بازتاب

Faiz UL Haq Parwani

استاد گرامی درود برشما اقدام بسیار ارزنده و نیک است امیداوارم که چنان بنویسید که قصر نیشینان کابل متوجه شوند که یک ولایتی در افغانستان وجود دارد که مردمش در یکی از کندهای دوزخ زنده گی میکنند بزرگواران کاخ نیشین تنها ازمیله توت پروان اگاهی دارند و بس باید آنها را از درد رنج مردم بیجاره که توسط چند نفر به بردگی گرفته شده اند آگاه نمود. اعتبار کنید استاد گرامی اخباریکه از پروان برایم میرسد در خود میسوزم و امیدوارم که از هیچ زورمندی نهراسید و خداوند حافظ شماباد.

 نورالله ولیزاده

پروان هیچ بزرگی ندارد و همین بزرگ طلبی ماهاست که چند تا لنده غر و دزد خود را بزرگ پنداشته اند و با سرنوشت مردم پروان بزکشی دارند!

Bellal Jaushan ·

لطفاً در باره ناقلین و کوچی های که گله وار به پروان سرازیر میشوند نیز بنویسید تا جوانهای پروان خطر را درک کنند و در صورت امکان مانع دسایس شوند.ممنون

عبدالقهار سنگین

پروان در چنگال دوذ دان محلی قرار دارد دوذدانیکه هر شب در مهمانی گرگان سرکردنه در معیشت میباشد . باید جوانان پروان زمین از خواب بیدار کرد.

نعمت الله نجات خراسانی

پروان سخت در چنگال مافیا در افتاده است به نظر من یک راه وجود دارد تا بتوان از درماندگی بدرامد و ان اینکه توده های مردم از کارکردهای نسل جوان حمایت کنند ، در کنار جوانان بایستند تا درمجموع با به وجود امدن یک قدرت مردمی که در راسش اقلیت چیز فهم نسل جوان قرار داشته باشد بتوان درنهایت به این انحصارگرایی در پروان خاتمه داد

Nasim Tajikpoor

هم میهنان هندو چهاریکاری ما باید برگردند
اگر جایدادشان توسط کدام کسی ویا کسانی غضب شده برای شان مسترد گردد . پس از آن پروان ومرکز آن چهاریکار شهر شگوفا خواهد شد . چون مورد محبت خداوند عادل قرار میگیرد .

Shafee Mushfiqe Mushfiqe

 ایکاش پروان را در مسیر پیشرفت و ترقی ببینیم اما ما در اینجا از پیشرفت خو انتظار کم تر داریم که روز گار بد تر از این نشود حالا بی مسئولیتی اوج گرفته زور گویی بیشتر از هر وقت دیگر بر اوضاع حاکم است ودسترسی به تفنگ ,تفنگچه و حتی دسترسی به ماین های ریموت کنترول و مقناطیسی بیشتر از هر وقت دیگر آسان شده وتنها دسترسی به استخدام انتحاری مانده وبس از خداوند توفیق میخواهیم

  بهادر پریانی

تا زمانیکه خواجه ها و الماس در قدرت باشد پروانیان عزیز روی خوش را نخواهد دید زیرا اکثریت جنایات توسط باند الماس معامله گر و نُواسه کوچی صورت میگیرد

Ahmad Bahar Chopan

برخی از مردم پروان و شمالی به نوعی رابطه ی مرید مرادی با سیاف برفراز کرده و برأیمن بسیار عجیب است که امروزه در شمالی سیاف بیشتر از هرکس دیگری نفوذ دارد.چندتن از جوانانی را که الله بار صاحب فهرست کرده اند،أفراد وفت دار به سیاف یا هم محافظین و گماشتگان او بقتل رسانده اند. حضور دائمی و در ظاهر حسن میت سیاف در شمالی خطر ساز است.

امیر سربلند

نا امنی افراط گرایانه ریشه در چند مورد دارد.
وجود ملا های پاکستان سبق خواندگی که در حال حاضر مساجد پروان پر از آنهاست.
فعالیت های رو به افزایش حزب التحریر و جمعیت إصلاح به عنوان جاده صاف کن های افراطیت مسلح،
رقابت بی نهایت منفی و توام با خشونت و خشونت پروری وکلای پروان که در رده بندی خشونت پروری، در مقام نخست قرار دارد،
عدم توجه به دانش و علم، پروان متاسفانه چه در طول جهاد و مقاومت و چه در چهارده سال اخیر، به عنوان ماشین تولید قمندان و جنرال عمل کرده است. فمندانان و جنرالانی که مهم ترین دغدغه شان پر کردن جیب از هر طریق ممکن میباشد. این مساله هیچ استثنایی ندارد...
خواصی به عنوان وکیل پروان از مهم ترین منابع تولید، تمویل و تجهیز طالبان و افراطیت در پروان به شمار میرود، بخش های پشتون نشین غوربند به صورت یک دست توسط خواصی مسلح و طالب شده اند

