عصر دولتشاهی

 

کودتا بود یا نی؟

(بخش نخست)

پس از اعلام ترمیم کابینهء آقای کرزی در سه هفتهء پیش، مطلبی ازین جانب زیرعنوان "کرزی کودتا کرد"، در یکی دو رسانهء انترنتی نشر شد که به دنبال آن روزنامهء آرمان ملی در شهر کابل نیز این نوشته را چاپ ونشر کرد.

 


این نوشته غوغایی به پا کرد و چنان تیم حاکم رابه وحشت انداخت که  به واکنش های جنون آمیزی دست زد. وزیر اطلاعات و فرهنگ که پیشکار تیم حاکم در همچو مواردیست، نه تنها نویسنده بلکه مدیر مسوول رورنامهء آرمان ملی را نیز به خاطر نشر این مقاله محکوم دانسته واز دادستانی کل (لوی سارنوالی) خواهان احضار آنها به سارنوالی گردید. به دنبال آن کسانی به لشکر کشی قومی پرداخته وازمیان همه شورای قومی وردک را مساعد یافته و به آنها چنین تلقین کردند که گویا درین نوشته به قوم وردک چیز هایی گفته شده و آنها را واداشتند که واکنش دهنده و از "قوم" خویش "دفاع" کنند. این رویداد ها در یک گزارش بی بی سی نیز بازتاب یافت. آنها به این اکتفا نکرده و شماری ازدانشجویان دانشگاه کابل را به جاده ها کشانده و از حنجرهء آنها خواهان مصادره شدن روزنامهء آرمان ملی شدند. این مظاهرهء  که دران شمار اندکی از دانشجویان(نه بیشتر از پنجاه تا شصت نفر) شرکت کرده بودند در دروازهء دخولی دانشگاه کابل که بیشتر شان به گزارش آرمان ملی، از جنوب کشور بودند جمع شده و علیه "آرمان ملی" شعار دادند.

 بنده به تفصیل و به زودی درمورد هریک از بهانه های بیمورد وزورگویانهء تیم حاکم به ارتباط این مقاله خواهم نوشت. واما پیش از هرچیز دیگر میخواهم به واکنش شورای قومی وردک بپردازم و از خوانندگان عزیز میخواهم تا نخست مقالهء "کرزی کودتا کرد" را در سایت انترنتی "سرنوشت" و "خاوران" یا هم در وبلاگ "گردراه" و اگر درکابل هستند با بدست آوردن روزنامهء پیمان ملی همان روز، بخوانند تا همه نکاتی را که تیم حاکم براین مقاله ادعا میکند برای شان روشن باشد.

 واما شورای قومی وردک درگردهمایی یی که به گفتهء برخی منابع، به گردانندگی فاروق وردک در یکی از هتل های شهر کابل داشتند، آنچه را که به ارتباط قوم وردک در مقالهء "کرزی کودتا کرد" آمده بود، توهین به قوم وردک خواندند و ازینرو نه تنها ازحکومت خواستند تا این مساله را تعقیب کند بلکه تهدید هم کردندکه درصورت پیگیری نکردن حکومت آنها خود اقدام خواهند کرد...

 پیش ازمطرح کردن هر پاسخی به واکنش "شورای قومی"وردک بیایید ببینیم که به گونهء مشخص در "کرزی کودتا کرد" به ارتباط وردک چه گفته شده؟ دران نوشته درمورد فاروق وردک که سمت وزیر معارف به او داده شده آمده است:

 "... فاروق وردک را که یکی از اعضای سابقهء حزب اسلامی و از قوم اقلیت وردک در میان پشتون هاست، به وزارت معارف منسوب کرده اند."

 و در یک جای دیگر چنین گفته شده:

 "وزارت دفاع، اطلاعات و فرهنگ و معارف در دست وردکی ها قرار گرفته است. وردکی ها را همیشه درگذشته محمدزایی ها به صفت پیشکار و یاور خویش استفاده کرده اند. تا هم پشتون باشند وهم قوم کوچکی که از قدرت نتوانند برای تقویهء قوم خود کار بگیرند. اگرهم کار بگیرند، کاری ازپیش برده نتوانسته و حاکمیت محمد زاییها را به مخاطره نیندازند. اکنون نیز کرزی ازهمان سیاست عنعنونی کار میگیرد و وردکی ها را به همان وظایف شان میگمارد."

