کرزی کودتا کرد!

 

 

حامدکرزی رئیس جمهور افغانستان دگرگونی هایی در کابینه آورده است. البته همه میدانیم و بدیهیست که تغییر درکابینه هیچ دردی را از درد های بیشمار افتصادی و اجتماعی مردم را درمان نمیکند. اما مساله جنبه های دیگری دارد که باید شگافته شود. تغییرات تازه در کابینهء کرزی درگام نخست، چیزی جز یک کودتا علیه حضور تاجک ها در کابینه تعریف دیگری نمیتواند داشته باشد. این درحالی است که هیچ نمایندهء دیگری ازاقوام مطرح و پرنفوذ کشور، اعم از غیر پشتون و پشتون نیز درین کابینه دیده نمیشوند.


 

در تغییرات تازه، حنیف اتمر که یک فاشیست و خادیست سابقه دار و زخمی شده از سوی مجاهدین در دوران تسلط شورویست از وزارت معارف به وزارت داخله برده شده است. ضرار احمد مقبل را که درگذشته از عضو شورای نظار و از همکاران نزدیک احمدشاه مسعود بود به وزارت عودت مهاجرین رانده اند. فاروق وردک را که یکی از اعضای سابقهء حزب اسلامی و از قوم اقلیت وردک در میان پشتون هاست، به وزارت معارف منسوب کرده اند. وزارت های دیگر آنقدر اهمیتی در تحکیم پایه های قومی یی که کرزی خواهان آن است ندارند.

 

تاجک هایی که در حکومت کرزی مانده اند تنها کاری که میکنند اینست که ترکیب حکومت را ترکیبی ازنگاه قومی متعادل نشان بدهند. البته نفعی که این وزرا به اصطلاح تاجک میبرند هیچ اثری برزندگی مردم شان نداشته بلکه فقط شخص خود شان اند که ازین مقام نفع میبرند. برای این دلقکها کافیست خویشاوندان شان را خویشاوند وزیربگویند. واینها درهمین حد اند- بلی گویان درباری!

 

هیچ نشانه یی دیده نمیشود که کرزی در کار ساختن کابینهء جدید با دو معاون خود مشوره کرده باشد. اگر چنین مشوره یی صورت گرفته باشد و معاونین رئیس جمهور به این تغییرات تن و رضا داده باشند، که روسیاهی ابدی را برای خود خریده اند. اگر با آنها مشوره نشده و رئیس جمهوردر مشوره با تیم فاشیست های خویش به چنین تغیراتی دست زده است، بازهم چه ننگین است که هنوز هم معاونین رئیس جمهوردر پست های خود باقی مانده و استعفا نداده اند. ریش ازاین ها و واکش از فاشیست ها!

 

وزارت های خارجه، دفاع، مالیه، داخله و به همین ترتیب و درردهء دوم، وزارت های معارف، اطلاعات وفرهنگ،  تحصیلات عالی، شهرسازی ومسکن و مخابرات از وزارت های کلیدی و مهم کابینه در افغانستان اند. کرزی برای تطبیق برنامه های استبدادی نوع عبدالرحمن خانی اش، همهء این پست ها را توسط پشتون ها پر کرده است. آن هم پشتون هایی که هیچگونه پایهء نیرومند وموثر قومی ندارند و بیشترشان گنهگاران سابق اند که کرزی پناه شان داده واین ها هم به کرزی چاکری میکنند. کابینهء کرزی از سه گروه چاکران و محافظه کاران و شماری هم فاشیست ها تشکیل شده است.

 

دو وزارت کلیدی ونیمه کلیدی خارجه و تحصیلات عالی به تاجک وازبکی (؟) داده شده که سابقهء چپی داشته و هیچگونه پایه و بنیاد مردمی ندارند. تاکنون نیز جز بلی گویی کاری نکرده اند.  وزارت آب و برق که دردست اسمعیل خان است، با هزاران توطئه از سوی وزارت مالیه که دردست فاشیست های قومیست روبروست و کار تکمیل پروژه های آب و برق را با مشکل مواجه میسازند. از سویی هم نگهداشتن اسماعیل خان در پست وزارت آب و برق بیشتر ازان که به منظور کار درین وزارت باشد، به منظور دور نگهداشتن امیر اسماعیل خان از هرات است.