شهید مسعود با عالم مشکل و خون دل، شمالی را از لوث حزب اسلامی پاکسازی کرد. در آخرین اقدام جناب محمد الماس زاهد وکیل منتخب ولایت پروان در ولسی جرگه، نشست شورای های حزب اسلامی را در قلعه چهار برجه خود در قریه رباط ولایت پروان برگزار کرد.
حقارت حمایت از اشرف غنی تا هنوز پاک نشده که جناب شان دوباره به دامان پر مهر گلبدالدین غلطیدند.

جنرال أیوب سالنگی، والی بصیر سالنگی، جنرال فضل الدین عیار و برادرش که معین است، جنرال خواجه نبی، حاجی الماس زاهد، میر رحمان رحمانی و سایرین باید بسیار دوستانه و در فضای انشانی به مردم پروان باید حساب دهند که در این چهارده سال که از نام پروان به آب و نان و نشان و کرچ و کلاه رسیدند، دقیقا چه کاری برای پروان کردند؟
همین خواست بسیار کلان و مشکل است؟

 


لعنت بر این همه بیچارگی

Noorullah Aziz Tajik

تا جایی که من اطلاع دارم ولایت پروان توسط دو شخص یکی خواجه نبی و دیگر بنام حاجی الماس که نفرات وی بنام های عجیب و غریب اند به گروه گرفته شده اند

مردم پروان به یک انقلاب ولایتی نیاز دارند تا دست به دست هم داده دستان گروگان گیران مافیایی را قطع و خود را برای همیش از شر این باند های جنایت کار رها سازند

Abdul Rahman

پروان در بد ترین زمان و شرایط قرار گرفته است. ۱) امنیت وجود ندارد و دره غور بند ۴ سال میشود طالبان ازادانه فعالیت میکند ۲) امر ستار از نزدیکان اقای بصیر سالنگی و بسم الله خان احمدی هنوز هم قرارگاه غیر قانونی دارد به راه بندی و جنگ وحمله مردوم محل و چهارده دست دارد ۳) با وجود که تیم پ ر تی و بگرام در پروان قرار داشت هیچ استفاده درست نشد. ۴) برق وارداتی از طریق پروان عبور میکند تا پاکستان میرسد و اما مردوم پروان استفاده نمیتواند

Basir Parwani

بخاطر این است که دوست و دشمن خود را نمیشناسد و اکثراً عاشق عمامه سیاه کلبدین استند و سالیان منمادى از ابن مردم بخاطر مقاصد شوم خودشان استفاده شده کاش کمى درک سیاسى و اکاهى از تاریخ و ظلمى که به مردم رفته میداشتند

Omar Mehraban

به سرک شمالی که چندین ولایت درآن رفت آمد دارند توجه صورت نگرفته هم حکومت هم مردم دراین باب ملامت هستند.

 

 

  دور سوم:

Mir Akram Saeed

فکر مى کنم که ما مردم عوام در قدم اول ملامت هستیم که تمام اختیار را به شش قومندان داده ایم و خود مان سیل بین هستیم در طول چهارده سال .
خصوصاً مردم شهر چهاریکار و در عموم کل پروان اگر براى مان ساده تر به خون مان ضرورت داشتند قومندان ها باز یک پلو داده جوان ها را گرد آورى کرده سر شان کلاه مى گذارند بعد از مقصد باز همان بیل وکلند به شانه کرده عقب کار خود روان هستیم باز وقت ضرورت همین قصه دوام دارد خودم همراى صد ها جوان صحبت کرده ام و سوْال کرده ام جوان اگر به تو فلان قومندان ضرورت پیدا کند چى خواهى کرد بى درنگ جواب داده که حاضرم تفنگش را شانه کنم بهر مثال در زمان انتخابات در تکسى روان هستم از تکسى ران مى پرسم از کجایى مى گوید از رباط گفتم خوب الماس براى مردم رباط چه کرده پروان را بجایش مى گوید هیچ گفتم حال وضیعت به سوى درگیرى روان است و الماس از غنى پشتیبانى مى کند تو چى خواهى کرد بى درنگ جواب مى دهد تفنگ مى گیرم از الماس دفاع مى کنم خوب این مثال بالاى اکثریت جوانان صدق مى کند که اکثر آنها چنین خواهند کرد در وقت ضرورت.
در قسمت مو سفیدان در شهر چهاریکار سه دریا جریان دارد مردم شهر کهنه و نو به هفته ها آب نوشیدنى ندارند و بصیر سالنگى که عمر در عمر والى بود مردم یک روز از یخنش نگرفتند که او والى این کار که هزینه زیاد کار ندارد از توان دولت هم است حل کن .
پرگویى نشود دلم به مردمم مى سوزد که در چهل سال اخیر کشته شدند مهاجر شدند ووووو
امروز یکى از فقیر ترین ولایت هاى افغانستان است
.

