برگرفته از روزنامهء هشت صبح- دوشنبه ۳۰ ثور

 روز یکشنبه محکمه استیناف پرویز کامبخش، روزنامه نگار افغان در محکمه مرکزی استیناف ولایت کابل برگزار گردید. این دومین جلسه محاکمه آقای کامبخش به اتهام توهین به مقدسات و تکثیر مطالب ضد دینی است. گفته می‫شود آقای کامبخش در زمانی که در دانشکده ژورنالیزم مشغول تحصیل بوده، مطلبی را از یک سایت انترنتی گرفته، با اضافه کردن چند پاراگراف از خود، آن را در میان هم‫صنفی هایش تکثیر کرده است. محکمه ابتداییه نیز آقای کامبخش را به این اتهام محکوم به اعدام کرده بود و پس از استیناف طلبی آقای کامبخش، روز گذشته محاکمه وی در شهر کابل به طور علنی دایر گردید.


در جریان محاکمه آقای کامبخش بار دیگر اتهامات وارده علیه او مطرح شد و در پهلوی آن شهادت دوازده تن از هم‫صنفی های آقای کامبخش و چند استاد وی نیز ارایه شد، که همه بر تکثیر این مقاله ضد مذهبی توسط کامبخش تاکید کردند؛ چیزی را که آقای کامبخش به شدت رد می‫کرد. آقای کامبخش در اظهاراتش بیشتر بر سادات بودن و مسلمان بودنش تاکید داشت. او اظهارات هم‫صنفی هایش را مغرضانه و ناشی از رقابت بین خود و آنها دانست. آقای کامبخش گفت اظهارات اولیه اش مبنی بر اعتراف تکثیر این مقاله در ریاست امنیت ملی ولایت بلخ به زور از وی گرفته شده و در آن جا مورد شکنجه نیز قرار گرفته است. او اظهارات سارنوال را نیز ضد و نقیض عنوان کرد.
بازداشت و محاکمه آقای کامبخش در اواخر سال 1386 سر و صدا های زیادی را در میان نهاد های حقوق بشری و انجمن های حامی خبرنگاران ایجاد کرد. مسوولین نهاد های مدافع خبرنگاران و کمیسیون مستقل حقوق بشر این اقدام را غیر قانونی دانستند. چند نهاد بین المللی نیز بازداشت او را محکوم کرده و حتا از رییس جمهور خواستند تا در این زمینه خود مداخله کند. از سوی دیگر یک تعداد از نزدیکان آقای کامبخش گفتند این اتهام بر وی در ولایت بلخ به دلیل خصومت های شخصی صورت گرفته است.
از سوی دیگر کارشناسان می‫گویند محکوم کردن عجولانه آقای کامبخش در محکمه ای در بلخ، به نوعی واکنش در مقابل کوتاه آمدن های‫است که در گذشته توسط محاکم و دولت در مقابل حرکاتی از این دست که از سوی یک تعداد افراد و روزنامه نگاران صورت گرفته بود، می باشد .
از سوی دیگر در محکمه روز گذشته آقای کامبخش استناد بر مواردی که در مورد اهانت به اسلام علیه وی صورت می گرفت، بسیار سطحی بود.
به طور مثال در اتهام نامه گفته شده که گویا آقای کامبخش لطیفه ای را از طریق مبایل به دوستانش فرستاده که مغایر با معتقدات دینی ما است.
اگر آن هایی که در پی اعدام کردن آقای کامبخش هستند، یک‫بار به کتاب های کلاسیک ما مراجعه کنند، مسلما با این نگرش همه نویسندگان و شاعران گذشته مارا مرتد و زندیق خواهند گفت و حافظ و مولوی با تمام دین شناسی شان جزو از دین برگشته گان خواهند بود .
ما در موقعیتی زندگی می‫کنیم که نگاه های زیادی در سراسر جهان به سوی ما دوخته شده است تا برخورد ما با دین خود مان را که دین رافت و عطوفت است، ببینند.
در حالی‫که استفاده ابزاری از اسلام توسط تروریستان باعث شده است که یک تعداد بدون آگاهی واقعی از اسلام خشونت را لازمه دین اسلام بدانند و در چنین حالتی بر خورد های سطحی با مسایل دینی ما را در نزد جهانیان بدنام تر خواهد ساخت. دین اسلام دینی است که در هر توصیه و گفته اش عفو و بخشش جایگاه خاصی دارد، دینی که حتا نمی خواهد کسی را که قتل نفس هم کرده است به سادگی از بین ببرد. به نظر می‫رسد حتا از نظر دینی در مقابل چنین مسایلی هم این گونه واکنش تند مناسب نیست. به فرض که حتا این اتهام بر آقای کامبخش تایید شود مستوجب اعدام نخواهد بود. زیرا اولا که این نوشته از وی نبوده و از کسی دیگر است و با خواندن یا دادن به دیگری برای مطالعه نباید یک مسلمان را به عنوان مرتد یا زندیق اطلاق کنیم . از سوی دیگر آقای کامبخش هنوز در سنی نیست که بتواند تحلیل های پیچیده ای در زمینه برخورد دین با مسایل حقوق زنان را مطرح کند.
حضور تعداد زیاد خبرنگاران وفعالان رسانه ای خارجی در محکمه آقای کامبخش، نشان داد که این مساله چقدر برای آنان جذاب است. پس برای این که مساله بار دیگر دستاویز بستن اتهامات، خشونت طلبی و افراطی گری به اسلام نگردد، ضرور است با این مساله برخورد درست و منبعث از اساسات واقعی دین انسان دوست اسلام داشته باشیم .