اشرف غنی و مهارت در فروشنده گی

از فروشندگی یا دلالی برای مال التجاره که بگذریم، همه می دانیم که دیدگاه و برنامۀ تاکنون اعلان شدۀ اشرف غنی برای انکشاف و ادارۀ کشور مبتنی بر تیوریهای اقتصادی خاص خودش است. ظاهراً محور کار اشرف  غنی اقتصاد و تجارت است. گاهی این وسواس تا سطح بولانی گندنه و کچالو هم می رسد که سبب شرمندگی جناب شان می شود.

 در نشست اسلام آباد نیز، غنی تاکید کرد که با ایجاد وابستگی متقابل اقتصادی میان کشورها می شود موثرتر و آسانتر به پیشرفت اقتصادی و به صلح و ثبات دست یافت.  اما این کار شمشیر دو دم چی که شمشیر چندین دم است. اگر وابستگیهای متقابل افتصادی میان کشورهای منطقه و ذینفع به صورت متعادل و متوازن صورت نگیرد، تمام رشته ها پنبه خواهد شد. چنانچه پایپ لاین گاز (تایپی) ماجراجویی های بریداس و یونوکال که از آن طالبان زاده شد و کشور را خاک سیاه نشاند. هرگونه حرکت یک جانبه منجر به ایجاد همچو مشکلاتی شود.

این درست است که رقابت اقتصادی و تقسیم منابع منطقه و جهان مهمترین اصل و موضوع در روابط کشورهای جهان است. اما آیا جناب غنی متوجه هست که تقسیم منابع، ثروتها و فرصتهای اقتصادی بالای مردمان و مناطق مختلف کشور و بالای گروهها و لایه های  مختلف اجتماعی نیز از چنین اهمیتی برخورد است؟ آیا سنجیده اند که تامین روابط اقتصادی و ایجاد وابستگی های متقابل اقتصادی میان زونها و مناطق مختلف کشور نیز برای تامین ثبات داخلی ضرورت است؟ آیا متوجه استند که هیچ برنامۀ جهانی و منطقوی با شرکت افغانستان امکان پیروزی نمی داشته باشد مگر این که این کشور از درون نیرومند و با ثبات باشد؟ من باور ندارم که این مامول در سیزده سال گذشته به درستی نظر گرفته شده باشد. به گونۀ نمونه یک نگاه به این نکته که همین حالا از میان کلیه تاجران و کمپنیهای تجارتی در بخشهای مختلف اقتصادی در کشور، چند فیصد آن به کدام زون ساحوی، به کدام ولایات و به کدام اقوام و گروههای اجتماعی اختصاص دارد، مبین این حقیقت خواهد بود که ثروتهای این کشور به صورت نامتوازن تقسیم می شود.

اگر جناب اشرف غنی "بیعدالتی قومی" را در زندان بگرام مشاهده کرده و 99% زندانیان بگرام را از یک قوم یافته بود، آیا این مسوولیت پذیری و رجوع به وجدان در خودش و تیمش وجود داشته است که تقسیم فرصتهای شغلی و اقتصادی دولتی و شخصی و همچنان تقسیم ثروتها و فرصتهای اقتصادی را هم مورد مطالعه قرار می دادند تا دریابند که چند فیصد شاهرگهای اقتصادی کشور در دست کدام گروه یا گروههای قومی و اجتماعی است و این گروهها باشندۀ کدام مناطق کشور اند؟ آیا تناسب تقسیم ثروت در مناطق مختلف با در نظر داشت موقعیت و تراکم نفوس آنها مورد ارزیابی قرار گرفته است؟ آیا همان گونه که گاز و نفت شمال را برادران پوپل- عموزادگان کرزی و چنیایی ها بردند، معدن کرومیت ولایت پکتیا را نیز به کمپنی هایی که ترکمنها در آن شریک اند سپرده شد؟

بنده با همه مخالفتی که با بنیادهای فکری و قومی اشرف غنی و همکاران نزدیکش دارم، طرح مسایل را از نگاه اقتصادی از سوی او بسیار مفید می دانم. چرا که اقتصاد اصل است اساسی زندگی است. بگذار مردم کشور از همین دیدگاه و با چشمان باز بنگرند که ثروتهای کشور شان  فرصتهای شغلی و اقتصادی چگونه بر مبنای کدام معیاری تقسیم می شود؟

اگر اشرف غنی راستی هم به این باور دارد که پیوند و وابستگی متقابل افتصادی میان کشورها ثبات سیاسی و امنیتی بار می آورد، باید همچو پیوند و وابستگی متقابل و عادلانه را میان مناطق مختلف کشور نیز در نظر دارد؟ اگر چنین دیدی داشته باشد، مثال و محمل عملی اش کدام است؟

/ 2 نظر / 38 بازدید
زيبا

سلام دوست عزيز وب لاگ خوبي دارين خوشحال ميشم به وب سايت منم سر بزنيد اگر تا کنون ازدواج نکردين و دنبال نيمه گمشده خود هستين همين حالا ثبت نام کنيد وب سايت همسريابي با ثبت نام رايگان دايره انتخابتان را گسترده کنيد http://www.1didar.ir