سرود سبز باران- شعری از حیدری وجودی

حیدری وجودی

«به جناب محمد افسر رهبین به نیت تکریم از اشعارش، به خلوص دل تقدیم می کنم»

سرود سبز باران

گل سرخ بهارانست شعرت

سرود سبز بارانست شعرت

حیات تازه می بخشد سخن را

حضور آب حیوانست شعرت

بود جمعیت دل ها به معنی

به صورت گر پریشانست شعرت

مرا در گارگاه دیده و دل

فروغ عشق و عرفانست شعرت

به چشم روشن معنی شناسان

تجلیگاه ایمانست شعرت

ز داغ خلوت آیینۀ تو

چراغان در چراغانست شعرت

به شهر شب پرستان زمانه

مه و مهر درخشانست شعرت

کنون در پیکر بی جان مردم

به رنگ دیگری جانست شعرت

به بحر زندگی ی پر تحرک

چو امواج خروشانست شعرت

درین دوران شجاعت مشربان را

به سان تیغ عریانست شعرت

طلسم علت پندار بشکن

که روح سیل و توفانست شعرت

دماغ خستۀ ارباب دل را

گلستان در گلستانست شعرت

فرافردی بود فریاد گرمت

نمای درد انسانست شعرت

به تارِ شستۀ اندیشۀ نو

چو مروارید غلطانست شعرت

عزیزم افسر رهبین و رهدان

به درد عشق درمانست شعرت

 

پنجشنبه روز عرفه، نهم ذوالحجه 1433 هـ ق

برابر ماه عقرب 1391 خورشیدی

 

برگرفته از روزنامۀ ماندگار

شمارۀ 939 ام 29 آبان/عقرب 1391

/ 0 نظر / 8 بازدید