تجزیۀ هرات- یک حرکت هویت زدایانۀ فاشیستی

من بارها گفته ام که عبدالله و ایتلاف سیاسی اش هرگز پاسخگوی نیازهای جامعۀ ما و به خصوص حوزۀ ضد فاشیزم نیست. عبدالله نامربوط ترین شخصیت سیاسی به جامعۀ تاجیک است. شماری شاید این را شخصی گرفته باشند. در حالی که بنده هیچگونه مشکل شخصی با هیچ سیاستمداری ندارم و حتی با اینها شناخت نزدیک هم نداشته ام. مخالفت به این دلیل بوده است که پس از کنفرانس بن صحنۀ سیاسی افغانستان بر محور منافع قومی و سمتی و منطقوی شکل گرفت. حتی پیش از یازدهم سپتمبر و پیش از کنفرانس بن، زلمی خلیلزاد از طریق مشورهایی که به شورای امنیت ملی امریکا داد از کمک به آنچه ایتلاف شمال خوانده و معرفی کرده بود، جلوگیری کرد و استدلال می کرده بود که مرکز تحولات سیاسی افغانستان جنوب است و باید ایتلاف جنوب ساخت که این نکته را کاندولیزا رایس- مشاور امنیت ملی وقت امریکا، در سنای آن کشور اعتراف کرد. حرکت خلیلزاد که تحولات بعدی کشور زیر نظر او صورت گرفت به روشنی تمام قومگرایانه ودر جهت احیای حاکمیت سنتی قومی در کشور بود. در چنین وضعیتی ما با تشکیلات دوران جهاد و مقاومت هرگز نمی توانستیم به جایی برسیم. دلیل ناکامی ما در چهارده سال اخیر همین بود که همه قومی بازی می کردند و ما باتوهمات جهاد و مقاومت فراقومی تشریف داشتیم.
فاشیزم در تبانی با نیروهای بین المللی در یک طرف و حفظ پیوند با نیروهای تروریستی در طرف دیگر سنگرها را یکی پس از دیگری فتح کرد و ما را از متن تحولات و تعاملات سیاسی به حواشی گمنام و تاریک و غیر موثر سیاست پرتاب کرد. دلیلش این بود که ما سازمان موثر مخالف و مساوی و مماثل در برابر فاشیزم نداشتیم. حزب وحدت و جنبش ملی اسلامی به نمایندگی از اقوام خودشان توانستند در برابر فاشیزم قومی پشتونی یی که افغان ملت رهبری می کرد، ایستادگی کنند. چرا که مطابق قوانین بازی یی که افغان ملت راه انداخته بود، بازی کردند و می کردند. آنها توانستند تا اندازۀ زیادی از منافع خود دفاع نمایند. اما با تاسف که رهبران تاجیک تا زمان حیات استاد ربانی و مارشال فهیم هرگز طرح قومی ارائه نکردند و پس از آنها نیز ما به دنبال آدرسهای نادرست راه افتیدیم. در دل هشیار بودیم اما نه زبان می گشت و نه هم دست ما به کار درستی پیش می شد. همین بود که از شور و جذبه و انرژی ما استفاده شد و همانقدر استفاده شد که شماری به کرسی هایی برسند اما هرگز هم برای ما و مردم ما فکری نکنند.
ما نیروی سیاسی یی که بتواند با فاشیزم مقابله کند نداریم و عبدالله و تیمش هرگز پاسخگوی این نیاز نیست و نبوده است. بلکه دقیقاً اینها وظیفۀ ماستمالی حرکتهای فاشیستی قومی یی را دارند که غنی و کرزی تطبیق کنندۀ آن اند. اینها آدرس غلط ایجاد کردند و این آد رس غلط را با تحمیق برما تحمیل کردند تا مردم ما غافل شوند و مردم ما منحرف شوند. استاد عطا نیز یک ادرس غلط و منحرف کنندۀ انرژی و امید و توان و توجه مردم است. اینجا ما با یک حکومت طراز فاشیستی قومی روبرو استیم. در حالی که حتی اگر عبدالله ستون پنجم هم نباشد، هرگز و هرگز توانایی، برنامه و میلی برای مقابله با این فاشیزم را ندارد. همه دیدیم که انتخابات بردگی ما را عبدالله باختاند. یعنی قصداً باختاند...
ترکتازی غنی به خاطر خالی بودن میدان است. هرگونه اعتراضی هم که در برابر غنی و حرکتهای فاشیستی اش صورت بگیرد، در خریطۀ داکتر عبدالله و استاد عطا می افتد که از آن استفادۀ ابزاری به نفع خود شان و حفظ امپراتوری خود بکنند. حرکتهای اکروباتیک استاد عطا در مخالفت با حکومت کرزی برایش منافع بیشماری آورد و حالا عین همین کار را در حکومت غنی می کند. در حالی که به اندازۀ پوچک ارزنی هم برای تاجیکان مفادی نداشته است. اما چهارتا باسواد و بیسواد را جمع کرده است که تعریفش بکنند و هرگونه انتقادی را با وقاحت و هرزه گی پاسخ بدهند و هیچ منطقی هم نشنوند. شماری خوشفهم و هشیار تاجیک هم پذیرفته اند و فکر می کنند دنیای سیاست هم به سادگی قول و قرار و مردانگی و عیاری خودشان است. اینست که کشور با گذشت هر روز به کام فاشیزم رفت و رفته روان است اما همه چشم به راه رویین تنی به نام استاد عطا و یا هم حرکتی از جانب قصر سپیدار نشسته اند که امروز یا فردا غیرتی کنند. در حالی که اینها در پنج سال گذشته و به خصوص در همین انتخابات سراب بودن، بی عرضه بودن و خالی بودن خود را به نمایش گذاشته اند.

آنچه در هرات می گذرد، بخشی از برنامۀ فاشیزم است. در سراسر کشور برنامه هایی جاریست و جاری بوده است که هریک آن می تواند با ابعادی به گستردگی برنامه های ویرانگرانه و خاینانۀ فاشیزم در هرات باشد.

و ایوای از عقل تاجیک که از "پسان" هم گذشت و هرگز نیامد تا مبادا کسی قومگرایش بخواند...

 

/ 1 نظر / 31 بازدید
mozhdeh

سلام وبتون خیلی خوبه خوشحال میشم به منم سر بزنید . [گل]