بار دیگر آزادی و عدالت در برابر استبداد و مزدوری

از همان وقت به بعد، در حالی که کشورهای دور و نزدیک دیگر به فکر ساختن دولت ملتهای خود بودند و مردم برای تعیین سرنوشت خود در پروسه های سیاسی آهسته آهسته دخیل می شدند، افغانستان همچنان در چنگال چند خانوادۀ محمدزایی باقی ماند که کار شان هرگز ساختن کشوری و دولتی که ریشه در خواست، طبیعت، نیاز و حقوق مردم داشته باشد، نبود. کار شان غارت مردم بود و پر کردن جیب خودشان. ارگ شاهی در پنجصد متری مرادخانی بود که حتی تا به امروز یکی نمایندۀ قرون وسطی است و دیگری سر از قرن بیست و یکم برون کرده است. ارگ جایگاه همانهاییست که وظیفۀ ادارۀ این قلمرو برای خارجی ها را دارد و مرادخانی خانۀ مردمی است که قرنها اینجا زیسته اند و به همین منوال زیسته اند.

در سی سال گذشته در این وطن پیوسته میان نوکران اجنبی و مردمی که می خواستند حکومتهای شان را خودشان و مطابق خواست و نیاز و حقوق باشندگان آن بسازند، جنگ ادامه داشته است. یک طرف مزدوران خارجی بوده اند و طرف دیگر مردم- چه در میدان نبرد و چه در میزهای مذاکره و پروسه های سیاسی. خط مزدوران و خط آزادگانی که پا در خاک خود دارند و برای آزادی و حقوق خود می رزمند، روشن بوده است.  

امروز، بازهم این خارجی ها اند که می خواهند نوکران و نوکرزادگان خود را به ارگ برسانند تا حاکمیت و تسلط خود را در ان تحول بخشند و نفوذخود را تداوم و این قلمرو را نه مطابق خواست و نیاز و حقوق مردم این سرزمین بلکه در خط منافع و استراتیژی خودشان نگهدارند و اداره کنند.

 
اما آیا جبهۀ آزادی و عدالت و جنبش ضد تقلب و استبداد و حرکتهای مخالف استعمار نوین و پارین خواهند گذاشته که درفش خونین شهدای سی سال جهاد، مبارزه و جنگ برای ازادی به زمین بیفتد و نوکرزادگان رنگارنگ بر سرنوشت آزادگان حاکم شوند؟

کسانی که در چند شب و روز آینده مقاومت کنند و جبهۀ سیاسی را نگهدارند، در صف قهرمانان این وطن نام شان ثبت خواهد شد. اما اگر شکست بخورند و یا تطمیع شوند و سنگر بفروشند، دشمن دلخوش نباشد. آنهایی که وارثین این سی سال نبرد اند، از لرزش و شکست یکی دو سردار نمی هراسد. تا ستم هست، تا ظلم هست، تا اسبتداد هست، تا مزدوری به ببگانگان است، مبارزه و جهاد و مقاومت و حرکت و جنبش برای رهایی هم هست.

پناه و تکیۀ مردم ما درین سی سال حمایت هیچ  خارجی یی نبود. همت مردم ما بود و توکل به پروردگاری که یگانه پناهگاه شان بوده است. امروز از این بعد نیز چنان خواهد بود.

در این سیزده سال این مردم ما بودند که امنیت آوردند و تابعیت کردند تا چرخ حکومت بچرخد. حالا که حقوق مردم را دزدی می کنند و به ناموس مردم یعنی صندوق های رای شان تجاوز می کنند تا به حاکمیت از راه تقلب برسند، مردم ما حق دارند که تابعیت نکنند.

ببینیم که اگر همین مردم حاضر به ساختن حکومت و دولت نشوند، چه کسی می تواند درین کشور حکومت کند!

 

 

/ 2 نظر / 30 بازدید

پردرآمدترین شغلهای موجود در ایران WWW.CSt.US.PN

دانلود موزيک

با آرزوي بهترينها براي شما به منم سر بزنيد دانلود هر چي که فکر کني www.mosaken.com