خاموشی در قبال سرنوشت مردم گناه است

بنده هیچ قصدی برای رویارویی با دوستان ندارم. من دیدگاه خود را دارم. اگر دوستان ما بتوانند نشاند بدهند که وضع موجود و گزینش کدام آدم مشخص به صفت کاندید ریاست جمهوری به نفع مردم ماست، کور شویم و کر و لال اگر نپذیریم. اگر دوستان دلیل ندارند، آیا درست است که بر ما تاپۀ زهرپاش و شاید هم روز دیگر تخریبکار و ازین قبیل بزنند تا خاموش مان کنند؟

من این بحث را بازهم در پست تازه گذاشتم. هرکسی که حرفی دارد بیاید و استدلال بکند. ما همیشه قربانی مصلحتهایی شده ایم که چند نفر در غیاب مردم و ملت ما تشخیص کرده و عملی کرده اند و ما هم مصلحت گفته سر جنبانده ایم. حالا این دوستان خود را خدای مردم فکر می کنند و تصور می کنند که مصلحت مردم را تنها خود شان می دانند.
ملت تاجیک از هرات تا لغمان، از بدخشان تا نیمروز به جمعیتهای خاموش و بی هویت تبدیل شده اند. در انتخابات ما باید کاندیدی داشته باشیم و از کاندیدی دفاع کنیم که پیشینۀ خدمت و وفاداری به منافع ما را داشته باشند. هر قوم و هر طایفه یی درین کشور چنین می کنند و چنین می اندیشند. چرا تنها قوم تاجیک اگر حرفی در دفاع از منافع خود گفت، باید محکوم گردد؟

راه چیست، مصلحت کدام است؟ در پس پرده ها و زیر سقفها به نام ملت و مردم ما چه برنامه هایی گرفته می شود. انتخابات و روندهای سیاسی جیب چه کسانی را پر و از چه کسانی را خالی می کند؟ ما باید بدانیم یا خیر؟ ما باید استدلال و فریاد کنیم یا خیر؟

بیایید منحیث آدمهای با سواد و صاحب اراده و تفکر مستقل و با مسوولیت در برابر مردم سخنی را که پشت پرده ها می گوییم و به مصلحت مردم قلمداد میکنیم، درین صفحۀ فیس ک به پیشگاه مردم نیز بگوییم و بشنویم و بخوانیم که سایر همسرنوشتان مان چه میگویند.

ما ملتی شخصیت پرست و تنبل استیم. در گذشته با موجودیت شخصیتهای بزرگی چون استاد ربانی و مسعود بزرگ، ما همیشه و به هر حرکتی از ایشان سر می جناندیم و فکر می کردیم و باور داشتیم که "آمر صاحب پلان دارد". اما امروز دیگر آمری نیست که سرنوشت خود را بدستش بسپاریم. حتی در همان گذشته ها نیز درست نبود که ما خاموش بمانیم اما دوران جنگ بود و شخصیتهای یاد شده نیز در کورۀ مبارزه و جنگ ایستادگی، پختگی و صداقت شان را به مردم ثابت ساخته بودند و ازینرو شاید بتوان خاموشی را توجیه کرد.

ما با همان روحیۀ "بزرگان پلان دارند" درین دوازده سال ادامه دادیم و هیچ اعتراضی به هیچ کسی نکردیم. اما دیدیم که اینها به همه چیز پلان داشتند اما نه برای مردم ما. اینها ما را هویت ما را، حقوق ما را، تاریخ ما را... فروخته اند و جیبهای خود را پر کرده اند.

خاموشی مزید ما خیانت است. آخرین امید ما انتخابات آینده بوده است. اما دیده می شود که هیچگونه تعقل، بینش و برنامۀ منظمی در قبال سرنوشت مردم ما وجود ندارد. اشخاص به نام مردم و درغیاب مردم و بدون مراجعه به مردم و درک خواستهای مردم با این و آن به معامله می نشینند. هیچ حرکتی نمی تواند بدون استدلال و توجیه منطقی، علمی و استراتیژیک در قبال سرنوشت مردم برای ما قابل قبول باشذ.

/ 2 نظر / 6 بازدید
بــــــردگی کلمـــات

فردا سطری ست نانوشته می توان با قلم سیاه سفید نوشت می توان هیچ ننوشت و پوچی سرشت وبلاگ آپدیت شد وقت داشتید تشریف بیارید.

بنیامین

سلام من تقریبا اکثر وبلاگت را خوندم مطالبش جالب بود میگم که من یه پیشنهاد خوب واست دارم لابود میپرسی چی خوب یه سری به وبلاگ گروه ما به نشانی http://pfreefall.blogsky.com/ بزن خود وبلاگ مهم نیست محتویات درونش بخون و اگه خوشت امد به جمع گروه ما در وب سایت بپیوند پس ضرر نمکنی منتظرتم اگه سوالی داشتی در همون ادرس وبلاگی که بهت دادم مطرح کن ببینمت ضمنا این دعوت نامه برای همه ارسال نمیشه فقط برای کسایی که وبلاگ خوبی دارن ارسال میشن ضمنا اگه زودتر اقدام کنی میتونی یکی از مدیران وب سایت بشی منتظرتم ضرر نمکنی ! ‌ ‌‌ ‌ ‌‌