 وحالا بیاییم به برداشت "شورای قومی" وردک ازآنچه در بالا آمده چیست. درنوشته آمده که، "وردک قوم اقلیت درمیان پشتون هاست". آیا چنین نیست؟ شاید سوال شود که چرا مردم به اقلیت ها و اکثریت های قومی تقسیم شوند؟ بلی، اما آیا تیم حاکم بنیاد همه کار هایش بر اقلیت ها و  اکثریت های خود ساخته و خود انگاشته استوار نیست؟ دلیل تیم حاکم در پرکردن پست های کلیدی کابینه توسط پشتون ها چیست؟ از هر فاشیست وقومگرا اگر پرسیده شود، روشن است که جوابش همین است که پشتون ها اکثریت استند بنابران باید اکثریت چوکی های کابینه از پشتون ها باشد. بگذریم ازین که معلوم نیست اکثریت از دید این ها چه معنی میدهد و این اکثریت چند فیصد کل را میسازد اما سوال اینجاست که وقتی شورای قومی وردک بر تقسیم بندی های اقلیتی و اکثریتی تیم حاکم اعتراض ندارد، چرا وقتی حقیقت روشنی مبنی بر اقلیت بودن قوم وردک در میان سایر اقوام پشتون درمیان می آید، برآن بشورند و اعتراض کنند.

 بلی سوال اینجاست که: اگرچوکی های حکومت به تناسب نفوس ملیت ها درنظرگرفته شود، پس چرا این تقسیم درمیان خود پشتون ها نیست؟ اگر پشتون ها در سطح افغانستان نفوس بیشتر داشته باشند، غلجایی ها درمیان پشتون ها اکثریت دارند. پس ازان درانی ها می آیند. چرا اکثریت چوکی های کلیدی کابینه به غلجایی ها داده نمیشود؟ آیا افشای همچو بیعدالتی هایی دشمنی با وحدت ملی است یا این که اجازه دادن به بیعدالتی ها؟ در مقالهء "کرزی کودتا کرد" چیزی دیگری گفته نشده مگر همین که باید عدالت اجتماعی در تقسیم قدرت دولتی در نظرگرفته شود. به هوش باید بود که کرسی های وزارت در یک کابینه  بیشترکرسی های سیاسی اند تا مسلکی.

 در پاراگراف دیگر آن مقاله گفته شده که وردکی ها را محمدزایی ها به صفت پیشکار ویاور خویش استفاده کرده اند. درینجا منطور از "محمدزایی ها" حکام محمدزایی است و این مطلب از ادامهء جملات روشن میگردد ودلایلی نیز ارائه شده که بیانگر دیدگاه ودلیل انتخاب وردک ها از سوی حکام محمدزایی است. درین پاراگراف دیدگاه حکام محمدزایی است که میتواند منفور باشد نه اقوام وردک. وقتی حکام محمدزایی نسبت به وردکی ها چنین دیدی دارند، به معنی آن نیست که همهء مردم وردک تن به همچو خواهشی داده باشند و چاکری پذیرفته باشند.  شکی نیست که شماری تن داده اما هرگز همهء وردک مزدور وچاکر نبوده اند.  

من گفته ام که وردکی ها را "یاور وپیشکار" میساختند. آیا یاور و پیشکار بودن عیب و ننگ است؟ حتی اگر عیب وننگی هم باشد، که هرگز چنین نیست، باید به این نکته توجه کرد که

میگویند، "غلام بودن، گناه غلام حلقه به گوش نیست، بلکه غلام درصورتی گنهکار پنداشته میشود که به حلقهء غلامی یی که درگوش دارد افتخار کند."

هرگزگفته نشده وردکی ها به مزدوری بیچون و چرا به حکام مستبد و ضد ملی درگذشته تن داده اند. یاور و پیشکار بودن که عیب نیست و هرگز نیمتواند توهین به شمار آید.

 مشکل اینجاست که دیدگاه تیم فاشیست و قومپرست حاکم در افغانستان برمبنای برتری و  فروتری اقوام است. آنها انسانها را در کتله های قوی و نژادی و زبانی ارزیابی میکنند نه به مثابهء افراد. درچنین یک طرز دیدی، یک قوم یا خوب است یا بد. یا سربلند و صاحب و افتخار اند یا سرافگنده و بی آبرو. حالا ازدید اینها همهء افراد منسوب به یک قوم نیز یا خوب اند با بد. و معیار درین قضاوت وطرز دید انتساب به یک قوم است.  اینها برای برتری قوم خود تکیه به شخصیت نیک منسوب به قوم خود کرده وازان تاپه یی ساخته برپیشانی همهء افراد منسوب به آن قوم میزنند. واما در مورد اقوام دیگر شخصیت های بد را معیار گرفته همهء افراد قوم دیگر را بد می انگارند. چنین است خصلت گله یی و خصلت قومی قایل شدن به افراد انسانی. به همین خاطر است که این ها عکس های میرویس خان و احمدخان ابدالی را بلند کرده و به خاطر همقوم بودن با آنها افتخار میکنند اما هرگزبه روی خود نمی آورند که شاه شجاع، دوست محمد، عبدالرحمن، یعقوب خان، فتح خان، نادرخان، تره کی و نجیب نیز به همین اقوام منسوب اند. چگونه ممکن است که افتخار احمدشاه و میرویس به آنها برسد و ننگ شاه شجاع ویعقوب خان و ترکی نی؟

