامی در بهترین صورتش معالجه است. ما به وقایۀ جامعه در برابر افراطیت نیاز داریم. برنامه های وقایوی و هدفمند دولت در این زمینه ها کدام است؟

حالا جناب داکتر عبدالله تاسیس مدرسۀ دیوبند را پیشنهاد می کند. آیا به راستی این مدرسه می تواند جلو سیلاب افراطیت مذهبی پاکستان محور را بگیرد؟ چرا ما اینقدر درمانده باشیم که باید هرچیز را از خارج وارد کنیم؟ چرا باید برای هر مشکل پاکستانی مان به فکر راه حل هندی باشیم؟ چنین ذهنیتی و چنین طرز تفکری را چه تعریفی می توان داد؟ اینقدر وابستگی و از خودبیگانگی و بی اعتمادی به مردم، فرهنگ و داشته های خودی چرا؟

تا جایی که دیده شده است دارالعلوم اسلامی دیوبند به ریاست مولانا محمود مدنی در هندوستان روش اعتدالی یی را در دین و سیاست در پیش گرفته است که به مقتضای شرایط حاکم سیاسی در هند و بهترین روش برای تامین شرایط بهتر زندگی برای مسلمانان هند و تامین منافع آنهاست. این مدرسه هم از کیان دینی مسلمانان سنی دفاع می کند و هم برای رفاه اقتصادی آنها سهم می گیرد...
 
اگر تاسیس نمایندگی مدرسۀ دیوبند هندوستان در کابل بخشی از یک برنامه بس بزرگ و به هم پیوسته سراسری برای مقابله با افراطیت باشد، می شود یافتن دلایل برای توجیهش را ممکن دانست. اما اگر این راهکار یگانه برنامه فرهنگی باشد، کمیدی یی بیش نیست. چه تضمینی هست که نمایندگی مدرسه دیوبند در کابل نه تنها نتواند با افراطیت مقابله کند بلکه زیر تاثیر هوا و فضای حاکم بر حلقات مذهبی در کابل خود نیز از اعتدال روگشتانده مرکزی نشود برای افراطیت مذهبی تا نمایندگی اش را در هندوستان باز کند؟

شما چه فکر میکنید؟