Fared Amini

جنایتی که در همین ولایت است هیچ ولایتی نیست ، غریبان همیشه زیرپا اند ، زور مندان همیشه بالای مردم ظلم ستم میکنند ، امنیت هیچ وجود ندارد، بازسازی در حالت صفر قرار دارد ، هر والی که درین جا تعیین میگردد بخاطر اینکه در پستش باقی بماند همیشه با زورمندان این ولایت معامله میکند ، پول های که غرض بازسازی به این ولایت کمک میگردد در جیب خاینان پر میشود خلاصه از کدام زخم ناسور این ولایت سخن گفت وای بحال مردم بیچاره و مظلوم این ولایت .

Samid Aryaee

بیشترین قتل های ناحق درپروان است علتش رقابت های ناسالم ونامشروع به اصطلاح بزرگان پروان است. تا زمانی که این اشخاص قدرتمند ضعیف النفس وبی کفایت درپروان باشد روزگاراز بد بدترمیشود. با این مردم فقیروبیچاره که همه راآله دست خود مشکل است که با اندک قسر روشن وعدالتخواه جلوه ایشان راگرفت .

Gholam Farooq

پروان به چند گروه زور اور تقسیم شده است . و ازین تقسیمات زورمندان برای خود نفع میبرند گروهایی چون رباطی ها . بگرامی ها سالنگی ها چاریکاری ها و غیره که هرکدام خودرا سردمدار پروان به حساب میاورند و به دیگران احترامی قایل نیستند در حالیکه همه فرزندان یک مادر هستند ولی همه به مادر جفا میکنند

Bellal Jaushan

متاسفانه در این آواخر بعضی ویدیو کلپ های شرم آور در انترنت برآمده که نشان میدهد که جوانان پروان و کاپیسا محافل خوشگذرانی و عیاشی بر پا میکنند شرابخواری و رقص و پایکوبی یا دختر یا بچه است . واقعاً متاثر کننده است که نیرو جوان ولایات که ترقی و پیشرفت یک منطقه وابسته به آنهاست از علم ، دانش سیاست و فرهنگ دور مانده مصروف زندگی ذلیل شده اند.

Shafiq Sharq

با بقیه بحث تان موافقم استاد، اما اگر منظور تان از عقب ماندگی، کاربازسازی باشد، پروان عقب مانده ترین که به هیچ صورت نیست، نسبت به سایر ولایت ها عقب مانده نیز نمی باشد. پروان یکی از ولایت هایی است که در این سالها، بیشترین بازسازی در آن صورت گرفته. مثلاً سرک تمام شهرستان های پروان قیرشده است. اما اینکه به چوک چاریکار توجه نشده است، موافقم.

Wahid Abed

چهره شمالی سالهاست که تغیر نمی کند مردمان اش بی سواد یا کم سواد باقی مانده اند در وجود اکثریت آدم ها اصلا انسانیت وجود ندارد.  برق از سر پروان گذشته به کابل انتقال داده میشود ولی مردم از برقهای سولر استفاده میکند

Abdul Najib

بند نخست پروان نامه را مطالعه نمودم.
پروان یک ولایت عقب مانده است ولی به عقب مانده ترین موافق نیستم.
مسایل بعدی تمامآ حقایقی است که در این ولایت قابل مشاهده است.
البته به دلایل ذیل.
1-مشکل اقتصادی!
به دلیل مرز مشترک و نزدیکی با مرکز و موجودیت افراد مسلح غیر مسول.سرمایه گذاران علاقه به این ولایت ندارند.
2-مشکل امنیتی!
تعداد زیادی از قوماندانان و روسای شرکت های ساختمانی و تجارتی که در زمان اندک از برکت قوای خارجی صاحب سرمایه بزرگ شده اند.و آنچه در توان داشتند بخاطر معشیت شان ،از مشروع و نا مشروع دریغ نکردند.و برای بقایشان افراد زیادی را مسلح نمودند.که اکثر این افراد کسانی هستند که کاملآ از فرهنگ انسانیت دور.که تا امروز در دزدی،قتل،آدم ربایی و...دست دارند.
3-مشکلات سیاسی!
شروع این مشکلات متاسفانه بعد از پیروزی مجاهدین آغاز شد.به دلیل اینکه در سطح بالایی حکومت و در ولایات دیگر همپذیری هایی وجود داشت ولی متآسفانه در پروان این اصل رعایت نشد و بجای استفاده از اشخاص با تجربه و کار کشته به تاخت و تاز های بین خودی (حزب اسلامی و جمعیت اسلامی)و با کارمندان رژیم قبلی ادامه داده شد.
مجموع این مسایل و بعضی مسایل دیگر که شاید نوشتنش از حوصله این بحث بالا باشد با عث شده که ولایت پروان با وجود داشتن نخبگان و فرهنگیان و شخصیت های خوب علمی از هر نگاه از اکثر ولایات عقب بماند.

