عصر دولتشاهی
 
 image 
 

به مناسبت روز جهانی زنان

زیب النسا مخفی نخستین دختر اورنگزیب عالمگیر، شهنشاه مغولی هند، بود. شاهدخت زیب النسا شاعری بود متصوف. زیب النسا در سال 1638 پا به این جهان گذاشت. مادرش دلرس بانو، دختر شهنواز صفوی بود. پدرش، اورنگزیب برای تربیت زیب النسا یکی از زنان دربار به نام مریم را گماشت. دراثرتلاش های او بود که زیب النسا در سه سال حافظ قرآن مجید شد.


سپس به فراگیری دانشهای زمان خویش زیر نظر محمد سعید اشرف مازندرانی پرداخت. زیب النسا فلسفه، نجوم و ادبیات را بیاموخت و زبان های فارسی، عربی و هندی را فراگرفت. زیب النسا شهرت به سزایی در خوشنویسی داشت.
مخفی از سن چهارده سالگی به سرودن شعر آغاز کرد. چون پدرش از شعر خوشش نمی آمد او پنهانی شعر میگفت. وقتی یکی از آموزگارانش، استاد بیاض شعر او را بدید، پسندید و او را به سرودن شعر تشویق کرد. گفته میشود که در دربار اورنگزیب، محافل پنهانی شعر و ادبیات برگزار میگردید که دران غنی خان کشمیری، نعمت الله خان، عاقل خان رازی و زیب النسا حضور به هم میرساندند.

آن گاه که اورنگزیب پس از شاه جهان به شهنشاهی رسید، زیب النسا 21 سال داشت. اورنگزیب به استعداد و ظرفیت دخترش پی برده بود و ازینرو مسایل سیاسی را با او درمیان میگذاشت و نظرش را میخواست. 

در برخی از کتاب ها آمده است، گاهی که زیب النسا به دربار می آمد، اورنگزیب همه شهزاده های دربار را به پذیرایی اش میفرستاد. زیب النسا چهار خواهرداشت: زینت النسا، بدرالنسا، مهرالنسا، و زبده النسا. زینت النسا و زبده النسا نیز شاعر بودند.

زیب النسا تا پایان زندگی شوهر نکرد با آن که خواستگاران فراوان داشت. راه زندگی برای مخفی راه عشق بود که باید تنها میرفت و حتی مسیحا را هم سزاوار همراهی خویش درین راه ندانسته است. 

حرف هایی درمورد عشق مخفی  به عاقل خان رازی، حکمران لاهور، گفته شده  اما این ادعا دور از حقیقت است. افسانه های زیادی درین پیوند وجود دارد که هیچیک نزدیک به حقیقت نیست. در دیوان مخفی حتی یک غزل را هم نمیتوان یافت که اشاره به چنین عشقی داشته باشد. در حقیقت، همه اشعار مخفی تصوفی است و درعشق الهی سروده شده.

زیب النسا در زمانی زیسته است که بسیاری از شاعران  در اوج شهرت بودند، مانند: مرزا عبدالقادر بیدل، کلیم کاشانی، صائب تبریزی، و غنی کشمیری.

با آن که تاثیر حافظ را میتوان در اشعار مخفی ردیابی کرد، اما اوهمچنان یکی از شعرای مکتب هندی در شعر فارسی به شمار میرود.

افزون بر دفتر شعری با پنجهزار بیت که از مخفی به جا مانده، کتاب هایی چون: مونس الروح، زیب المنشاآت و زیب التفاسیر، نیزاز اوست. نویسندهء مخزن الغرائب مینویسد که، دیوان مخفی پانزده هزار بیت داشته است. دیوان شعر مخفی در سال 1929 در دهلی و درسال 2001 در تهران چاپ شد. نسخه های خطی آن در موزیم ملی پاریس، کتابخانه موزیم بریتانیا، کتابخانهء دانشگاه توبنجن جرمنی و کتابخانهء موتا در هند یافت میشود.

مخفی درسال 1907 در شاهجهان آباد دهلی کهنه، درحالی که پدرش اورنگزیب در سفر دکن بود، پدرود زندگی گفت. آرامگاهش در باغ "سی هزار درخت" برون دروازهء کابل بود. اما زمانی که راه آهن از شهر دهلی گذشتانده میشد، آرامگاه او به سکندرهء آگره در کنار مقبرهء جلال الدین محمد اکبر برده شد.

گفته اند که روزی اورنگزیب محفل مشاعره داشت واین مصرع را به گونهء اقتراح برخواند:

در ابلق کسی کم دیده موجود

از بوده گان دران محفل کسی جواب نداده بود که مخفی وارد محفل شده و پاسخ داد:

مگر اشک بتان سرمه آلود.

پس شعررا چنین پوره کرد که:

در ابلق کسی کم دیده موجود

مگر اشک بتان سرمه آلود

به راستی هم وقتی قطره اشکی از چشم سرمه آلود سرازیر شود، گرد سرمه دران میماند به این گونه مخفی آنرا به در ابلق تشبیبه کرده است که ترکیبی است زیبا و شاعرانه.

همچنان این رباعی زیبا ازاو است:

ای آبشار نوحه گر از بهر چیســــــــتی

چین برجبین زده در آرزوی کیســــــتی

دردت چه درد بود که چون من تمام شب

سر را بسنگ میزدی و میگریستـــــــی


یادداشت: رباعی پایانی این نوشته، ازمقالهء جناب گل احمد شیفته نشر سایت خاوران، برگرفته شده و آنچه در مورد زندگی مخفی درینجا آمده، برگردان متنی از ویکیپیدیا به زبان انگلیسی درمورد مخفی است. عکس هم از ویکیپیدیاست.