 ازمن هرگز برنمی آید که به خاطر مزدوری یا چاکری یک وردکی همهء وردکی ها را بد بگویم. من نه قومگرا هستم و نه فاشیست. بلکه تاکنون هرچه نوشته و گفته ام ضدیت با فاشیزم و قومگرایی و ذهنیت قبیلویست. توجه به اقوام در نوشتهء "کرزی کودتا کرد" نیز برهمین نکته استوار است که تیم کرزی قومی می اندیشد و جناب کرزی انتساب افراد به چوکی های کابینه را با درنظرداشت موقعیت های قومی انجام داده است. اگر توهینی در کار باشد این کرزی است که به قوم وردک توهین کرده است. چرا که تصور میکند موجودیت شمار زیادی از وردک ها در کابینه برایش خطر آفرین نیست. اما درمورد افراد منسوب به اقوام دیگر سخت حساس است. به طور مثال از ده ولایت، از آن جمله پنجشیر، پروان و کاپیسا هیچ وزیری وجود ندارد. آیا منسوبین به این ولایت های ده گانه هیچ استعداد ولیاقتی ندارند؟ یا این که جناب کرزی از حضور انها در کابینه میترسد؟ منبع این ترس چیست؟ آیا فکر میکند آنها مانع خودکامگی رئیس جمهور میشوند؟ چرا رئیس جمهور از وردک ها چنین ترسی ندارد؟

 بازهم تاکید میکنم که من طرز دید حکام محمدزایی را درمورد اقوام بیان کرده ام و هرگز چیزی درمورد خصلت قومی نگفته ام. من به خصلت قومی باور ندارم. بلکه انسان ها خصلت های انفرادی دارند. درهرقومی خوب و بد وجود دارد. همان گونه که به خاطر یک یعقوب خان ویا یک شاه شجاع همه اقوام ابدالی را نمیتوان بد گفت، به خاطر یک امان الله خان نمیتوان همهء آنها را خوب هم گفت. بلکه هرشخص پروندهء خود را در تاریخ دارد.

 واما درمورد واژهء" اقلیت " باید بگویم که هدف من تنهاکمیت بوده است و هیچ کیفیتی را به آن پیوند نداده ام. گفته ام که "فاروق وردک که از قوم اقلیت وردک در میان پشتو هاست..."

چنانچه گفتم من به خصلت های گله یی درمیان انسان ها باور مندنیستم. شورای قومی وردک به جای حرف شنوی از فاروق وردک که عضو تیم حاکم است، از او بخواهند تا در برابر آنهایی که مفکوره های گندیده و ضد انسانی اقلیت و اکثریت را تبلیغ میکنند، دست به کار شده و از همکاری و همدستی با آنها اجتناب کند. شما بروید و کتاب "دویمه سقوی" را بخوانید که شخصی با نام مستعار "سمسور افغان" نوشته است.  درین کتاب که برمنبای ذهنیت گله یی و قبیله گرایی نوشته شده اقلیت ها را منبع خیانت، تسلیم و خدمت به بیگانگان معرفی کرده اند. ازهمین خاطر توصیه میکند که باید اقلیت های غیر پشتون از سرحدات افغانستان کوچانیده شده و درهمهءسرحدات اقوامی از قوم اکثریت پشتون جای داده شود.

 اگر منطق مساله درنظرگرفته شده و فرض کنیم که پشتون ها دربرابر سایر اقوام اکثریت باشند، و اقلیت ها هم منبع خود فروشی و تسلیم و خیانت باشند....پس خود باید قضاوت کرد که اقلیت کوچک وردک درمیان سایراقوام پشتون با کدام نظر دیده شود و چه عنوانی به خود بگیرد. اقوام وردک باید از فاروق وردک بخواهند که با نویسندگان و طرفداران کتاب دویمه سقوی قطع رابطه کند ویا آنها را محکوم کند. شما به کسانی که اقلیت بودن را مترادف به مزدور بیگانگان شدن میدانند باید مبارزه کنید و در برابرآنها باید "قطعنامه" صادر کنید. گفتنیست که نویسندهء کتاب «دویمه سقوی» به گفتهء بسیاری اسماعیل یون است  که همراه با همفکران دیگرش از مشاوران نزدیک رئیس جمهور است.