نورالله ولیزاده

بی برقی روستاییان و بی آبی شهر نشینان از عمده ترین مشکلات اند.

Mahmoud Fayez

بلی از عقب مانده ترین ولایات و سرزمینها، ولایت و سرزمین پروان است. این نکته و ادعا زمانی حقانیتش برای شما ثابت و روشن می شود که شما یکبار از نزدیک سری به این سرزمین بزنید و از مراکز علمی مثل مدارس و مکاتب، دانشگاه و انستیتوت و تربیه معلم و مراجه دولتی و رسمی این ولایت دیدن کنید؛ تمامی ریاستها و مدیریت های دولتی در این ولایت بدست پشتونهایی ناقلین اداره و رهبری می شود؛ از بیش از 12 مدیریت و ریاست عمومی 10 ریاست و مدیریت آن توسط ناقلین افغان اداره و رهبری می شود.

جناب بصیر سالنگی بدترین والی ی است که تا حال پروانی ها آنرا تجربه نمودند، بصیر سالنگی همدست و همکار باندهای تبهکار و آدم کش بود، بصیر سالنگی ولایت پروان را با سران وحشت و ترور تقسیم نموده بود و در بسیاری نا امنیهایی ولایت پروان ایشان مستقیم و غیر مستقیم دست داشت، در بیش از 4 سال ولایت شان 4 کار بنیادی و مردمی ماندگار انجام نداده، بی کفایت ترین والی ی که ما او را تجربه نمودیم، چنان استبداد را در پروان حاکم ساخته بود که اگر کسی سلطه او را نقد و یا زیر سوال می برد به شکل بسیار مرموز او را ساکت و یا فراری می یاخت، پروان یکی از ولایتهایی است که بخاطر عدم امنیت و وجود استبداد بصیر سالنگی و همدستانش بیشترین فرار مغزها را داشته.

استبداد سیاسی چنان خفقان را در پروان حاکم ساخته که تمامی ادارات دولتی و مدارس و مکاتب و موسسات تعلیمی تا گلو غرقه در فساد اند، از حضور اساتید افغان ملتی تا اساتید متحجر و طالبانی و گلبدینی که از دانش و علمیت هیچ بهره ندارند اما با پلان هایی از قبل تعیین شده از کابل معرفی و نصب شده اند، خود شخص رییس اطلاعات و فرهنگ پروان فردی که از طرف خواسی معرفی شده و سابقه گلبدینی دارد، در ضمن یکی از پیروان چشم بسته ابن تیمیه و سلفی ها می باشد.

استبداد سیاسی چنان خفقان را در پروان حاکم ساخته که تمامی ادارات دولتی و مدارس و مکاتب و موسسات تعلیمی تا گلو غرقه در فساد اند، از حضور اساتید افغان ملتی تا اساتید متحجر و طالبانی و گلبدینی که از دانش و علمیت هیچ بهره ندارند اما با پلان هایی از قبل تعیین شده از کابل معرفی و نصب شده اند، خود شخص رییس اطلاعات و فرهنگ پروان فردی که از طرف خواسی معرفی شده و سابقه گلبدینی دارد، در ضمن یکی از پیروان چشم بسته ابن تیمیه و سلفی ها می باشد.


دور پنجم:

((یادداشت: دیدگاههای آقای ولیزاده هم مانند سایر پیامها نهایت ارزشمند اند و هم دارای نکات برجسته یی اند. نکات نهایت مهم در این دیدگاهها وجود دارد که مبین آگاهی و دلسوزی آقای ولیزاده به پروان است. بگذاریم مشک خود بوید...))