 

وزارت هایی که به هزاره ها و ازبک ها داده شده هیچیک وزارت کلیدی نیست. وزارت حج و اوقاف که بدست یک ازبک، نعمت الله شهرانی، است یک وزارت بی صلاحیت و بی اثر در زینه های قدرت دولتی است. شاید جناب شهرانی خوش باشند که فرزند شان به صفت معین دروزارت مالیه میتواند چوکی خویش را حفظ کند. که بازهم نفع شخصی و خانوادگی دران مضمر است نه کدام نفع قومی. این درحالیست که دولت کرزی برنامه های قومی دارد.

 

وزارت دفاع، اطلاعات و فرهنگ و معارف در دست وردکی ها قرار گرفته است. وردکی ها را همیشه درگذشته محمدزایی ها به صفت پیشکار و یاور خویش استفاده کرده اند. تا هم پشتون باشند وهم قوم کوچکی که از قدرت نتوانند برای تقویهء قوم خود کار بگیرند. اگرهم کار بگیرند، کاری ازپیش برده نتوانسته و حاکمیت محمد زاییها را به مخاطره نیندازند. اکنون نیز کرزی ازهمان سیاست عنعنونی کار میگیرد و وردکی ها را به همان وظایف شان میگمارد.

 

واما کرزی دربرابر اقوام غلجایی بسیار محتاط و زرنگانه عمل میکند. غلجایی ها را به کار های فرهنگی گماشته و "پشتو" را توسط آنها تقویه میکنند. به خصوص غلجایی های سمت مشرقی که با داشتن فرهنگی پیشرفته تر توانایی اثر گذاری بهتر فرهنگی دارند. کرزی که یک ابدالی و محمدزایی است همانند اسلاف خود از حضور و سربلند کردن غلجایی ها در قدرت ترس دارد. اشرف غنی احمدزی که ازقوم غلجایی است منفور دربار کرزی است و هدایت امین ارسلا که از غلجایی های مشرقی است با وجود تحصیلات عالی در سیاست هیچگاهی به کار مهمی گماشته نشده است.

 

حکومت کرزی تاکنون از فاشیزم افغان ملتی که بیشتر در ولایت ننگرهار، لغمان، پکتیا و پکتیکا نفوذ کرده است، برای اغفال اقوام غلجایی که باشندهء این مناطق اند، کار میگیرد. ورنه هدف کرزی ازحاکمیت پشتون، حاکمیت قوم خودش است. غلجایی ها و به خصوص کوچی ها را به گونهء لشکراستفاده کرده دشمنی با اقوام دیگر را به گردن آنها می اندازد و مانند اسلافش به حکومت ادامه میدهد. کرزی ها هنوز هم از خواب قرون بیدار نمیشوند. اکنون مردم هشیارشده اند و قربانی وسیلهء دست هر "امیر" و "سرداری" نخواهند شد!

 

واما اظهار یک نکته ضروریست که حکومت کرزی با وجود نالایقی هایی که در سایر عرصه ها دارد در کار توطئه و منافقت سرآمد روزگار است.

 

آوازه یی که درآغاز به ارتباط تغییرات درکابینه روی زبان هابود، از تقرر بسم الله محمدی به صفت وزیر دفاع خبر میداد و همچنان گفته میشد که ضرار احمد مقبل به صفت وزیر معارف تعیین خواهد شد. امادیده شد که ازمیان همهء آن خبرها در افواه تنها دوتای آن درعمل پیاده نشد. یکی تقرر بسم الله محمدی به صفت وزیر دفاع و دیگری دادن پست وزارت معارف به ضرار احمد مقبل.

