اگر "پوهنتون" را پذیرفتی، آمادهء پذیرش هر چیز دیگر باید باشی!
 
(اعلامیهء بنیاد فرهنگی شقایق)
 
 
بحث برسر به کارگیری واژه های زبان فارسی دری از سوی گویندگان آن یکی از بحث های عدالتخواهان و ستم ستیزانه است که امروز در کشور ما به شدت جریان دارد. پارلمان کشور در آستانهء یک امتحان بزرگ درین راستاست. نمایندگان مردم در پارلمان وظیفه دارند تا از هویت، زبان، تاریخ و فرهنگ مردمی که آنها را انتخاب کرده اند، دفاع کنند. این وظیفهء تاخیر ناپذیر ومبرم آنهاست. اگردرین وظیفه اهمال کرده و فیصله یی خلاف منافع مردم خویش را می پذیرند رو سیاهی ابدی نصیب شان خواهد شد.
 

ما گویندگان زبان فارسی دری از هیچ قومی و گروه زبانی دیگری نخواسته ایم که وقتی به زبان خود صحبت میکنند، واژه های زبان فارسی را به کار ببرند. چنانچه برون راندن واژه های زبان دری از زبان پشتو همین حالا به شدت و پیگیری تمام ادامه دارد. اما گویندگان زبان پارسی هرگز به خود حق نداده اند تا ازآنها بپرسند، چرا؟ ما هرگز به خود اجازه نداده ایم که به آنها بگوییم شما با برون راندن واژه های زبان فارسی از زبان پشتو از فارسی زبانان نفرت دارید. ما هرگز نگفته ایم که شما به خاطر خوش ساختن خاطر خارجی ها، به خصوص پاکستان و استعمارگرانی که دشمن زبان پارسی بوده اند، زبان پشتو را از واژه های زبان فارسی می پالایید. فارسی زبانان کشور هرگز به کسی همچو توهینی نکرده و هیچ کسی را به خاطر به کارگیری واژه های زبان خودش جاسوس این آن کشور نخوانده اند. فارسی زبانان این تعقل و این ادب و این ملاحظه برای حفظ روابط همزیستی با هموطنان پشتو زبان خود را داشته اند که به آنها احترام بگذارند و به آنها حق بدهند آنچه لازم دانند در زبان خود بگویند.
 
برعکس، فاشیست های میخ و افسارکندهء قومی اینک بیجیایی را به جایی رسانده اند که با حیله ها و نیرنگ های سازمانیافتهء قومگرایانه به تحمیل خواست خود بالای اقوام و گویندگان زبان های دیگر کشور به ویژه زبان فارسی دری می پردازند.  
 
ما که خواهان به کارگیری واژه های زبان خودمان در زبان خودش مانیم، هیچ گناهی را مرتکب نشده و این حق ماست. ما برای گویندگان دیگر زبان های کشور این حق را قایل هستیم. چرا ما ازین حق محروم شویم؟
 
طرح "ترمینولوژی ملی" بهانه ییست که هیچ بنیاد قانونی نداشته و ما چیزی به نام ترمینولوژی ملی نداریم. آنچه در قانون اساسی به ارتباط "ترمینولوژی ملی" ازان سخن به میان می آید، دستکاری رئیس جمهور کرزی در قانون اساسی بوده از سوی جرگهء کبیر ملی (لویه جرگه) هرگز تصویب نشده است.
 
درین زمینه، یاد آوری این نکته را ضروری میدانیم که پیش از "پوهنتون" اینجا "دانشگاه" بود!
 
استاد واصف باختری سال گذشته دریک سخنرانی در ایالت کلیفورنیای امریکا، جایی که شماری از شخصیت های افغانستان و ایران حضور داشتند، در پاسخ به پرسش یکی از هموطنان گفت که، پیش از به کارگیری واژهء پوهنتون نام این نهاد علمی دانشگاه بوده و چنین به کار میرفته است. ایشان در توضیح ادعای خوی گفتند: زمانی که داکتر محمد انس رئیس دانشگاه کابل بود، تقدیرنامه یی به امضای محمدظاهر شاه، پادشاه افغانستان بدست آورد که درین تقدیر نامه، به خط روشن و برجسته نوشته شده بود:
 
"…. داکتر محمد انس، رئیس دانشگاه کابل….."
 
ازین برمی آید که به کارگیری واژه دانشگاه ویژهء زمان ما نبودده و چون سمارق سرنکشیده است. جایگزین ساختن پوهنتون به جای دانشگاه کاریست که از سوی فاشیست های قومپرست و آنهایی که خواهان "هویت پشتونی" برای این کشور اند مطرح و برآن پافشاری میگردد.
 
مساله تنها برسریک دانشگاه نیست. آنهایی که برنامهء "دویمه سقوی" و "هویت پشتونی" را دنبال میکنند، تنها به واژهء دانشگاه قانع نیستند. دربرابر آنهایی که مخالف به کارگیری کلمهء "پوهنتون" در زبان خود اند، میدانند که این داستان سردراز دارد. پذیرش "پوهنتون" سرآغاز پذیرش "تون" های دیگر است و سرآغاز پشونیزه کردن زبان دری. مساله به این سادگی نیست!
 
ما از تمامی دانشگاهیان، سیاستمداران، خیراندیشان و سایر هموطنانی که خواهان برابری، برادری و حقوق مساوی اتباع درین کشور بوده و با هرگونه ستم، تبعیض و تحمیل مخالف اند،  میخواهیم که در برابر تیم تمامیت خواه دولت و گروه پارلمانی آنها که کشور را با تعصب، سرتنبگی، زورگویی، بیحیایی و توطئه های رنگارنگ شان به دام مخالفت ها و دشمنی های قومی کشانده اند، تمام قد ایستاده شوند و نگذارند غدهء سرطانی فاشیزم افغان ملتی کشور مارا نابود کند.
 
بازهم تکرار میکنیم که ما واژه های خود را بر دیگران تحمیل نمی کنیم. این آنها هستند که میخواهند تحمیل کنند.
بازهم میگوییم که "ترمینولوژی ملی" تخم نقاق و شقاقی است که رئیس جمهور کرزی در قانون اساسی گذاشته است. بنابران هیچ دلیلی وجود ندارد که ما زبان خود را فدای خواست گروه های فاشیست و تبهکاری کنیم که میخواهند زبان ما را مورد تاراج قرار بدهند.
 
دموکراسی های پیشرو دنیا ضمانتهایی را برای حفظ فرهنگها و زبانهای مربوط به اقلیتها می گذارند چه رسد به اینکه زبان تفاهم اکثریت مردم ما از سوی بیمارانی که مربوط به هیچ قوم نبوده و از فقر فرهنگ رنچ می برند، نسخ و فسخ گردد.
 
ما ازنمایندگان پارلمان افغانستان میخواهیم تا وظیفهء خود را در تامین عدالت اجتماعی و پیاده کردن قوانینی که مورد پذیرش همهء مردم بوده نگهبان منافع فرهنگی همهء اقوام بدون تبعیض و تحمیل باشد، به سررسانند.
 
در برابر تلاش های فاشیزم وتحمیل خواست هایش برمردم در کنار عدالتخواهان بیایستید!
 
هرگونه  معامله با هویت فرهنگی وزبانی موکلین روسیاهی تاریخی برای وکیلان به دنبال دارد!
 
وکلای محترم عدالتخواه و برابری طلب!
به هوش باید باشید که شما از حق و عدالت پشتیبانی میکنید و مخالفین تان از تحمیل و استبداد!
نگذارید حق و عدالت زیرپای هیولای تبهکار تمامیت طلبی و فاشیزم گردد!