نورالله ولیزاده:
نزدیکی پروان به کابل هم به این ولایت یک مزیت بوده و هم یک نقطه ضعف. بیشتر پروانیان همین که کسبی و کاری و تحصیلی را فرا گرفتند کابل می آیند. نتیجه این می شود که برای این ها پروان حیثیت تفریحگاه و خانه دوم را پیدا می کند. حکومت محلی پروان همیشه تحت تاثیر شدید حکومت مرکزی بوده و والی پروان چیزی شبیه والی کابل همیشه خود را بی صلاحیت و در سایه تصور می کرده است.
جنگ های زمان مقاومت، مردم این ولایت را به دو دسته رعیت و چوپان تبدیل کرد. یک مشت ازآدم ها که در زمان مقاومت فرماندهی جبهات جنگ را به عهده داشتند، نفوذ و اقتدار محلی خود را بالای مردم تسجیل و تثیبت کردند و امروزه مردم با این ها دچار مشکل است. این ها از یک سو بابت جنگ و دفاعی که از مردم کرده اند، برای بسیاری ها قابل قدر اند و از سوی دیگر بابت این که پس از جنگ به نیروهای مضر و غیر قابل مهار و مافیای تبدیل شده اند، بسیاری ها از آنان نفرت دارند. این ها حکومت محلی پروان را بازیجه رقابت ها و کشمکش های درونی خود کرده و فراموش کرده اند که روزگاری به خاطر آرامش مردم جان به کف گرفته بودند. قدرت و ثروت باد آورده بسیاری از این ها را به هیولای های بی شعور محض تبدیل کرده و ارزش های خود خلق کرده زمان جنگ را یکجا با مردم رنجدیده این منطقه به فراموشی سپرده اند. تا این ها مهار نشوند، آرامش پروان یک رویا است. این ها پروان را نا امن ساختنه اند. نا امنی ای که ماهیا با نا امنی های سایر ولایت ها متفاوت است و به هرحال اما نا امنی است و نفس مردم را درسینه های حبس کرده است.

باند بگرام با محوریت بابه جان و حاجی آلماس، باند چاریکار با محوریت خوجه نبی و جان احمد؛ باند سیدخیل با محوریت برادر مولانا؛ باند سالنگ با محوریت بصیر سالنگی و ایوب سالنگی، باند جبل السراج با محوریت نور سکندر؛ باند گلبهار با محوریت نور حبیب؛ باند غوربند با محوریت خواصی و آمر ستار؛ شکل گرفته و این ها مشغول رقابت و رفاقت اند و مردم حیران مانده که با این ها چه کند. والی و قومندانی ای که تازه به این ولایت می آید از سوی همین باند ها وادار به تمکین و سکوت در برابر این باند بازی ها می شود و در نتیجه کاری از دستش بر نمی آید.

در تمامی تعیینات و تقرری ها و پروژه های عمرانی دست پنهان و پیدای باند های فوق الذکر دخیل است و شایسته سالاری و جوان محوری قربانی اصلی رقابت باندیست ها شده است. خر های گندنه بار که سرچوک چاریکار را ایستگاه خود ساخته اند و سرک کند و کپر بندر سیدخیل به خوبی نشان می دهد که بازسازی و نو سازی در پروان چقدر قربانی رقابت ها و رفاقت های باندیست ها شده است.

گرس کر کننده و گیچ کننده ریکشا ها در شهر چاریکار که راننده گان همه ی آنان جوانان اند، به خوبی حکایت گر بحران بی کاری در پروان بوده و فقدان مدیریت شهری این ولایت را نیز نشان می دهد.

پس از سقوط رژیم سیاه طالبان، اولین صدای زن از طریق رادیو در افغانستان از پروان شنیده شد اما همان زن اولین قربانی روند سیاسی جدیدی شد که پروانیان افتخار جاگزینی آن با رژیم سیاه طالبان داشتند. ذکیه ذکی را یکی از نماینده گان پروان در مجلس ترور کرد تا خودش به مجلس راه باز کند و در تبانی با مراجع و منابع قدرت در این ولایت تبدیل به جناح قدرت و ثروت شود.

حکومت مرکزی از جو رقابت ناسالمی که باندیست های پروان ایجاد کردند، بیشترین استفاده را به نفع اهداف فاشیستی و قوم گرایانه خود کرده است. خواجه های پروان را رشد دادند و از آنان در برابر پنجشیری ها و سایر فرمانده هان زمان مقاومت استفاده کردند. برخی از پنجشیری ها هم همین کار را کردند. برخی از پنجشیری هایی که در کابل وزیر بودند، نگاه خود به پروان را در چارچوب همان رقابت های درونی پروانیان به این ولایت معطوف ساخته و به اصطلاح از آب گل آلود ماهی مطلوب گرفتند. البته این تا جایی طبیعی هم بود. چون سران پنجشیر از نظر اخلاقی نمی توانستند در این رقابت ها بی طرف بمانند و که جرأت سرکوب آن را هم به خود ندادند.

