منطق مصریها و منطق ما

در مورد اقدام ارتش، این مصریها میگویند که ارتش برای مرسی وقت داد تا با مخالفین صحبت کند و با دپلوماسی موثر سایر احزاب و گروه های سیاسی را مجبور بسازد تا از مظاهره دست بردارند. اما مرسی نتوانست این کار را بکند. یعنی توانایی سیاسی در قناعت دادن و آوردن مخالفین به میز مذاکره را نداشت. یعنی از نگاه سیاسی آدم ضعیفی بود. به گفتۀ مصریهایی که من شناسم، ارتش وظیفه دارد تا در مواردی که امنیت کشور و مردم آن به خطر می افتد، اقدام کند. وقتی مرسی توانایی نداشت تا به مظاهرۀ مردم پایان بدهد، ارتش وارد شد...

این دیدگاه شماری از مصریها بود. حالا ما با کدام عینک مسایل مصر را می بینیم، مسالۀ جداست. عربستان سعودی و سلفی ها چگونه به مساله می نگرند، اسراییل ازین در رویداد های مصر چه نقش و چه نفعی دارد؟ سوریه، روسیه، ایران و امریکا و انگلیس با این مساله چگونه کنار می آیند... اینها همه کار خود آنها و منافع کشور شان است.

پرسش من اینست که ما به مساله چگونه می بینیم؟ آیا ما مسایل جهان را از دریچۀ منافع مردم و کشور خود می نگریم یا از دریچه های تنگ ذهنیتهای حزبی و گروهی و ایدیولوژیک مان؟ اگر از دریچۀ منافع مردم خود می نگریم، استدلال ما چیست؟ نفع و زیان ما در رویداد های مصر چیست؟ اگر از دریچۀ مسایل ایدیولوژیک همنوا و ناهمنوا به مسایل می نگریم، آیا تداوم همان تقلیدهای کورکورانه از ایدیولوژیهای گذشته نیست؟  

همچنان بیایید خود و مصر را در یک نظر مقایسه کنیم. در کشور ما  چارتا بشقابشوی از سراسر جهان می آیند و به کمک نظامی و مالی جامعۀ جهانی  بر سرنوشت مردم حاکم می شوند و با استبداد و خودخواهی تمام و فساد منحط و ویرانگر به حیات خویش ادامه می دهند و کشور را در خاک سیاه، فساد، بی امنیتی و تضادهای قومی نشانده اند. با اینهمه حتی یک روز هم کسی در میدانی برای مبارزه خیابانی و ایستادگی در برابر این نظام فاسد به جاده یی نمی برآید. اما در مصر در طول کمتر از دوسال دو بار مردم از طریق روی آوردن به خیابانها یک نظام فرعونی استبدادی را سرنگون و از جاگرفتن یک دکتاتوری ایدیولوژیک دیگر جلوگیری کردند.
اینست تفاوت ما با مصریها!
 آیا بهتر نیست که به جای سیمیان مالیدن برای مصر برای خود مان کمی آش بمالیم!

/ 0 نظر / 18 بازدید