نقطه انعطاف

آمد مگر که باز از آن سوی سال شب
آتش مگر نسوخته سی سال بال شب؟

راهی برای روز تفقد نمانده گیست
بر آسمان ستاره بچیدند خال شب؟

ای وای دخترک به تبسم خریده ای
این مویه های بستة چادر کشال شب

دیروز روز مرگ کبوتر به «خوست» بود
اِم شام میرسد به «ارزگان»، هُمال شب

دستان نو عروس تو "قندار" خون گرفت
بگذار گورِشان بکنم زیر شال شب

دادم به یک سکوت گروگان سپیده را
امشب به انقلاب بگیرم دوال شب

اما کی فهم می کند این را، کدام سال
ازانعطاف می گذرد انحلال شب


محمد اسحاق فایز

جوزای 87 جبل السراج