 

دورپنجم:

Munir Parwani

نا هماهنگی میان دو بعد سازنده (مردم و مقام ولایت ) باعث است تا ما عقبمانده ترین ولایت خطاب شده ایم

را ه حل این نوشته ها را جز بسیج ساختن جوانان آگاه و تحصیل یافته پروان علیه این مافیا نمیبینم.
ایده من به حیث یکی از متعلقین به ولایت باستانی ،کثیرالنفوس ،.... پروان این است که ما هنوز با فرهنگ استعمال از قوت مردمی و استعمال از حس وطندوستی خود خواسته یا نخواسته نتوانستیم استفاده کنیم . هنوز هم چند تا ولگرد ، مافیا و دزد راهزن بالای ما حکمفرمایی میکنن ، وقتی داخل شهر میشوند حس میکنی زمان فرمانروایی یکی از امپراطوران مصر قدیم باشند ناگهان پولیس ترافیک به خاطر احترامشان جاده ره بسته میکنند و هنگامی که داخل موتر ره متوجه میشی چند تا ادم کله چرک مو غوزه یی که اصلن به نظر نمیخورد که مدت یکسال خوده حمام داده باشند در حال صحبت با تیلفون ویا در عین پوف سیگار خود اند و اصلن هم متوجه احترام خدمت گار جامعه به اذن خودش نمیشه و با سرعت زیاد و آرند های گوشخراش رد میشوند .
میتوان نوشت که یقینن این مردک های که حال بالای ما حکومت میکنند و حق این مردم سکوتی را میبلعند مطمعنن که میراثخور دارند ، اگه امروز سکوت خوده شکستاندیم و علیه این بیخردان حق خور را فریاد زدیم امید هست تا بتوانیم به یک اینده درخشان ولایت خود کاری به انجام برسانیم .
ضعف ما در کجاست ؟ همه مواردی فوق ره همه ما میدانم و تحلیل میکنیم اما زمانی که حق رای دهی برای ما داده میشه تا نماینده از خود در پارلمان داشته باشیم رای خوده در مقابل پول ناچیز میفروشیم و نتیجه میشه همانِ که مطلوب نیست . وقتی یک شخص بمقام ولایت پروان گماشته میشود بایست نظارت مردمی بالایش بود تا از هر کاری که به انجام میرساند مردم آگاه شوند تا خلاف میل مردم نتواند کاری کند .
مثلن ما شاهد بسیاری از کمک ها هستیم دربخش باسازی و مساعد ساختن زمینه تحصیل با کیفیت شده ولی به قول معروف وقتی داخل مرکز پروان میشوید همو خرک و همو درک، پروان با ده سال قبل هیچ تفاوتی ندارد چون پول کمک شده توسط قومندان ها و همین مافیا رهزن ها میل شده .
بناًَ بایدمردم آگاه و تحصیل یافته در ضمن وطندوست بسیج شوند و نظارت بالای پوپولیستهای مقام ولایت ره آغاز کنند .و به این حال میتوانیم زاویه دید خود ره به خاطر ترقی ولایت مان وسعت ببخشیم .

 

Mohammad Naim Sidiqie

در مورد ولایت پروان اگر مقایسوی بادیگرولایات قضاوت کنیم واقعاً نظر شما قابل تاید همه هموطنان ،مخصوصاً روشنفکران وشهروندان ولایت پروان میباشد ،در چهار دهه اخیر عده از روشنفکران وبزرگان ولایت پروان به شهادت رسیدند وعده دیگر روی ملحوظات ولایت ،مسکونة اصلی خویشرا ترک نمودند . أشخاص وافرادی که در سطح رهبری ولایت قرار داشتند دلسوزی وعلاقه در جهت پیشرفت وباز سأزی پروان نداشتندوندارند .

قبل از رژیم خلق وپرچم شهر دار از طرف شهروندان انتخاب میگردید ،شهر دار در مقابل آبادی شهر وشهروندان احساس مسولیت میکرد ،بخاطر دارم که: مرحوم میر عبدال کریم معقول با همکاری شهروندان وتیم کاری وهمکارانش (پدر بنده مرحوم الحاج محمد هاشم مدیر محاسبه وکنترول،مرحوم سید أمیر خان پدر سید حسن معنوی مدیر شرکت برق ،محترم سمندر خان از دولت شاهی مدیر اداری ،محترم عبدالقادر خان ازسید خَیل ومرحوم عبدالواحد خان پدر محترم دگروال عبدالبصیر واستاد وحید مدیر ترافیک اجرائی وظیفه مینمودند ) در بخش های ذخیره أب گلغندی ،ذخیره اب دره کلان واحداث ان ،ساختمان سینمائی چهاریکار وسر سبزی تپه گلغندی ومحافظه درختانارغوان وتمدید نل اب اشا میدنی درشهر چهاریکار،زحمات شان قابل یاداوری وتحسین میباشد.