 

چرا افواه را چنین پخش کردند؟ دلیل این بود که دولت میخواست از اقدام طرفداران بسم الله محمدی در مخالفت با تغییرات کابینه پیشگیری کند. چرا که شنیده میشد، شماری از مردم پروان، کاپیسا و کوهدامن با تشکیل جلساتی فیصله کرده بودند که اگر ضرار احمد مقبل از پست وزارت داخله برطرف شود، با دولت مقاطعه میکنند. برای این که از همسویی ولایت پنجشیروسایرحلقات عضو سابقهء جبههء متحد ملی واسلامی که به ائتلاف شمال معروف شده، با این حرکت جلوگیری شده باشد. در افواه پخش کردند که بسم الله محمدی که اکنون لوی درستیز است، وزیر دفاع خواهد شد. دولت بدین منظور سفر های بسم الله محمدی به ولایات جنوبی و به خصوص هلمند را در تلویزیون دولتی انعکاس و پوشش وسیع داد که این گمان را هرچه بیشتر تقویه کند. این درحالیست که درگذشته اخبار بسیار کم وکوتاهی از اجراآت بسم الله محمدی در تلویزیون دولتی نشان داده میشد. تا به حدی که امروز کمتر کسی بسم الله محمدی را در سطح مطبوعات داخلی و خارجی میشناسد.

 

چرا کرزی حکومت قومی میسازد؟

هرچند در قومی سازی و گرایشات قومپرستانه و فاشیستی تیم اصلی رئیس جمهور شکی نیست و تغییرات کنونی درکابینه خود بیانگر این واقعیت است که کرزی و تیمش دیگر هرگونه حد دموکراتیک وملی را پشت سر گذاشته اند، اما در پشت این کار ها عوامل دیگری از بیرون نقش دارند که بازهم با برنامه های فاشیزم افغان ملتی وجاه طلبی اشرافی محمدزایی در چهرهء کرزی بی ارتباط نیستند.

 

کرزی از آغاز کارش تاکنون به جای ساختن ملت واحد و تامین وحدت ملی که وظیفهء هر رئیس جمهور است برعکس به کار قومی ساختن هرچه بیشتر کشور و پاشیدن تخم نقاق وبد بینی درمیان مردم کار کرده است. نزدیک شدن به و گپ شنوی کرزی از فاشیست ترین چهره های شناخته شده و نگاهداشتن رئیس حزب افغان ملت در پست وزارت مالیه از کار هاییست که نفاق و دو دستگی در میان مردم افغانستان را به اوج خود رساند. چرا که دانه های سرطانی فاشیست در پست های کلیدی جای گرفتند واین اندیشهء تباهکن را در سراسر کشور پخش کردند. اینک مردم به روشنی به اقوام تقسیم شده اند و رویارویی قومی جای رویارویی سیاسی و حزبی را گرفته است. این درحالیست که کرزی رئیس حزب گنگرهء ملی را که حزب رقیب افغان ملت شناخته شده و خواهان عدالت اجتماعی برمبنای سهم مساویانهء اقوام در قدرت  است، به بهانهء های مختلف مورد غضب قرار داده وعلیه او دوسیه سازی میکنند. حتی از کشور ممنوع الورودش اعلام کرده اند. سگ را رها میکنند و سنگ را می بندند!

 

نتیجهءاین رویارویی های قومی شورش مردم شمال و نقاط مرکزی علیه دولت خواهد بود. این شورش ها یا جنبهء قومی میداشته باشد، یا حنبهء قومی خواهد گرفت و یا حنبهء قومی داده خواهد شد. ازین وضع ناتو و کشور های هم پیمان آن به نفع خود استفاده خواهند برد. انها به بهانهء سرکوب شورش در شمال حضوربیشتر خواهند یافت. این کار موافق طبع پاکستان و عربستان سعودی نیز خواهد بود. چرا که هم فشار از سرپاکستان کم خواهد شد و هم این کشور یک باردیگر میتواند طالبان خویش را در سراسر کشور به جولان بیاورد. عربستان سعودی نیزهمان برنامه های پیشین خود را از سرمیگیرد و باردیگر غرب با همکاران منطقوی اش به پیاده کردن برنامه های جهانی اش علیه روسیه، چین وایران نزدیک خواهد شد- برنامه هایی که با حادثهء یازدهم سپتمبر برهم خورده بود.

