عصردولتشاهی
کشتار بیگناهان تا به کی؟
 
زمانی که خبر بمباران هرات و شهادت ده ها سبزواری بیدفاع را شنیدم، باردیگربیچاره گی مردم کشورم پیش چشمم قرار گرفت. هرچند مانندگذشته ها ازحکومت دستنگر و خودباختهء جناب کرزی نیزتوقع کاری نمیرفت. اما این بار دست به کار شده و برای "جلوگیری" از تکرار همچو رویداد هایی دو نفر از افسران اردو راکه در هرات خدمت میکنند، برکنار کرده است.
 

اما واکنش کرزی به ارتباط بمباران مناطق مسکونی توسط طیارات امریکایی به گونهء برکناری افسران ارتش به خاطر "غفلت در وظیفه" از خنده آور ترین کار هاییست که جناب کرزی به آن دست زده اند. کارهای جناب کرزی همه فکاهی است. مردم از کرزی میخواهند که از امریکاییان بخواهد تا دست از وحشیگری و آدمکشی بگیرند واگر جنگی با طالب دارند، آنها را بیابند و با آنها بجنگند. کشتار مردم بیدفاع برای چی؟ اما جناب کرزی که زورش به امریکایی ها نمیرسد یخن افسران اردو را گرفته که چرا در وظیفهء تان غفلت کرده اید. یعنی زورش به قصاب نمیرسد، ترکاری فروش بیچاره را لت میکند. آیا قوای هوایی امریکا در افغانستان به فرمان چند افسر نظامی افغانستان در هرات عمل میکنند؟ اگر چنین باشد که باید به این اردو افتخار کرد و کلاه به آسمان انداخت. اما همه میدانند که امریکایی ها خودسرانه و مستقلانه عمل کرده اند.
 
آنچه ما امروز در افغانستان به آن روبرو هستیم، یکی طالب است دیگری قوای خارجی که روی اهداف و منافع خود به کمک افغانستان نیز آمده اند. جنگ در برابر طالب یک نیاز مبرم و فوری است. این جنگ را امروز جامعهء بین المللی به دوش خود گرفته. اما حقیقت مساله اینست که این جنگ بیش ازان که جنگ خارجی ها باشد، جنگ مردم ماست در برابر تجاوز لشکر مزدور، وحشی و بیفرهنگی که به چیزی جز تباهی کشور راضی نمی شوند. اگر در دوستی امریکا و جامعهء بین المللی نسبت به افغانستان چیزی شک باشد، در دشمنی طالبان و حامیان شناخته شده و پشت پردهء شان نسبت به افغانستان هیچ شکی نیست. پس نخستین کشور و مردمی که باید در برابر طالب بایستد، مردم افغانستان اند.
 
ازینرو، باید جنگ در برابر طالبان از سوی افغانستان طرح و به پیش برده شود، نه از سوی خارجی ها. خارجی ها باید همکار باشند نه همه کاره. طرح برنامه های جنگی در برابر طالبان، اگر از سوی ناتو و ایالات متحده شود هرگز نباید بدون حضور طرف افغانستانی  صورت گیرد.  چرا که با پیامد های آن مردم افغانستان در دراز مدت دست وگریبان اند، نه امریکا و متحدان آن.
وقتی که چنین است، چرا حکومت افغانستان درین هفت سال به مردم افسانه خوانده و از سهمگیری فعال مردم درین جنگ برحق جلوگیری کرده است. دولتی که باید با به کارگیری هرگونه افزاری به بسیج مردم و کسب پشتیبانی مردم درین جنگ کوشیده باشد، برعکس همهء افزار را به کارگرفته است تا انگیزه های مقاومت در برابر طالبان را خفه کرده و بیرنگ بسازد. دشمنی آشکار تیم کرزی با نیرو های مقاومت ملی در دوران تسلط طالبان در کشور روی انگیزه های غیر ملی استوار است. این کار خود سبب شده است که طرفداران طالبان درحکومت صدا و اختیار بیشتری یافته و نیرو های مقاومت کنار زده شوند.
 
واما امریکاییان ازهمان روز های نخستین حضور در افغانستان نسبت به حفظ جان و مال مردم ملکی دردوران عملیات نظامی خویش بی تفاوت بوده اند. نخستین کشتار افراد ملکی در اروزگان روی داد و آخرین آن اینک در سبزوار هرات. کشتار در کنر، کاپیسا و اینک درهرات در فاصله های بسیار کمی پس ازیکدیگر صورت میگیرد. آیا این بدان معنی نیست که امریکایی ها به خواست دولت افغانستان هیچ ارزشی قایل نیست؟
 
از سوی دیگر، اردویی که قوت های خارجی میخواهند برای ما بسازند نیز از روحیه و انگیزهء ملی کافی برای رویارویی با طالب برخوردار نیست. وقتی دولت خود در برابر طالب سازش میکند، اردو نیز تنها روز پوره خواهد کرد تا معاش بگیرند.
 