یادشان گرامی روح شان شاد ،در مورد محترم سمندر خان وعبدالقادر اگاهی ندارم که حیات دارند صحت وسلامتی برایشان ارزو می نمایم. تشکر

 

بگرام کهن

جناب رحیل صاحب تحلیل تان خیلی دقیق و بجاست اما متاسفانه که سالهاست که مردم پروان به افتخار انگور و شوربای مزه دار شان اکتفا کرده و از قافله خیلی دور ماندند. اگر بتاریخ مراجعه شود زمان پروان یکی از قدیمترین و متمدن ترین های منطقه بود اما امروز غیر از انگور و توت اش که آنهم عمر فصلی دارد چیزی دیده نمیشود.
نکته مهم دیگر را که اشاره کردید خیلی خوشم آمد آنهم اینکه لایک نکنید بخوانید و باخبر شوید خیلی جان گپ روز و حال جوانان پروان را بیان میکند. یکی میرود در زیر یک درخت دولانه همراه سه چارته رفیق خود یک عکس میکنه و کنار شان هم یک دو ته تندور کو و یا تفنگچه های دیسی دره ای باز ده فیسبوک مینوازه و نمشته میکنه: لالیم امی عکس کت امی جوانا چیطو اس... بعدش بیبینی که لشکر از جوانان با کامنت های عجیب و غریب و ارسال تصاویر خنداور فیسبوک را پر میکنند.

فکر کنم که بیدار ساختن نسل نو و یادآوری از تاریخ و تمندن شان در گذشته یکی از راهای باشد که بتواند جوانان را کمی بطرف پیشرفت و ترقی سوق دهد. در غیر آن برنامه قسم است که چند دهه بعد در سرزمین خودشان مهاجر خطاب شوند.

یک نقطه ضعف دیگر و متمایز به ولایات دیگر که در پروانی ها و مجموعا دره شمالی میبینم که بزرگ به خورد شفقت ندارد و خورد به بزرگ احترام ندارد هر که فقط در پی قد بلند کردن است و حتی اگر به قیمت حذف دیگری هم شود.

بهادر پریانی

بزرگ ترین مشکل ملت تاجیک همین نکته است که شما به ان اشاره کردید محل گرا اند و هیچ یکدیگر خود را به نام یک ملت نپیذیرفته اند این چالش نه تنها در استان پروان بل در همه استان های تاجیک نشین به سرعت دیده میشود بنابرین تا زمانیکه ما خود رابه یک ملت واحد و همدیگر پذیر نسازیم شاید حال مان از این بد و بدتر شود

Zabih Serat

درود به راحیل عزیز.
بدون شک درد هر تاجیک درهر ولایت درد یکسان پروانی بومی که به پروان میندیشه است. بیایید آنچه را که شما ارایه فرمودید درمجموع تاجیک محور باشیم تا یوغ پذیرش هر پدیده تحمیلی را بزداییم. احترام که به سایر اقوام مخصوصآ پشتون های عزیز دارم اما قسمیکه جناب شما فرمودین آنچه یک پکتیا وال ویاهم یک کندهاری به اصلیت قوم خود که یا درانی ویاهم پوپلزایی است خود را وابسته میداند وافتخار میکنه ما نیز حق افتخار کردن را بخود فرهنگ سازیم.
یکی از کوتاهی ما نداشتن پذیرش شخصیت بالاتر یک تاجیک ازتاجیک دیگر است. برای پشتون های عزیز یک پشتون درسطح بالای رهبری ویا پایین تر آن با هرنوع تعلقات حزبی ویا هم تاجای مذهبی دینی قابل پذیرش است مثال زنده اش در رده اولی دولت که باکدام اندیشه و آیدیالوژی آمد و پشتون های عزیز باچهار کتاب پاک ومنزه جلوه اش دادن ومثال های که شما اشاره نمودید. اما ببرک کارمل را خود تاجیک ازقبر بیرون واستخوان هایش را به دریا پرتاب کرد ویاهم نپذیرفتن مزدک ، دستگیر پنجشیری ودها چپی وراستی باداشتن اندیشه های کمونیستی. و درین اواخر نپذیرفتن تعدادی از روشنفکران نوین مثل پدرام و امرالله صالح وغیره وغیره.
باشما کاملآ موافقم و ابتکار عمل به خرچ داده در راستای یکپارچگی پروان و درکل تاجیک ها تلاشهای گسترده انجام دهید باوصف اینکه شورای عالی تاجیک ها ایجاد گردید ولی مایان وشمایان تقویت اش کنیم.

