همو گاو نبود، سگ و خوک بود!

جناب مغز متفکر چند هفتۀ پیش وقتی در ترکمنستان در مورد آسیای میانه از کتاب "روشنفکری گمشده Lost Enlightenment" نقل قول می کرد، در بیان خصوصیات باستانی منطقه به سه نکته و با این گونه و ترتیب اشاره کرد:
1- پایان یافتن یا شروع شدن همه راه ها از آسیای میانه
2- اختراع شیوه های علمی آبیاری و گستردگی به کارگیری این شیوه ها در آسیای میانه
3- این که 2300 سال پیش از همین منطقه یک زن به شوهرش که به سفر دوامداری رفته بود، نوشت: "من حاضرم که با یک گاو عروسی کنم نه تو... زوتر بیا.
حرف بنده در مورد شمارۀ سوم است. اول این که مغز متفکر منحیث یک استاد باید بداند که اول باید ادعا را بیاورد و پس از آن مثالش را. همانگونه که در دو مورد اول تنها ادعاها را مطرح کرده بود، باید در مورد سوم هم اول از عام بودن نوشتن و خواندن در آسیای میانه و در 2300 سال پیش می گفت وسپس تاکید می کرد زنان نیز نوشتن و خواندن یاد داشتند و در پایان مثالش را می آورد. البته برای ما عامیانی که ادعای پروفیسری نداریم و روز ده بار دوکتورای موهوم خود را به رخ مردم نمی کشیم ترتیب و یا تقدم و تاخیر منطقی حرفهای مان را شاید مردم به رخ مان ببخشند، اما اشتباه مغز متفکر را چه گونه می شود نادیده گرفت که طرفداران ناشیتر از خودش علمیت و دکتورای شان را چماقی ساخته اند که هر انتقادی را با آن می کوبند.

اما مسالۀ به همین جا پایان نمی یابد. اصل تقلب و غدر مانده است. تصور نکنید که تنها روی قانون و حق مردم پا گذاشته رییس جمهور شده است. این را هم تصور نکنید که تنها به خود اجازه می دهد که به روی یک استاد دانشگاه سیلی بکوبد... بلک جناب شان از یک تریبیون بین المللی هم اگر صحبت کنند، شرمی و ابایی از تحریف و جعل در گفته های دیگران ندارند.

در همو فقرۀ سوم که در بالا ذکر شد، در اصل کتاب گفته شده است که :"... ترجیح می دهم با سگ یک خوک ازواج کرده می بودم تا تو...."
دیده می شود که اول جناب مغز متفکر tense یا حالت فعل در جملۀ به کار برده شده در آن کتاب را درک نکرده اند. من درحیرت بودم که چگونه می تواند کسی که شوهر دارد، به شوهرش بگوید که "ترجیح می دهم با گاو عروسی کنم تا تو". این تنها در صورتی یک جملۀ درست می باشد که هنوز عروسی صورت نگرفته باشد.

دوم این که جناب مغز متفکر "سگ یا خوک" را به گاو تحریف کرده اند. آیا یک کسی که وجدان اکادمیک دارد و اصلهای اکادمیک را می داند و در حالی که لباس اکادمی برتن دارد و در یک نهاد اکادمیک صحبت می کند، به خود اجازۀ همچو تحریفی را می دهد؟
هیچ معلوم نیست که دلیل و توجیه آن تحریف چه بوده است. اگر تصور کرده باشد که "سگ و خوک" را با "گاو" تلطیف کند، بازهم به کوتاهی فکر و اندیشه و درک جناب دلالت دارد. چرا که منظور آن خانم از به کارگیری آن دو حیوان همین بوده است که در شکایت و نفرتش از شوهر به سفر رفته که سه سال است فراموشش کرده است، مبالغه کند. این نکته هم روشن می شود که در نظام ارزشی مردم این منطقه و این حوزۀ فرهنگی و تمدنی، حتی پیش از اسلام، سگ و خوک دو حیوانی بوده اند که وقتی می خواستند انسانی را توهین و تحقیر کنند، به آنها سگ و خوک خطاب می کرده اند. البته در این مثال خانم آسیای میانه یی مبالغه کرده است و شوهرش را پست تر از سگ و خوک دانسته است که ترجیح می داده است با همین دو حیوان عروسی کند تا با چنان مردی.

تحریف دیگر این که در متن کتاب دوری زن از شوهرش سه سال است، نه دوسال. غنی انرا دو سال می گوید.

... تحریف یا نادرست خوانی دیگر این که زن از دانهوانگ چین به شوهرش در سمرقند نامه نوشته بود. شوهر در سمرقند بود نه در چین. غنی می گوید که این زن به شوهرش که به چین به تجارت رفته بود، نامه نوشته است. عکس متن کتاب دیده شود.

اگر این مغز متفکر در خواندن نیم صفحه اینقدر غلطی، تحریف و اشتباه در برداشتهایش می کند، خدا می داند که در یک کتاب باید چقدر غلط بخواند، تحریف کند و دریافت نادرست از متون داشته باشد.

پس جناب مغز متفکر نه تنها در نقل قول اصل امانت داری را زیر پا گذاشته اند بلکه در عین حال نشان می دهد که جناب شان درک درستی از معنی نامۀ آن زن در سیاق فرهنگی و ادبی اش هم نداشته اند.
و چنین است، روزگار ما در دست این کسان!

/ 0 نظر / 32 بازدید