نتیجه این که مردم کشور میان دو نیروی مسلح و قهار گیر مانده اند. مردم ازخود و از جهانیان باید بپرسند که اگراین جنگ، جنگ ماست، چرا ما خود دران سهیم نیستیم و؟ واگر این جنگ، جنگ خارجی هاست، چرا کشور ما، مردم ما، زمین و زندگی ما باید قربانی آن شده و میدان جنگ باشد؟

 
 از آغاز پیاده شدن نیرو های خارجی در افغانستان تاکنون چندین باراست که مناطق روستایی بمباران شده و دران کودکان، زنان و افراد ملکی به قتل میرسند. دولت افغانستان هرگز توانایی متوقف ساختن این حملات را نداشته است. آقای کرزی گاهی خشم نشان میدهند، گاهی عوامفریبانه گریه میکنند، و گاهی هم دوعا کرده و این حملات را "محکوم" میکنند. آیا همهء توانایی یک رئیس جمهور همین است؟ مگر چه کس دیگری درین کشور نمیتواند این کارهایی را که رئیس جمهور میکنند، به سربرساند- قهرشود، گریه کند، دوعای بد کند، و محکوم کند.
 
اما آیا مخالفت با بمباران و چاره جویی تنها کار رئیس جمهور است؟ پارلمان افغانستان چه میکند؟ وظیفهء دادگاه عالی چیست؟ چرا به جای رئیس جمهور دادگاه عالی هیات روان نمیکند تا مساله را به رویت قوانین و نظام  قضایی کشور ارزیابی وحل و فصل کرده وبه محاکمهء مجرمین داخلی و خارجی آن بپردازد؟
اما جامعهء مدنی داریم. احزاب سیاسی داریم. احزاب و رهبران جهادی داریم. این عالیجنابان پرمدعا که گوش مردم را کر کرده هرزمانی از افتخارات و کارآیی های خود داد سخن میدهند، چه کرده اند؟ مگر چنین نیست که این ها هم مانند ولسمشر، فالتو مشر شده اند؟ چه کرده اند این قهرمانان میدان سیاست، جهاد و مقاومت؟ کدام مقاومت، کدام جهاد؟ چرا مرد مردانه پا به میدان نمیگذارند؟ چرا درغار های پارلمان و دفاتر دولتی و قصر های فرعونی شان لمیده اند؟
 
چرا همهء کار را بدست کرزی وبه گفتهء خودشان چار تا "سگشوی و بشقابشوی" اش رها کرده اند؟ آنها که مردان میدان بودند، که کوره های جهاد و مقاومت را دیده بودند، چرا از مقاومت دست کشیده اند؟ چرا کار را درنیمه راه رها کرده اند؟
 
آیا کشور را به کرزی و تیمش قباله داده اند که ازهمه مسوولیت های خویش دست شسته اند؟ آیا این خود نوع دیگری از وطنفروشی نیست؟ وقتی اختیار کشور خویش را کسی به کس دیگری میدهد و از حق خود برای دفاع ازکشور میگذرد، معنی اش وطنفروشی است. این کشور تنها و تنها مال کرزی وتیمش نیست. همه در برابر آن مسوولیت دارند، همانگونه که ادعای حق را میکنند بایدمسوولیت نیز بگیرند.
 
آنهایی که خواهان جای دادن کلمهء "مقاومت" در مقدمهء قانون اساسی بودند، چرا اینک سنگر های مقاومت را به خارجی ها فروخته اند؟ آیا چنین نیست که، پول گرفته اند، قصر ساخته اند، وکیل شده اند، چوکی گرفته اند، و از مقاومت دست کشیده اند؟ آیا این اتهام به آنها وارد نمیشود که دولت را تنها گذاشته اند تا ناکام شود و از ناکامی آن باردیگر برای خود دلیلی برای برگشت به صحنه بسازند؟
 
آیا طالب همان طالب دیروز نیست؟ مگر باداران خارجی شان هنوز هم همان ستراتیژی را ندارند که دیروزداشتند؟ چه چیزی فرق کرده؟ دشمن همان دشمن است و تجاوز همان تجاوز. اما آنچه فرق کرده، اینست که دیگر کسی به مقاومت نمی اندیشد. دیگر کسی به فکر شرف و افتخار نیست. همه به پول، به چوکی، به قصر و به سهم در قاچاق مواد مخدر می اندیشند.
 
