مصیبت انتحاری

" عمل انتحاری – سیاسی، که در برخی از کشورهای جهان وبه ویژه در شرق میانه نمونه هایی رابرجای نهاده است، چندیست که در افغانستان با غم انگیزی ونفرت زایی دوره می کند . . .

از روی سن وسال اکثر انتحار کننده گان تروریست معاوم می شود که نوجوانان وجوانان بی عقل استند. آنها به وسیله ی شبکه های تروریستی منطقه د رمعرض سؤ استفاده قرار می گیرند.به آنها تلقین می کنند که شما مسلمان استید. شما در جنگ وجهاد با کفار پس از قربانی نمودن خود وکشتار دیگران ، به جنت می روید. به این ترتیب شبکه های تروریستی، به عنوان فروشنده گان برگه های کاروان جنت ! با سؤاستفاده ازجوانان کم عقل،وحتا کودکان، بی شرمانه ترین اعمال فاجعه آور را به نمایش می گذارند ." به نقل از  نبشتۀ « مصیبت انتحاری » که سالها پیش نوشته بودم. این نبشته در کتاب : « به کسان درد فرستند ودوا نیز کنند!» به چاپ رسیده است.

سیر صعودی اعمال تروریستی طالبان وهم فکران آن، برای هیچ انسانی که در پی  محکومیت جنایت واعمال غیر انسانی است؛ نباید تردیدی برجای بگذارد که مصیبت انسانکشانه ی آنها، بزرگترین خطر برای مردم کشورما است. همنوایی وبرادری رئیس جمهور و  همدلی تیم فاسد وی با آنها ، آزادی آدمشکان شناخته شده از زندانها ، حذف نام طالبان از لست تروریست ها از طرف امریکا، بهره مندی از عقب گاه رهبردی پاکستان؛  جانبداری حلقه های دولتی و غیر دولتی در برخی از کشورهای عربی از طالبان، اتخاذ روش روی وریا ویا سکوت وخاموشی بخشی از قلمزنان وسیاستمداران فرصت طلب ومعامله گر در برابر آنها ؛ زمینه های جسور شدن، جان گرفتن، وگسترش یابی مصیبت تروریست ها را بیشتر فراهم آورده است.

  بسیار لازم است که خطر چنین وحشت، به درستی و با تمام ابعاد فاجعه آمیز آن شناخته شود، در معرض افشأ گری ومبارزه باشد. با قرار دادن خطر این مصیبت در مرکز توجه، مرز مخالفین جنایات انسانکشی با آنانی نیز روشن تواند شد که در ظاهر ابراز مخالفت دارند، اما،  در دل موافق رشد طالبان استند. زنان ودخترانی که نمی خواهند زنده گی اسارت بار و وحشت آمیز طالبی را استقبال نمایند، نباید وظیفه ی جدی مسؤولیت خویش را فراموش نمایند.

همچنان  جلب توجه جدی نهادهای جهانی نیز در دستور کار قرار بگیرد. مثلاً باید این صدا را بلند تر نمائیم :

در حالی که هر روز زنان وکودکان و انسان های مظلوم قربانی عمل تروریستی طالبان می شوند، سایه ی تهدیدات مرگ آور آنها زنده گی غمبار  روزانه ی مردم را می آزارد، و در اکثر موارد، طالبان به گونه ی علنی، مسؤولیت عمل ترویستی خویش را می گیرد،؛ چرا از طرف "ملل متحد" وبسا نهاد های دیگربه عنوان گروه تروریستی شناخته نمی شود. آیا منتظر اند که هر روز ده ها هزار را به قتل برسانند؟ مگر نه این است که آنها به موقع ملیون ها انسان را نیز به قتل می رسانند.

تقبیح اعمال تروریستی طالبان وآن هم گاهگاهی، اما، ادامۀ سیاست نازدهی طالبان و پرورش آن در عمل، آسیبهای زیادی به جامعه ومردم ما رسانیده است.

باید با این مصیبت وخطرات آن با تمام ابعادی که دارد، مقابله شود. آن عده ازفرهنگیان و هنرمندانی که به بهانه ی " سیاست نکردن"، از پذیرش چنین بار مسؤولیت طفره می روند، نیز باید بدانند که مردم، تاریخ  و قربانیان تروریسم طالبی وهم اندیشان آنها به فرهنگ و هنر شان چه نامی خواهند گذاشت. 

/ 0 نظر / 31 بازدید