اسلام کریم اف، رئیس جمهور ازبکستان اخیراً دختر خود «گلناره کریم اف» را در سمت معاون وزیر خارجه این کشور تعیین کرد.

ارزیابی ها در خصوص تصمیم جدید کریم اف این است که کریم اف می خواهد دخترش سرانجام جای پدر را بگیرد، پدری را که نامدار ترین و خود کامه ترین رهبر یکی از کشور های آسیای مرکزی است.


گلناره کریم اف را در ازبکستان با نام «گوگوشه» نیز می شناسند. وی این نام را به تقلید از خواننده قبل از انقلاب ایران «گوگوش» (فائقه آتشین) برای خود انتخاب کرده است و در رادیو و شبکه های تلویزیونی کشورش با این نام به اجرای ترانه می پردازد. اما مطالب این مقاله تنها در باره فعالیت هنری گلناره نیست، بلکه نظر به آینده سیاسی دختر رئیس جمهور است که پدر وی یعنی اسلام کریم اف از حالا برای وی پش بینی می کند. در آستانه انتخابات ریاست جمهوری از گلناره به عنوان نخستین نامزد جهت دستیابی به این مقام در جای پدرش یاد می کردند. اما در اول فوریه سال جاری انتخاب وی به عنوان معاون وزیر خارجه ازبکستان در امور فرهنگی، گلناره را وارد جریانی کرد که می تواند او را به سمت و سو قدرت اصلی کشور ببرد.

تاشپولاد یولداشیف، تحلیلگر سیاسی مستقل در تاشکند در این باره می گوید: «مدتها سر و صدا هایی در جریان بود که گلناره کریموا به سمت شهردار تاشکند انتخاب می شود. مسئله این است که اگر اسلام کریم اف در سیمای دخترش وارث خود را می بیند، باید گلناره تجربه رهبری را داشته باشد. من فکر می کنم که تعیین گلناره به مقام معاون وزیر خارجه ازبکستان بدان معناست که کریم اف وی را آماده می کند تا وی در آینده به کرسی ریاست جمهوری بنشیند. با وجود این من فکر می کنم که اگر کریم اف عمر دراز داشته باشد کرسی اش را به کسی نمی دهد».

گلناره 35 سال دارد و در دانشگاه هاروارد امریکا تحصیل کرده است و در دانشگاه تاشکند عنوان دکترای علوم سیاسی را به دست آورده است. وی در ورزش کاراته کمربند سیاه دارد. در امور سیاسی ازبکستان مقام هایی را بر عهده داشته است. برای نمونه: مدتی مشاور وزیر امور خارجه بوده است و یک دوره به عنوان فرستاده ویژه ازبکستان در سفارت این کشور در مسکو مشغول به فعالیت بوده است.

اما در ازبکستان وی را چندان به عنوان شخصیت سیاسی نمی شناسند، زیرا وی بیشتر به تجارت و فعالیت های اقتصادی مشغول است. بنا بر گزارش ها، وی کنترل بر صنعت نفت و گاز ازبکستان را در دست دارد. وی همچنین صاحب یک شبکه تلویزیونی است و شبکه ساختمانی نیز در اختیارش است. می گویند که فعالیت تجاری وی تا مسکو و دبی و حتی ژنو گسترش یافته است و در تهیه و آرایش جواهرات و همچنین خوانندگی نیز دستی دارد.

مطبوعات، بخش های خرده فروشی و تفریحگاه ها را نیز زیر نظر خود دارد. گهگاهی در آغاز کنسرت هایش نمایشگاه مد لباس های زنانه را بر پا می کند.

تحلیلگران می گویند: یکی از اهداف تعیین گلناره به این مقام ضمانتی برای حفظ همه این ثروت و دارایی و امتیاز هاست. مخالفین حکومت ازبکستان معتقدند که کریم اف می خواهد دخترش دارای وظیفه و مقام بالایی در حکومت باشد و حتماً نباید او رییس جمهور شود. مقام های دیگری در حکومت وجود دارد که در صورت تصاحب آن اعضای خانواده کریم اف دو ضمانت خواهند داشت. اول این که این خانواده نفوذ سیاسی خود را حفظ خواهد کرد و دوم بعد از آن که کریم اف از مقام خود کنار رفت، دخترش حافظ دارایی خانواده خواهد بود.

اکثر تحلیلگران می گویند که اگر گلناره بخواهد به عنوان سیاستمدار جای پدرش را بگیرد باید راه طولانی را بپیماید. ولی این سرو صدا ها نیز وجود دارد که گلناره نسبت به تاجران رقیب خود بیرحم است و آنها به اصطلاح چشم دیدن وی را ندارند. از سوی دیگر مردم معمولی در فقر به سر می برند و چنین اوضاعی تصورات آنها را در باره گلناره دگرگون کرده است. نکته دیگر این است که وی باید سیاستمداران را به خود جلب کند و از حمایت آنها برخوردار باشد.

ولی واقعیت آن است که گلناره در سالهای اخیر در زمینه تجارت، راه را بر سیاستمداران نامدار بست و فرصت ها را به نفع خود جلب کرد و در نتیجه بزرگان سیاست ازبکستان را از خود آزرده خاطر کرد. به همین دلیل گلناره تحصیل کرده غرب که از مادری روس تربیت شده است و به زبان روسی صحبت می کند باید در عرصه سیاست ازبکستان برای خود جای پا باز کند آنهم در دنیایی که مردان در آن تسلط دارند.

تاشپولاد یولداشیف، تحلیلگر ازبک در صحبت درباره گلناره کریم اف می گوید: «تجارت وی به خاطر نفوذ پدرش شکوفا شده است، پدری که در کشور قدرت مطلق است و بیشتر از نصف کشور به دخترش تعلق دارد، ولی من نمی توانم در باره فعالیت های سیاسی وی و دستاورد هایش چیزی بگویم. وی زنی است که تجارت اش در سایه پدر رشد کرده.

در سوم فوریه سال جاری سامانه « UZMETRONOM.COM » نوشت: مقام جدید به گلناره کریم اف مصونیت دیپلماتی می دهد، تا وی بتواند به کشور های خارجی سفر کند، زیرا برای طلاق از منصور مقصودی، شوهر امریکایی ازبک تبار افغانستانی اش در سال 2003 و ماجرا های خانوادگی در آمریکا پرونده دارد، به این سبب هنوز خطر بازداشت و حبس وی از بین نرفته است.

نویسنده: مهین السادات صمدی