از بیانیۀ اشرف غنی در ترکمنستان، سپاسگذارم!

با در نظرداشت آنچه گفت آمد بنده  در پیام پیشترم در فیس بک، مقدمۀ بیانیۀ اشرف غنی، رییس جمهور افغانستان، در ترکمنستان را به دیده شک نگریستم و دلایل شک خود را طی یادداشتی پیشکش  دوستان کردم. این یادداشت دارای دو بخش بود. یکی بیانیۀ غنی در ترکمنستان که با مقدمه یی از کتاب فردریک استارر شروع می شود و دیگر این که غنی در جایگاه رییس جمهور کشور باید قرائت و روایت خودش از تاریخ منطقه را ارائه می کرد، نه این که تنها بر آخرین  نوشته در مورد آسیای میانه از فردریک ستارر ترکیز و تکیه می کرد.

با اینهمه از غنی سپاسگذارم و به خاطری سپاسگذارم که با معرفی کتاب "روشنفکری گمشده" ما را یک بار دیگر متوجه ساخت که آسیای میانه یا، همان گونه که در کتاب یاد شده معرفی می شود، خراسان همچنان درمحراق توجه کشورهای غربی قرار دارد و گام به گام برای شکل دادن این منطقه در یک هویت و یک کلیت تازه تلاش صورت میگیرد.

با این که این کتاب به تاریخ منطقه پس از قیام خرسانیان و براندازی حکومت امویها و به قدرت رساندن عباسیان تا پایان حکومت تیموریان، می پردازد، اما  روشنگر بسی از مسایلی نیز هست که امروز در پیرامون خراسان و نقاط دیگری که می تواند بر خراسان موثر باشد نیز هست. به گونۀ نمونه،  با خواندن کتاب "روشنفکری گمشده" و تاکید بر نام خراسان، شاید دیگر چندان سوال برانگیز نباشد که چرا دولت اسلامی داعش هم لشکری به نام خراسان ساخته است...

سپاسگذاری از اشرف غنی به خاطریست که ایشان حتی اگر به حکم وظیفه و ماموریت هم اگر بوده باشد، از موجودیت کتابی به نام "روشنفکری گمشده- عصر طلایی آسیای میانه از حملۀ اعراب تا تیمورلنگ" یاد کردند. بنده از این کتاب خبری نداشتم. همین بیانیه سبب شد که بروم و در مورد به تحقیق بپردازم؛ مقدمۀ کتاب را بخوانم، تبصرۀ نخستین خود را بنویسم و سرانجام کتاب را برای یک مطالعۀ گسترده در نظر بگیرم.
آنچه در تبصرۀ نخستین در مورد کتاب و بیانیۀ جناب اشرف غنی نوشتم، جز یک مورد دیگر همه اش و با وجود خواندن 120 صفحه  از پیشدید کتاب، پابرجاست. به ویژه نادیده گرفتن امام اعظم و مذهب حنفی به مثابۀ مذهب عمدۀ مردم اسیای میانه و پیوند بانی آن، امام اعظم ابوحنیفه ،به کابلستان- خراسان. در  بخش مقدمۀ کتاب که شامل بررسی نقش و اهمیت اندیشه ورزان خراسان (آسیای مرکزی) در عرصه های مختلف علم، هنر و مذهب می باشد، تنها یک اشارۀ کوچک و گنگ به مذهب حنفی شده است و تنها همین قدر یاد آوری کرده است که بانی یکی از چهار مکتب فقهی اسلام  یک خراسانی است. اما از مذهب حنفی و بانی آن نامی نمی برد. در یک جستجوی عمومی در کتاب دریافتم که تنها یک بار ازابوحنیفه در متن کتاب نام می برد اما او را به اعتبار محل تولد و دفنش عراقی می خواند نه خراسانی و منسوب به آسیای مرکزی.

همانگونه که در آغاز این یادداشت آورده شد، تاریخ و روایت از تاریخ هیچگاهی نمی تواند بیطرفانه باشد. این بیطرفی به دوگونۀ عمده نقض می شود. یکی انتخاب برخی از حقایق تاریخی و نادیده گرفتن برخی دیگر. یعنی برخورد گزینشی به وقایعی که کسی برمبنایش یک رویداد یا دورۀ تاریخی را می نویسد. گونۀ دوم نقض بیطرفی در نوشتن یا روایت وقایع تاریخی، همانا اهمیت دادن به یک واقعه و کم اهمیت جلوه دادن واقعۀدیگر است.  

 کوتاه سخن این که: آسیای میانه و آنچه قرار است در آن بگذرد و شکل بگیرد، اهمیت و گرداننده های جهانی دارد. درحال حاضر رییس جمهور افغانستان که کارمند سابقۀ بانک جهانی بوده است، ماموریت و نقش خود را در افغانستان برای پیشبرد پروژه هایی که در این منطقه روی دست است و برایش معین شده است، به پیش می برد. اصلاً یگانه کاری که در افغانستان وجود دارد پیشبرد همین پروژه است. با دانستن این حقیقت مشکل نیست بدانیم که چرا غنی با همه غبن فاحش و با روی پا گذاشته شدن روی همه قوانین کشور به ریاست جمهوری رسید و چرا پس از به قدرت رسیدن به جای این که به کار تعیین کابینه بپردازد و امور مملکت را رتق و فتقی ببخشد، مصروف سفرهایی به چین، پاکستان، امارات متحده و ترکمنستان بوده است. فعالیت غنی نه به دور منافع و ماموریتی می چرخد که یک رییس جمهور از سوی مردمش می گیرد بلکه غنی مصروف پشیبرد اهداف و برنامه های پروژۀ بزرگیست که برای انجامش از سوی بانک جهانی و سهامداران آن مامور، تمویل و حمایت شده است.

نشر کتاب "روشنفکری گمشده" بخشی از کارهای مقدماتی ییست که کمپنی های بزرگ از طریق Think Tank های خود به دانشگاهها ماموریت نوشتن و نشر آنرا می دهند. این نکته را آقای فردریک ستارر در همان آغازین صفحۀ کتاب خود و در مقدمه می گوید که "... کس دیگری حاضر نشد این وظیفه را بگیرد."

هیچ شکی نیست که کتاب یاد شده مبتنی بر حقایق بشماریست که از اهمیت نهایت بلندی برای شناخت دوبارۀ منطقه ما، خراسان کبیر، برخوردار است. خواندن این کتاب را به همه دوستان  پیشنهاد می کنم. این کتاب نه تنها برای شناخت مردم و سرزمین مان کمک میکند بلکه اگر به به ورای آنچه نوشته شده است و اهدافی که با پخش و نشر ایده های موجود در همچو کتابهایی متحقق می گردد، توجه شود، می تواند کمکی باشد، ولو ابتدایی اما بسیار مهم، در شناخت وقایع دراماتیک و گاهی نهایت خونین و خانمان برانداز در منطقۀ ما.

خدا کند با آنچه گفته امد، توانسته باشم دلیل سپاسگذاری ام از جنبۀ دانشگاهی شخصیت آقای اشرف غنی را توجیه کنم. چرا که حتی اگر جناب اشرف غنی خودش هم نخواسته باشد، به بیان اکادمیک و علمی مسایل می پردازد یا اشاره می کند. بگذریم از این که وقتی عقل مجرد خودش در کار باشد، با تاسف کمتر حرف شسته و رفته و حلال و آبادی می شود از ایشان شنید. 

/ 0 نظر / 16 بازدید