 

دولت انگلیس از پشیبنانان اصلی قومی شدن کشور به نفع پشتون های طالبی است. تعیین حنیف اتمر، مهرهء اصلی انگلیس در کابینه، در پست وزارت داخله روی همین اهداف صورت میگیرد که با اظهارات سفیر انگلیس مبنی بر آوردن "یک دکتاتوری قابل قبول" در افغانستان همخوانی دارد. از تبعات جدایی ناپذیر هر نظام دکتاتوری، سرکوب مردم است. سرکوب مردم توسط پلیس میشود که وزارت داخله این وظیفه دارد. سرکوب مردم که درینجا سرکوب مردم غیر پشتون منظوراست، توسط ضرار احمد مقبل ممکن نبود. آوردن اتمر درین پست است که میتواند اشتهای همیشگی و سیری ناپذیر انگلیس حلقات فاشیستی در سرکوب مردم شمال را ممکن بسازد.

 

درین میان فاشیست های قومگرا عرابه این شیطان خواهند بود که به تمنای تحکیم حاکمیت قومی خویش درهمسویی با برنامه های ناتو، پاکستان و عربستان سعودی به خدمتگذاری خواهند پرداخت. منافع افغانستان منحیث یک کشور واحد، مرفه و مامون برای اتباعش از یکسوو تامین دموکراسی و حکومت مردمی از سوی دیگرقربانی خواهند شد. آزادی بیان همانگونه که بدنام ترین چهرهء فرهنگ دشمن در کابینهء کرزی گفته است، "حرف مفت" خواهد بود.  

 

ساختن کابینهء غیرمتعادل ازنگاه قومی بخشی ازهمین برنامهء بزرگ میتواند باشد که هم فاشیستهای داخلی وهم مداخله گران خارجی از همسایگی های افغانستان گرفته تا آنسوی ابحار خواهان آن اند. حالا چه باید کرد؟ وظیفهء آنهایی که با چنین وضعی مخاف اند چیست؟

 

از آنجایی که اوضاع کنونی دو جنبهء خارجی و داخلی داشته و تحولات داخلی همه درگرو تحولات خارجی است، پس ایجاب میکند تا در هردو جبههء به مقابله پرداخت.

اگر سیاستمداران کشور که مخالف دولت کرزی هستند، خواهان ساختن یک کشور متحد و یکپارچه اند، برنامه هایی تدافعی و تعرضی در برابر دولت باید برمبنای همان منافع کشوری باشد که تجزیه و افتراق دران را نمی پذیرند. اگر تصور میکنند که با کرزی که  با سرتنبگی خواهان حاکمیت تکقومی درین کشور است  نمیتوانند سازش کنند، درانصورت باید بدیل کرزی را در انتخابات ریاست جمهوری پیدا کرده واو را تقویت کنند تا رئیس جمهور شود. بازهم سوال پیدا میشود که با حضور یکی از سرسپردگان کرزی در پست وزارت داخله و پلیس آیا انتخابات میتواند به صورت عادلانه و به دوراز دستبرد پلیس کرزی صورت بگیرد؟ اینجا اگر مخالفین کرزی میخواهند پیروز شوند، باید این جزئیات را در نظر بگیرند. کمیسیون مستقل انتخابات که هرگز مستقل نیست باید مستقل ساخته شود ومورد اعتماد تمامی نیرو های سیاسی باشد. البته این اعتماد نباید براساس رابطه ها بلکه براساس قانون باشد. میکانیزمی باید ایجادشود که هرگونه دستبرد در کار انتخابات را سد گردد.