مگر کرزی را نمیشناختند که ازهمان آغاز با طالب سرسازش داشت؟ مگر مشاوران کرزی را نمیشناختند که همه برای پیروزی های طالب دهل میزدند؟ چرا کشور و اختیار مردم سرزمین خود را به دولتی که تنها حامی خود خارجی ها را دانسته و رابطه یی با مردم ندارد داده اند؟ چرا گذاشته اند کار دفاع از کشور را به خارجی هایی که هیچ مسوولیتی برای حفظ منافع کشور  قایل نیستند؟
 
آیا بس نیست؟ من میگویم بس است! پیش ازین که هرگونه امید خود را مردم ازدست بدهند، باید دست به کارشد. فالتو مشر ها را به باید به کار انداخت و ازآنها باید ولسمشر ساخت. آنها خود باید این ننگ را از خود بزدایند. باید برای نجات کشور خود دست به کار شوند. چشم به جیب و بازوی جهانیان دوختن، تنبلی و گدایی پیشه کردن، هرگز شهامتی برای ملت نمیگذارد.
 
مردم باید خود نیز دست به کار شوند. باید خود دشمنان خود را بشناسند. افسانه های دشمن را که طالب وابسته به این قوم و آن قوم است را باور نکنند. مردم باید چشم باز کنند و ببیند که از زمان تولد نامیمون پدیدهء شوم و منحوس طالبان تاکنون روزی نیست که ده ها پشتون در هردو سوی سرحد کشته نشود. طالب لکهء ننگی است که دشمن به دامن پشتون می اندازد. مردم باید بدانند که طالبان بدترین دشمنی را با حیثیت و نام پشتون کرده اند.
 
برپشتون هاست که ننگ طالب را ازدامن خود بزدایند و نشان بدهند که گروه طالبان رابطه یی با قوم پشتون ندارد. برسایر اقوام کشور است تا پشتون ها را مانند خود قربانی توطئه های خطرناک دشمن مشترک خویش دانسته دست به دست یکدیگرداده از کشورومنافع مشترک خویش دفاع کنند. تیم کرزی نفاق قومی را به منظور پایش در قدرت طرح کرده وادامه میدهندکه بزرگترین خیانت به بقای افغانستان درشرایط کنونی است.
 
مردم باید خود دست به کارشوند. کرزی وتیمش مصروف قومی بازی است و دیگرقادر به هیچ کاری که دران منافع ملی متصور باشد، نیست.  رئیس جمهور ازخونین ترین قضایا برای پیشبرد مقاصد قومی بهره برمیدارد.
 
مردم کشور باید بدانند که، طالبان دشمنان قسم خوردهء کشور ما بوده و جلو آنها همیشه دردست خارجی است. باید دریافته باشند که حکومت کرزی مسوولیت های خود را در قبال حفظ جان ومال مردم فراموش کرده و مذبوحانه به فکر ساختن حکومت قومیست. کاری که جز اتلاف وقت وامکانات مردم بهره یی ندارد.
قوای ائتلاف بین المللی درخلای یک حکومت دلسوزو مسوول در افغانستان عمل کرده و برنامه های خود را به پیش می برند. آنها هم نه غم امروز مردم وکشور ما را دارند و نه غم فردای آنرا. آنها شاید چنین استدلال کنند که امنیت، پول، تخصص و همه چیز در خدمت دولت افغانستان قرار داده اند و بایدخود مردم توانایی استفاده ازان را بیابند. در برابر جامعهء بین المللی حکومت نماینده مردم پنداشته میشود و زمانی که حکومت خواب قومی ببیند و منافع ملی را فراموش کند، دیگر چه کسی میتواند قوای بین المللی را مجبور به رعایت منافع مردم نماید.
 
درحالی که کشتار غیر نظامیان در سبزوار، کنر، ننگرهار، ارزگان، قندهار وکاپیسا به شدت محکوم کرده آنرا بیتفاوتی در برابر زندگی مردم وحقوق انسانی آنها میخوانیم، از مردم کشور میخواهیم تا دیگر دست زیر الاشه منتظر حکومت ننشینند. باید تمامی امکانات مسالمت آمیز را برای جلوگیری از کشتار غیرنظامیان به کار بست. نباید به کرزی و تیم تمامیت خواه آن اجازه داد تا ازهر رویدادی برای تصفیه های حساب های گروهی، شخصی و فاشیستی خویش بهره بگیرند و کشتار مردم همچنان ادامه یابد.