عصر دولتشاهی

 

نوروز یگانه جشن و آئین آریایی است که از دوران های باستان پیش از اسلام درین سرزمین هستی داشته و تاکنون پابرجا مانده است.

با آن که تمامی پدیده های فرهنگی و اجتماعی با گذشت زمان دگرگونی می یابند و حتی از بین می روند، اما در تاریخ و فرهنگ ما دو پدیده با سخت جانی و استواری بی مانندی زنده مانده اند که هردو به نوبهء خود آزادی و هویت مردم ما را تثبیت و پاسداری کرده اند. اگر زبان شیرین فارسی پدیدهء نخستین باشد، نوروز بیشک که پدیدهء دوم ازین دو همزاد ماندگار است.


درمورد زبان پارسی، که خواه دری بخوانیش خواه تاجکی، سخن بسیار است و اینجا سر بحث وکنکاش روی آنرا نداریم. با  آنهم، از یاد آوری این نکته ناگزیزم که، زبان پارسی و  آیین باستانی نوروزی- هردو، با سختی ها و ویرانگری های زیادی روبرو شده اند. اما همیشه سربلندتر از آنچه بوده اند برون آمده و به زندگی در پهنهء روزگار ادامه داده اند.

نوروز، همانند زبان و فرهنگ ما، آگنده از چنان پنداشت ها، گفتار ها و کردار های نیک و بلند است که هرانسانی میتواند آنرا از آنِ خود بخواند. ازهمینروست که اقوام گوناگون با خصوصیت های زبانی، نژادی، و فرهنگی متفاوت این آیین را ازخود دانسته و آنرا گرامی میدارند. نوروز آیین آریایی است وتمامی اقوام و مردمانی که درین خطهء باستانی زیسته اند نوروز را از خود میدانند. ازهمینروست که نوروز از آنسوی آمو تا اینسوی سند و از پامیر تا آذربایجان و ترکیه گرامی داشته میشود و همه ساله مقدمش را با بهترین نعماتی که خداوند برای شان ارزانی داشته است، گرامی میدارند.

درمورد نوروز وآیین های نو روزی سخن های بسیاری گفتهو شنیده ایم. اما گاهی آیا ازخود پرسیده ایم که چرا و چگونه، نوروز از هزاران مانعیکه در درازای تاریخ در برابرش بوده است، گذشته و سرفرازانه و با تمام تمکین و شکوهشبه ما میرسد؟

ازدید این قلم، نوروز مانند هرآیین فرهنگی واجتماعی دیگر بربنیاد دسته یی از ارزش ها استوار است. به هر اندازه که ارزش ها بزرگو همگانی باشند به همان اندازه آیین های استوار شده بربنیاد آنها میتوانند بزرگ وهمگانی باشند.

حالا که سخن از ارزش های اجتماعی و فرهنگی به میان آمد، بهتر است یاد آورشویم که ارزش ها میتوانند مثبت باشند ویا منفی. از سوی دیگر ارزش ها مفاهیم نسبی اند. بدین معنی که ارزش ها از یک جامعه با جامعهء دیگر و ازیک زمان تا زمان دیگر تفاوت میکند اما برخی از ارزش ها اند که توانایی توافق با زمان و مکان های گونه گون را دارند. از دید این قلم، همین ارزش ها را میتوان ارزش های مثبت خواند که توانایی پایش رادارند. و این معادله از هرسو درست اند. یعنی ارزش مثبت میپاید و ارزشی که میپایدمثبت است.
یک دید دیگر به ارزش ها نشان میدهد که ارزش ها میتوانند شخصی باشند، یا اجتماعی. میتوانند ملی باشند یا جهانی. میتوانند درمحدودهء یک فرهنگ ویژه پذیرش داشته باشد و یا این که در سطح کل جهان انسانیت پذیرفتنی باشد.

واما نوروز ما بر پایهء ارزش هایی استوار است که مرز های زمانی و مکانی را به آسانی درمینوردد. نوروز را به خاطر ریشه های تاریخی و فرهنگی اش در میان اقوام و سرزمین های به خصوصی نمیتوان صادر کرد، اما به خاطر ارزش های جهانی و انسانی یی که دران وجود دارد و چون در تعارض و تقابل به ارزش های دیگر نیز قرار نمیگیرد، میتواند بماند و به زندگی اش را در طول روزگاران بیشمار ادامه دهد.
شاید بهترین توضیح برای مثبت بودن و جهانی بودن ارزش های نوروزی را در خوان هفت سین دریافت که درین مورد پسانتر صحبت خواهیم کرد اما پیش ازان باید گفت که همخوانی آیین نوروزی با طبیعت یکی از راز های دیگرماندگاری آن است. تا گردش زمین و سیارات است و بهار می آورد، نوروز را هم خواهد آورد و تا انسان رابطه اش با طبیعت برقرار است، نوروز وجود دارد. به سخن دیگر نوروز با زمان همخوانی دارد و ازینرو زمان خود بخشی ازین آیین است. اگر ارزش های دیگر با گذشت زمان کهنه میشوند، نوروز با آمدن هرسال نو، نو میشود و کهنگی نمیپذیرد.