 

ازسوی دیگر اگر مخالفین کرزی تصور میکند که نمیشود با کرزی در چوکات قوانینی که همه گروگان اوست، کاری به سر برسانند، باید هرگونه همکاری با دولت کرزی را قطع کرده و به ایجاد یک جبههء وسیعتر ملی بپردازند.

 

تشکیل حلقات و محافلی که حافظ منافع اقوام بوده چه در سطح هرقوم و چه درسطح همهء اقوام زیرستم اعم از غیر پشتون و پشتون هایی که در طول تاریخ مورد ستم ابدالی ها و محمدزایی ها بوده اند گزینهء دیگریست که هرگز نباید فراموش شود.

 

درفرهنگ جهانی امروز کشور تازمانی مقدس و قابل دفاع است که منافع، آزادی، امنیت، هویت و ملکیت آدم دران محفوظ است. هرزمانی که این اصل ها به مخاطره بیفتد، دیگر قدسیت وطن به معنی تابعیت از یک نظام سیاسی واحد ازبین میرود وباید به فکر ساختن وطن دیگری شد. هیچ گزینه یی را نباید وهرگزاز نظر دور داشت. آزادی یعنی آزادی ازهرگونه ستم و تحمیل. تنها آزادی، هویت، امنیت و زندگی است که میتواند شرایط تشکیل یک حکومت و وفاداری به آن باشد. باید برای هرگونه شرایط آماده بود.

 

مردم کشور و به خصوص مردم شمال اعم از هزاره، ازبک، پشتون، تاجک وسایر اقوام باید هشیاری خود را حفظ کرده و از تحریکاتی که دولت مزدور و پوشالی به راه می اندازد آگاه باشند. هرگزدست به شورش وقیام مسلحانه که منجر به جنگ شود، روی نیاورند- مگر این که دیگرسایر وسایل مبارزه ناکارآمد شده باشد. مردم شمال تاکنون نیز با برآمدن به خیابان ها و راه اندازی مظاهرات و اعتصاب ها در مناسبت های مختلف هشیاری و آشنایی خود با فرهنگ و تمدن امروزی را به نمایش گذاشت اند. در آینده نیز باید فرهنگ و سنت مظاهرات مسالمت آمیز و حق طلبانهء خویش را حفظ کرده و گسترش دهند.

 

سخن آخر این که پس از تغییرات آنچنانی در کابینه، حالا توپ در میدان شورای ملی است. با آن که از سوی حلقات به خصوص وابسته به فاشیزم قومی، علیه پارلمان افغانستان توطئه میشود و آنها را جنگ سالارو یا وابسته به جنگسالاران میخوانند اما حقیقت اینست که پارلمان یگانه رکن نبستاً ملی درین دولت است. پارلمان افغانستان هرچه هست از سوی مردم انتخاب شده اند و ازهمین روست که محافل وابسته به خارج وضد منافع ملی افغانستان علیه آن تبلیغ صورت میگیرد. تاکنون با تاسف که پارلمان افغانستان چنان صبغهء ملی یی که بتواند دهن مخالفین را ببندد از خود نشان نداده بلکه بیشتر ضعف داشته و دربرابر حکومت  و توطئه هایش عقب نشینی کرده است. آیا این بار شورای ملی توانایی آنرا دارد که جلو کودتای خطرناک و خانه برانداز کرزی را که چه در دراز مدت و چه در کوتاه مدت نتیجهء یی جز تباهی بیشترو ریشه گرفتن استبداد درکشور ندارد، بگیرد؟

 

با آن که گذشتهء پارلمان افغانستان سخت نا امید کننده است اما امید میرود که این بار بتوانند گستردگی و ژرفای فاجعه یی را که کشور با آن روبروست، درک کرده و به کودتای کرزی در هیات دگرگونی در کابینه رای اعتماد ندهند.