 بنده با همین طرز تفکر قبیلوی و قومیست که مخالفم. آنچه من نوشته ام اعتراضی است به تفکر قومی و تقسیم مردم به اقلیت و اکثریت.  دربخش های دیگر مقاله نیز به ارتباط اقوام دیگر حرف هایی وجود دارد. نمیدانم چرا تنها قوم وردک را به لشکرکشی قومی دربرابر این مقاله واداشته اند؟ پاسخ به این پرسش برای من روشن است. نخست این که شوری هایی ازین قبیل هرگز نمایندگی از کدام قوم نمیکند بلکه ملک هایی اند که برای منافع خودشان گرد می آیند نه منافع قوم. دوم این که محرک این گردهمایی و لشکر کشی قومی در برابر یک مقاله فاروق وردک است که خود عضو تیم حاکم میباشد. این  که سایر اقوام به چنین واکنشی دست نزده اند، دلیلش اینست  که آنها کدام "فاورق" آنچنانی ندارند ویا هم به حرف "فاروق" های خود گوش نمیدهند ویاهم شورای قومی انچنانی یی که درخدمت اهداف سیاسی دیگران قرار بگیرد به نام آنها ساخته نشده است.

 واما دیدگاه من نسبت به اقوام و به خصوص قوم وردک:

مقالهء "کرزی کودتا کرد" یگانه نوشتهء من نیست. ازین قلم، ده ها مقاله درمورد مسایل سیاسی واجتماعی کشور نشر شده است. درهیچیک ازین نوشته ها کسی نمیتواند حرفی بیابد که ازان بوی بد بینی، تحقیر و توهین به قومی به مشام برسد. واما در نوشته یی به نام "امیر حبیب الله کلکانی دربرگهایی از نوشته های آزاد" مردم وردک به خاطر مردانگی، ناموسداری ودرک ملی شان ستوده شده اند. این نوشته حدود دو سال پیش روی انترنت نشر شده است. درین مقاله که به ارتباط گفته هایی از سردار محمدرحیم شیون آمده گفته میشود:

 ((سردار رحیم خان شیون، که خداوند جنت نصیبش کناد، درمورد غصب و مصادرهء ملکیت ها وزمین های مردم کوهدامن، غارت اموال و به اسارت بردن عده یی از زنان شمالی توسط ملیشه های نادر خان مینویسند:

 " نادرشاه املاک و دارایی های قیام کنندگان کوهدامنی را به خانهای قبایل جنوبی بخشید. آنها برعلاوه زنان مردم را نیز به اسارت گرفتند. لاکن هنگامی که میخواستند اموال غارت شده وزنان را از منطقهء وردک عبور دهند، مردم وردک به آنها اجازه عبور ندادند، و اعلام داشتند که غارت نام و ننگ تمام افغانهاست، وزنان کوهدامنی به خانواده هایشان برگردانده شدند."

 سپاس و رحمت به برادران مسلمان و باغیرت وردکی که قدر و ارزش ناموس را میدانستند و نام وننگ خود و هموطنان خود را یکی انگاشته از آن دفاع کردند.))

 نوشتهء بالا که دران ازبرادران وردکی به نیکی و سپاس یاد شده، نزدیک است چندین سال پیش نشر شده که هیچ انگیزهء دیگری جز سپاسگزاری، ستودن نیکوکاری و تمجید از مردانگی و نیک سرشتی وردکی هایی که در هشتاد سال پیش به سررسانده بودند، ندارد.

 بدین ترتیب به تمام هموطنان وردکی خویش که ذهن شان درگرو تبلیغات گروه مافیایی قدرت درکابل نیست، اطمینان میدهم که این قلم چه درگذشته و چه در آینده نسبت به هریک از اقوام و به خصوص قوم وردک همیشه نیک بوده و خواهد بود. من قومی نمی اندیشم اما با آنهایی که تفکر قومی دارند، مخالفم. از دید من همه اقوام خوب اند. قضاوت من روی افراد منسوب به یک قوم هرگز به همه منسوبین آن قوم اطلاق نشده و نخواهد شد. این نظام حاکم است که کسانی را میپذیرند به خاطر انتساب شان به یک قوم و کسانی را نمیپذیرند به خاطر تعلق شان به قوم دیگر.

 

حالا که تصور میکنم در برابر هموطنان وردکی خویش اتمام حجت کرده ام. میپردازم به واکنش های تیم فاشیست ومافیایی حاکم درارتباط مقالهء "کرزی کودتاکرد".

 

ادامه دارد....