از "وند" تا "وند"

1-      وند، به معنی حصه و سهم و بخش.
بخش جنوبی ولایت پروان که شامل مرکز ولایت- چاریکار و بگرام می شود، در گذشته تنها از چهار جوی یا نهری آب می گرفت که از دریای غوربند کشیده شده بود و عبارت بودند از: جوی چهاریکار یا جوی اجمیر، جوی خواجه، جوی ماهیگیر و جوی بگرام. البته حالا کانال آبیاری پروان با استفاده از همین جویها منبع دیگری فراهم آوری آب کشت و خوراک مردم است. مردمانی که از این جویها آب می خوردند، وظیفه داشتند که سال یک بار این جویها را لایکشی کنند. به این منظور در اول بهار جویها خشک می شد. طول نهر، از سر آبگیر تا آخرین جایی که به جویهای کوچک بخش می شد به درازای بیست تا چهل متر(اندازۀ دقیقش را نمی دانم)، تقسیم می شد و هر بخش یا تقسیم را یک وند می گفتند. هر قریه وند مشخصی داشت. چون طول جوی به ده ها کیلومتر می رسید، ازینرو به هر قریه بیش از ده وند می رسید. معیار های دیگری نیز در تقسیم این وند ها در نظر گرفته می شد که بحث دیگریست.
بلی، این وند به معنی تقسیم و سهم است. یادم می آید که قریۀ ما یک وند در تتمدره داشت، یک وند در کج پل، یک وند در نوبر، یک وند در دادو و به همین طور. این وندها سهم خدمت قریه در یک کار مشترک بود.
چنانچه در آغاز گفتم، ریشه و اصل این وند را نمی دانم که از کجاست.

2- وند (زدن)، به معنی چور و بالا رفتن. به کارگیری وند به این گونه، تا جایی که من می دانم، بسیار امروزی است و  شاید عمری به درازای فجایع چهل سال پسین در کشور داشته باشد.
چنان می نماید که اصل این "وند" از بازی چهاروالی- نوعی بازی قمار با قطعه، آمده باشد. در این بازی "وند" به سه قطعۀ متشکل از توس، دوتایی و سه تایی می گویند و یک ترکیب برنده است.  وقتی وند کسی بخورد، معنی اش اینست که امکان برد برایش میسر است.
در سالهای اخیر، سالهای چور و غارت، وند زدن به معنی چور کردن بود و این وند به احتمال زیاد به قطعه و قمار رابطه دارد.

آیا شما در مورد این واژه چیزهایی دیگری می دانید که شریک بسازید؟

/ 2 نظر / 36 بازدید
shima

سلام وبلاگ زیبایی داری به منم سربزنید ممنون http://ariamoozik.blogsky.com