پروفیسور مجاور احمد زیار:"درطی سه صد سال" تحقیقات" خاورشناسی، زبان شناسان این را دریافته اند و حدود و ثغور آن را تعیین کرده اند که لهجه هیچ وقت زبان شده نمی تواند." 

 گفتگوبا پروفیسور مجاور احمد زیار زباشناس افغان مقیم لندن:

 دویچه ویله : جناب پرفیسورمجاوراحمد زیار؛ دراین روزهای بحث های داغ پیرامون زبان فارسی دری درافغانستان ودرخارج میان قلم بدستان سطوح مختلف جریان دارد. خیلی ها درمورد ازشما به عنوان یک زبان شناس نقل قول کرده اند؛ می خواهم از زبان خود شما بشنوم که فرق میان زبان فارسی ودری چیست؟

پرفیسورمجاوراحمد زیار: اصلاً هیچ فرقی نیست و دری اصلاً یکی ازصفات فارسی نوین است که ازقرن هشت به این طرف ؛ درمرحله نوین این لقب را بخود گرفته است. این که منشاء آن هرچه بوده یک چیزی بسیارپسندیده بود که خصوصاً در ایران کاربردی دارد که می گویند: فارسی دری، و هیچ وقت درنوشته های خود یا درقانون اساسی خود این را نمی آرد.

 ولی درافغانستان این موضوع چندان سابقه ای طولانی ندارد. تنها چند نویسنده یی بودند ومی خواستند که این درقانون اساسی 1343 اگربه نام فارسی این را شامل بسازند ، امکان دارد که بعضی حساسیت ها تولید کند؛بعد این را گرفتند صفت را جانشین موصوف ساختند.عوض این که بگویند فارسی افغانی یا فارسی دری ، لااقل کلمه فارسی همراهش باید می گفتند ولی تنها یک کلمه دری را ماندند. ولی شما می فهمید که نویسندگان امروزاصلاً کلمه دری را بکلی برداشته اند ودیگرآن را بکارنمی برند.

ولی درقانون اساسی تمام اسناد رسمی دولت افغانستان همیطور ثم به ثم ازآن وقت به این طرف 30-40 ادامه پیداکرده است؛ به اصطلاح یک مشهورغلط که می گویند یا غلط مشهورکه می گویند. وگرنه همان یک زبان فارسی است که یک لهجه عمده آن درایران است ودرافغانستان ویک لهجه یا گویش آن در تاجیکی است. درافغانستان خوشبختانه که دو لهجه تاجیکی و خراسانی به اصطلاح باهم جوش خورده اند.

تاجیکی درمیان زبان شناسان خاورشناس به این معنا که ازطرف ماورالنهرباخصوصیات کلمه ای بله و لهجه خراسانی - خراسان ازطرف هرات ، مشهد که خراسان قدیم را یادآوری می کند- که کلمه ای آری می باشد ، آمده است. شما با این برخورده باشید که ازکابل بسوی شمال که می روید، کلمه بله، را زیاد می شنوید و طرف غرب که می روید ، طرف غزنی ،طرف هزاره جات به کلمه آری برمی خورید.

این موضوعات درطی سه صد سال" تحقیقات" خاورشناسی، زبان شناسان این را دریافته اند وحدود و ثغور آن را تعیین کرده اند که لهجه هیچ وقت زبان شده نمی تواند.

در این قسمت من همان نظر استادهای اروپایی را تایید می کنم خصوصاً زبان شناسی تاریخی این را اثبات می کند. به این همه "شنوندگان ما" و خبرگان اهل فرهنگ معترفند که یک فارسی است . منتها بازهم غلطی را مرتکب می شوند و برای این که نشان بدهند و ملیت آن را به اثبات برسانند، در حالی که تمام زبانهای که از47 زبان که درچهار گروه عمومی عمده تقسیم شده اند؛ کل زبانها، زبانهای ملی شمرده می شوند.

دویچه ویله : آقای زیار؛ شما هم شخصاً برای بسیاری واژه های بیگانه برای زبان پشتو معادل وضع کردید که البته با بی مهری برخی ها مواجه شده اند. حالا چه نیازی برای وضع کردن واژه های نو برای یک زبان و یک جامعه است؟

