بازخواست از کدام وزارت- معارف یا تحصیلات عالی؟

اگر مجلس افغانستان به راستی دقتی در مورد یافتن دلایل و علل ناکامی شاگردان در امتحان کانکور داشته باشند، باید در گام نخست به تحلیل علمی جدول نتایج امتحانات می پرداختند نه این که در دام سیاستبازی های عوامفریبانه افتیده و بازخواست از چگونگی امتحان کانکور را سمتی و قومی بسازند. مثلاً اگر هیچیک از شاگردان ولایت ننگرهار بالاتر از 310 نمره درین امتحان نگرفته اند اما ولایت خوست 8 نفر و لغمان 6 نفر توانسته اند بالاتر ازین نمره بگیرند، دلیل چیست؟ و چرا دایکندی 435 نفر درین لیست دارد؟ درین مورد نوشتۀ دیگری از همین قلم چندی پیش در روزنامۀ آرمان ملی به نشر رسیده است که روشنی بیشتری در مورد کامیابی در هر ولایت انداخته است.

اگر اعضای مجلس خود را مسوول حقوق مردم و پیشرفت مادی و معنوی شان می دانند باید پیش از پیشداوری و سیاسی سازی مسایل چگونگی تعلیم و تربیه را در دایکندی و سایر ولایات کشور مطالعه کنند. باید بروند و دریابند که وضع تعلیم و تربیه در دایکندی چه خصوصیاتی دارد که شاگردانش بالاترین شمار کامیاب شدگان در امتحان کانکور را دارند و یا چرا بدخشان و پنجشیر پایین ترین سویه و شمار راه یافتگان به دانشگاه ها را دارند.

اتهام وارد کردن بر این که حتماً در امتحان کانکور تقلب صورت گرفته کار هر آدم عادی و تنبل می تواند باشد. اما کسانی که خود را مسوول رفاه و حقوق مردم در جامعه می دانند، هوایی صحبت نمی کنند. مجلس نباید به فیصله ها و کنشهای مقطعی و منطقوی و سیاستزده کردن موسسات علمی بپردازد.

نمایندگان مردم در مجلس در دام ادعای آنهایی که در امتحان کانکور ناکام مانده اند افتیده اند. در حالی که توجیه ناکامی و ملامت کردن عوامل برون از ارادۀ شخص، نخستین واکنش روانی یک شخص شکست خورده است. اما آنهایی که در مورد همچو مسایلی جدی و خالی از احساسات سنجش می کنند و در پی یافتن دلایل اصلی و واقعی اند، به مطالعۀ علمی مسایل می پردازند. به این شاگردان باید فهماند شود که دنیا به آخر نرسیده است. باید در بخوانند و مانند آن هموطن غوری خویش که در امتحان سال گذشته ناکام مانده بود، با تلاش و کوشش شخصی اش، در امتحان امسال اول نمرۀ عمومی کانکور شده است.

مسالۀ کامیابی در کانکور درگام نخست به چگونگی وضع معارف در هر منطقه پیوند دارد. در گام بعدی کوشش های شخصی شاگردان است که سبب کامیابی شان می شود. مسالۀ موثر دیگر فضای نیک و معارفپرور در جامعه است که شاگردان را یا تشویق و یا هم مجبور به درس خواندن می کند. فراهم بودن امکانات و منابع تعلیمی و تحصیلی عامل دیگریست که برای بلند بردن سطح و سویۀ تعلیمی شاگردان کمک کرده و آنها را برای سپری کردن پیروزمندانۀ امتحان کانکور آماده می سازد. این که امتحان کانکور شفاف و بدون تقلب باشد، مساله نهایی است.

