شهادت یک خبرنگار و قانون کار

عصر دولتشاهی

سرانجام زبیر حاتمی، تصویربردار تلویزیون میترا که در انفجار انتحاری لیسۀ استقلال به شدت زخمی شده بود، پس از  ده روز دست و پنجه نرم کردن با مرگ، به زانو در آمد و تسلیم رضای حق شد. روحش شاد، یادش گرامی و صبر جمیل نصیب خانواده و عزیزانش. هزاران نفرین خدا و خلق خدا هم بر طالبان و حامیان طالبان و دوستداران و دلبستگان و وابستگان شان باد! اما آیا با گفتن مغفرت به شهید و یک تسلیت به خانواده و یک لعنت به قاتلین کار ما و مسوولیت ما در برابر زبیرها و خانواده های شان پایان می یابد؟  

در مسالۀ زبیر حاتمی شهید، تا کنون گزارش مفصل و همه جانبه یی به رسانه ها داده نشده است و این بسیار جالب است. او خود عضو خانوادۀ رسانه یی بود و ده ها خبرنگار و فرهنگی درین ده روزی که او در شفاخانه بود، در موردش، در رسانه های مختلف و از جمله فیس بک، مطلب نوشتند. اما بسیاری از این مطالب برای این بوده است که "لایک" بگیرد و نشان بدهد که نویسنده آدم دلسوزیست. البته در بسیاری مورد هرگز نمی شود در دلسوزی و نیت نیک و انسانی نویسنده های همچو پیامهایی شک کرد. اما در هیچ پیامی مثلاً نیامد که: زبیر حاتمی دقیقاً با چه شرایط و قانونی در استخدام تلویزیون میترا بوده است. آیا کارمند دایمی است یا قرار دادی؟ قانون کار در کشور به چه گونه ترتیب شده است؟ آیا استخدام کننده ها در پهلوی معاش برای بیمۀ صحی کارکنان پولی می پردازند یا خیر؟ آیا مسالۀ مرگ و یا زخمی شدن و معیوب شدن کارمندان در جریان کار، مسوولیتی را متوجه استخدام کننده ها نیز میکند یا خیر؟ آیا در افغانستان قوانین کار غیر از پرداخت معاش مسوولیت دیگری برشانۀ کارفرمایان- دولتی و غیر دولتی، گذاشته است؟ آیا تلویزیون میترا، به گونۀ رسمی و قانونی مسوولیت تداوی زبیر حاتمی را داشت یا خیر؟ آیا تقاضای دوستان از تلویزیون میترا و مالک آن، جناب والی بلخ، یک تقاضای قانونی است یا اخلاقی؟

اتحادیه های خبرنگاران در مورد زبیر و زبیرها چه مسوولیتی دارند؟ آیا مسوولیت خود را ادا کرده اند؟ آیا صندوقی برای کمک به خبرنگاران در همچو مواردی در کشور وجود دارد؟  آیا ضرور نیست تا اگر قوانین کشور در همچو زمینه هایی ناقص باشد، باید برای اصلاحش مصرانه و مجدانه کار کرد و تاتصویب شدن یک قانون همۀ جانبۀ کار از پا ننشست؟

این درست نیست که از شهادت زبیر حاتمی وسیله یی برای محکوم کردن والی بلخ و یا تلویزیون میترا ساخته شود. اما در عین حال اگر مسوولیتی متوجه آنها می شود، نباید خاموشی گزید. نه تنها در این مورد بلکه در هر مورد دیگری باید مطبوعات آبروی خود را حفظ کند. خبرنگاری که نه به خاطر حقیقت بلکه به خاطر منفعت و یا ضرر کدام شخص قلم می زند، وجدانش ناقص است. همچو خبرنگار و رسانه یی به جای کمک به روشن شدن حقایق به مغشوش شدن حقایق کمک می کنند و بزرگترین منافقین همینها خواهند بود که درفش روشنگری بلند می کنند اما در حقیقت به تاریکی گستری می پردازند.

امید است جامعۀ رسانه یی به مسوولیتهای خود توجه و از حقوق اعضای خود به درستی دفاع کند. اگر رسانه و خبرنگار از حقوق خود و هم مسلکان خود دفاع کرده نتوانند، از حقوق سایر مردم چگونه می توانند دفاع کنند؟

 

/ 0 نظر / 32 بازدید