پرفیسورمجاوراحمد زیار: بله ؛ یک امریست ضروری ، خصوصاً در زبانهای ما یک پیشینه تاریخی با زبان عربی وجود داشته است. شما می فهمید وقتی که فارسی ما از فارسی میانه در خراسان بوجود آمد- یعنی نو ایجاد نشد بلکه ازمادر خود زاده شد- ما آن را زبان میانه می گوییم وکسی هم پهلوی می گوید. ولی زبان شناسان به این  اهمیت می دهند و فارسی میانه ، پشتوی میانه ،بلوچی میانه وکردی میانه این گونه اصطلاحات را به کار می برند. یعنی درقسمت خراسان یعنی وقتی که این زبان دوباره از زیرظلم و استثمارعربها بالاخره در این قسمت خراسان که حالا تقسیم شده بین ایران و افغانستان؛ باشندگان این مناطق به سلسله مبارزات آزادی طلبانه بالاخره موفق شدند که در قرن سوم اسلامی زبان فارسی حداقل اجازه این را پیدا کند که مردم آن را بکار ببرند. برای دفاترمتعصبین عباسی اجازه نمی دادند. تنها در ادبیات و در یگان مقاله نوشتن و کتاب نوشتن همان سانسوری که بود آن را برداشتند. ولی مجبور بودند بازهم  بخاطرسختگیری عربها آن را با کلمات عربی مخلوط بسازند. مردم که گپ می زدند دیدند که فرق دارد با زبانی که تا آخرین پادشاه ساسانی تا یزدگرد آن رواج داشت. و در متون البته آن ثبت شده بود. همین است که دری یاد می کند. بیشترزبان شناسان معتقدند که این را از دره ها جمع کرده اند.

بالاخره ایرانی ها اول متوجه شدند که واقعاً همراه این زبان  جفا شده است و چرا ما به زبان فردوسی ورودکی و... ما روی نیاوریم . و شروع کردند فرهنگسرا را تاسیس کردند. و درپشتو به این اندازه البته نبوده چرا زبان رسمی در آن وقت نبود، زبان فارسی برای همه قابل قبول بود وبحیث زبان دوم اسلامی، پشتونها ،بلوچها، کردها وهمه قبول کردند که این زبان" نسبت به عربی برای ما سهل تر" و آسان تراست و از یک خانواده هستند.

دویچه ویله : واژه ها و اصطلاحات برچه مبنا وضع می گردند. آیا جغرافیای سیاسی شرط حتمی است یا ریشه های زبان و واژه ها؟

پرفیسورمجاوراحمد زیار: نخیر! همین گپ دوم درست است.

دویچه ویله : یعنی ریشه ها؟

پرفیسورمجاوراحمد زیار: بله ، ریشه ها ومعادل های که درزبان موجود اند مثلاً دانشگاه یا پوهنتون که به میان آمده اند ، ازروی کلماتی بوده اند که سابق در هر دو زبان موجود بوده اند. پشتو بیشتر به "تون" ساخته ولی دری بیشتر با گاه . ولی تنها همین دو"سفکس" (پسوند) نیستند پسوندهای بسیارزیاد در پشتو و فارسی اند و به دو قسم اند یکی به شکل ترکیب است ویکی هم به شکل اشتقاق . درعین زمان یک الگو ویک سابقه ای درزبان داشته باشد. بنابرآن چون دانشگاه هم نمونه داشت وخلوتگاه و... خیلی زیاد بوده اند که پسوند "گاه" را با کلمه دانش یکجا کردند ودانشگاه شد. درپشتوهم  چون " تون " به معنی جای بود وپوهن هم به معنای علم یا دانش است پسوند را با  آن یکجا کرده یک ترکیب شد ودرعین زمان یک مشتق را بوجود آورد. به همین قسم کلماتی ازقبیل "شونزی" ویا درفارسی موشک که با اضافه کردن پسوند به یک کلمه بوجود می آید.

دیگرکلماتی مرکب اند. کاملاً دوکلمه مستقل را باهم یکجا کرده یک کلمه جدید را بوجود می آورند. این نوع دیگری واژه سازی است که مثال های آن رازیاد  داریم . مثلاً واژه شناسی یا دانش واژه . دانش هم یک کلمه مستقل است و واژه هم یک کلمه مستقل است، هردو یکجا شده کلمه جدید  دانش واژه را می سازد.

این که ما کلمات ایرانی را به این که معنا زبان ما مستقل است ، زبان ما دیگراست وما باید آن کلمات را هیچ راه ندهیم مثلاً چاپخانه نگوییم عوض آن مطبعه بگوییم ؛ یا مثلاً لهجه بگوییم ، گویش نگوییم؛ این کاملاً یک برخورد غیرعلمی است و در جهان تداول ندارد. گویندگان یک لهجه به اندازه ای تنگ نظرشوند که زبان عمومی جلوگیری می کنند که داخل لهجه شان شود. مثلاً کلمه قوماندان را محکم بگیریم که انگلیسی است وفرماندهی را استفاده نکنیم که از مانیست و از ایران است. یعنی فارسی ایرانی است و با فارسی ما هیچ ارتباطی ندارد!!!

یک تعداد متعصبین می گویند ما این موضوع را قبول نداریم .

دویچه ویله : یک جهان تشکرازشما .

 

© 2008 Deutsche Welle