از میان همۀ این عوامل تنها وضع معارف و بهبود یا کمبود امکانات و زمینه های تحصیل است که می شود برایش مسوول مستقیم در حکومت یافت و آن وزارت معارف و اولیای امور ولایات اند. آیا شاگردان در مناطقی که شمار ناکامها دران بالا و سویۀ تعلیمی پایین است، از وسایل و امکانات تحصیلی لازم برخوردار بوده اند؟ آیا وزارت معارف وظایف خود را درین ولایت به صورت احسن انجام داده است؟ مطالعۀ دلایل ناکامی شاگردان باید از مطالعۀ فعالیتهای وزارت معارف آغاز شود. آیا نصاب تعلیمی موثری از سوی وزارت معارف تهیه شده است؟ آیا معلمین مسلکی کافی در رشته های مختلف در مکاتب وجود دارند؟ آیا مواد ممد درسی کافی در اختیار شاگردان قرار داده شده است؟ آیا شاگردان آرامش روانی برای آموزش داشته اند؟ آیا دید مثبت در میان خانواده ها و جوامع مختلف کشور نسبت به آموزش و پرورش موجود است؟ این پرسش ها را باید مجلس برای خودش و با تماس مستقیم با مکاتب و مردم دریابند نه از لاف و گزاف وزارت معارف و نماینده هایش.

این بسیار عجیب است که به جای محکوم کردن معلم، مکتب و وزارتی که شاگردانش را درست نرسانده تا در امتحان کانکور موفق شود، اعضای محترم مجلس رفته اند و امتحان گیرنده- وزارت تحصیلات عالی را ملامت می کنند و تلاش دارند خستۀ ناکامی و سویۀ پایین در برخی مناطق کشور را به پای وزارت تحصیلات عالی بشکنند. این کجای انصاف و تعقل است؟ مسالۀ ناکامی و کامیابی یک نفر دو نفر نیست که کسی ادعای تقلب و رشوت را بکند. اینجا کامیابی هزاران انسان مطرح است. اگر قرار باشد وزیری استیضاح شود، وزیر معارف است نه وزیر تحصیلات عالی. ملامت پایین بودن سطح تعلیم و تحصیل در ولایت ننگرهار و کندهار و یاهم بدخشان و بادغیس باید در وزارت معارف و یا در خود ولایات یاد شده جستجو شود نه در بهانه هایی از قبیل تقلب در امتحان کانکور.

اگر وکلای محترم ثبوتی از تقلب در کانکور و یا هم نقص و کمبودی در طرزالعمل گرفتن امتحان کانکور و پروسس نتایج امتحان کانکور داشته باشند، مسالۀ دیگر است. اما وقتی سندی ندارند و به جای یافتن دلایل اصلی کامیاب شدن و ناکامی شاگردان در امتحانات و یافتن اسباب اصلی پیروزی شاگردان دایکندی در امتحان کانکور، به توجیه ناکامی شاگردان برخی از ولایات دیگر می پردازند، و زحمتکشی شاگردان کامیاب شده را به دیدۀ شک نگریسته و به آنها توهین می کنند، درانصورت کار شان ماست مالی حقایق و سیاسی سازی آنست نه تلاش برای خدمت به مردم- آنهم با بدترین شیوه ها.

همه می دانند که وزیر معارف روابط مستحکم سیاسی با ارگ دارد و به زور همین روابط توانسته است با سند تحصیلی دواسازی وزیر معارف شود. در برابر آن وزیر تحصیلات عالی آدم کم رابطه ییست که تنها به روی الطاف و مصلحتهای آنچنانیِ رییس جمهور درین چوکی نشسته است. به همین دلیل است که مجلس نمایندگان توانایی استیضاح عوامل اصلی ناکامی کانکور را که همانا کمکاری وزارت معارف است، ندارد و به جایش وزارتی را که وظیفۀ اش تنها نشان دادن سویۀ تحصیلی است، به استیضاح کشیده اند. وزارت تحصیلات عالی مسوول ناکامی کسی در کانکور نیست. اگر وزارت مسوول باشد، وزارت معارف است.

اما چنان می نماید که مجلس نمایندگان توانایی استیضاح قصاب را ندارد، به جان ترکاری فروش افتیده است.

 

 

 

/ 0 نظر / 22 بازدید