 

Shakoor Khurasani
چرا این جمله خیلی ناب را باید از یاد ببریم که گفته اند جامعه گوسفندی لایق حکومت گرگان است
در همین سیزده سال چی جنایت های را که نکردند همین وکیل ها و اوباش های دگر در پروان اما فقط برای یکبار هم شاهد یک تظاهرات علیه این خائنین نبودیم و مردم باز هم دنباله رو همینها شدند
درجایی که معلم و ملا و ... دیگرانش بخاطر یک بوری آرد و برنج عزت خود را میفروشند روزگار بدتر ازین در انتطار شان خواهد بود
افتخار را ما مردم شمالی در این میبینیم که لندکروزر وکیل صاحب برق آسا از پیش چشم ما بگذرد و یک متر خاک نثار ما کنند
یا به این افتخار کنیم که فلان سلمان را کشت یا فلان نانوا را
و بگوئیم الماس صاحب بود یا رحمانی صاحب و صد لچک و اوباش دیگیش

Omar Mehraban

برای مردم فداکارشمالی نه سرک ساخته شد نه دانشگاهی نه شفاخانه ای ونه به فرزندان وبازمانده گان شهدای این سرزمین بورس تحصیلی ای فراهم شد
ازجانب دیگرخودپروانی هانیز مقصر هستند چون درخواستن حق مشروع شان اقدام جدی وجسورانه ی نکردند
تانگرید ابر کی خندد چمن

بگرام کهن

جناب رحیل صاحب تحلیل تان خیلی دقیق و بجاست اما متاسفانه که سالهاست که مردم پروان به افتخار انگور و شوربای مزه دار شان اکتفا کرده و از قافله خیلی دور ماندند. اگر بتاریخ مراجعه شود زمان پروان یکی از قدیمترین و متمدن ترین های منطقه بود اما امروز غیر از انگور و توت اش که آنهم عمر فصلی دارد چیزی دیده نمیشود.
نکته مهم دیگر را که اشاره کردید خیلی خوشم آمد آنهم اینکه لایک نکنید بخوانید و باخبر شوید خیلی جان گپ روز و حال جوانان پروان را بیان میکند. یکی میرود در زیر یک درخت دولانه همراه سه چارته رفیق خود یک عکس میکنه و کنار شان هم یک دو ته تندور کو و یا تفنگچه های دیسی دره ای باز ده فیسبوک مینوازه و نمشته میکنه: لالیم امی عکس کت امی جوانا چیطو اس... بعدش بیبینی که لشکر از جوانان با کامنت های عجیب و غریب و ارسال تصاویر خنداور فیسبوک را پر میکنند.

فکر کنم که بیدار ساختن نسل نو و یادآوری از تاریخ و تمندن شان در گذشته یکی از راهای باشد که بتواند جوانان را کمی بطرف پیشرفت و ترقی سوق دهد. در غیر آن برنامه قسم است که چند دهه بعد در سرزمین خودشان مهاجر خطاب شوند.

یک نقطه ضعف دیگر و متمایز به ولایات دیگر که در پروانی ها و مجموعا دره شمالی میبینم که بزرگ به خورد شفقت ندارد و خورد به بزرگ احترام ندارد هر که فقط در پی قد بلند کردن است و حتی اگر به قیمت حذف دیگری هم شود.

Samid Aryaee

اشخاص مشخص درپروان نمیخواهند که عدالت وامنیت درپروان تامین شود چون منافع شان درخطرمیافتد .

Gulrahman Rahmanyar

سرنوشت پروان وپروانیان توسط چندشخص محدود اتخاذ میگردد ودراذهان عامه هم چنین تداعی گردیده است که تصامیم این اشخاص غیر قابل تغیر است حتی اگر به ضرر مردم پروان باشد.
یگان چشم امید جوانان آگاه هستند که با بصیرت کامل گام بردارند.

Abdul Latif Azizi

کسانیکه حق مردم پروان را خوردند اینرا بدانند که یک کفن باخود میبرند شرکت های ساختمانی سرک سازی سکریتی به اولاد های حرامی شان باقی میماند وانها با ان پول ها روح پدران خود را در دسکوتیک ها توسط بوتل های شراب شاد میسازند

 

/ 0 نظر / 57 بازدید