خوان هفت سین:
درمورد خوان هفت سین سخن های زیادی وجود دارد.  گفته میشودکه خوان هفت سین باید از غذا هایی که با حرف «سین» آغاز شوند، ساخته شود. اما درعمل به مشکل میتوان هفت غذایی یافت که هم معنی و تفسیر منطقی یی با نوروز و آغاز سال نوداشته باشد و هم با سین آغاز یابند. گاهی این غذا ها را شامل، سبزی، سمنک، سیب و سنجد، سمارق، سیر و سرکه گفته اند. گاهی هم آنرا هفت شین خوانده اند که شامل، شیر، شکر، شمع، شراب، شایه (تخم مرغ)، شهد و .... دانسته اند.
با اینهمه، باید گفت که سفرهء هفت سین در میان مردمان مختلف و اقوام مختلفی که این آیین را برگزارمیکنند از همدیگر متفاوت اند. اما مهم اینست که باید آنچه روی سفرهء هفت سین گذاشته میشود، پاکیزه و مقدس باشد. مهم نیست که نامش با کدام حرف آغاز میشود. و اما شمار چیز هایی که روی سفره گذاشته میشود نیز باید یک شمارهء مقدس و پاکیزه با شد. حتا برگزیده شدن “هفت” نیز ریشه درتقدس خوان هفت سین دارد. چرا که هفت نه تنها درنزد ما بلکه نزد برخی دیگر از ملل جهان مقدس و پاکیزه شمرده میشود. مانند، هفت زمین، هفت آسمان، هفت اقلیم، هفت طبقهء دوزخ، هفت روز در هفته، هفت آیه در سورهء فاتحه....

بدین ترتیب پاکیزگی و تقدس است که درتعیین اجزای هفت سین ارزش دارد نه حرف نخستین نام آنها. همچنان ضروری نیست که همهء این اجزا خوردنی باشند. وازینرومیتوان اجزای هفت سین را شامل این ها دانست:
آب: که نشان حیات و تازه گی است.
سبزه: نشان رویش و زایش
تخم مرغ: نشان باروری و تداوم نسل
آیینه: نشان صفا و خلوص وراستی
کتاب مقدس: نشان تبرک و ایمان
گندم: نشان فراوانی غذا و روزی
ماهی: نشان غذای پاک و حلال
شیرینی: نشان خوش گفتن و خوش زیستن.

چنانچه در بالا گفته آمد در کشور های مختلف خوان نوروزی میتواند متشکل از چیز های مختلف باشد.  اما اصل هایی که در بالا ازان یاد شد، همیشه در نظر گرفته میشود. اگر همهء این اجزا روی خوان هفت سین و یا دریک زمان جمع نباشند درجریان آیین های نوروزی، ناگزیر به کار میروند و در نظر گرفته میشوند.

تخم های رنگ شده در روز نوروز و تخم جنگی، خوردن ماهی تازه و جلیبی، سمنک پختن، سبزی پختن در شب نوروز، خوردن میوه های ترشده همه و همه با یکدیگر و با آیین های نوروزی ارتباط دارند.
رفتن به زیارت قبور، سبزه لگدکردن، آغاز کارهای دهقانی، راه اندازی ورزش های باستانی مانند پهلوانی و بزکشی، نهالشانی و سایر کار هایی که با نوروز می آیند همه همخوانی انسان با طبیعت را نشان میدهد. وقتی طبیعت دست به کار میشود تا کار رویش وتولید نعمات مادی برای بهروزی و بهزیستی زنده جان ها را آغاز کند، انسان نیز، به مثابهء بخش عاقل و اندیشه ورز طبیعت، خود را شریک این کاردسته جمعی میسازد. به گفتهء حضرت سعدی:
ابر و باد و مه و خورشید و فلک درکار اند
تا تو نانی بهکف آری و به غفلت نخوری
بدین ترتیب دیده میشود که نوروز برپایه ارزش های مثبت جهانی، طبیعی و انسانی استوار است و ازینرو پایا است.

درطول تاریخ نوروز دشمنان زیادی داشته است. اما نوروز خود دشمن هیچکس، هیچ دینی و هیچ قومی نیست. نوروز عیدقومی نیست. نوروز عید انسان هاست. از همینروست که نوروز مانند همزاد دیگرش، زبان فارسی، وابسته به یک قوم نیست. درحوزه فرهنگی ما چه کرد، چه تاجک، چه فارسی چه افغان، چه ترک و چه گیلک، چه نورستانی و چه پشه یی، چه هزاره و چه ایماق همه وهمه نوروز را برگزار میکنند و گرامی اش میدارند.

آیین نوروز آیین دوستی است. آیین نوروز آیین انسانی است. آیین نوروز آیین طبیعی است. وچنین است که میماند و چنین است که خواهد ماند.