نگاهِ مختصر به تاریخچۀ زبانِ فارسی دری

در تشکلِ زبانِ فارسی دری چند زبانِ متداولِ آن زمان از قبیلِ پهلوی اشکانی، سغدی و تخاری قسماً نقش داشته اند. به عبارتِ دیگر، زبانِ فارسی دری کنونی برخی از عناصرِ واژه گانی و ساختاری آن زبانها را در خود حفظ کرده است. این که برخی از محققان نوشته اند که دری یا فارسی کنونی صورتِ تحول یافتۀ فارسی باستان و یا هم محصولِ تحولِ زبانِ پهلوی ساسانی است، اساس و بنیادِ علمی و تاریخی ندارد. این دانشمندان دانسته یا ندانسته کوشیده اند تا جایگاهِ پیدایشِ زبانِ فارسی دری را ایرانِ امروزی قلمداد کنند؛ در حالی که چنین کوششها با واقعیتِ امر همخوانی ندارد.

این نکته را نیز باید همین جا متذکر شد که در سده های نخستینِ اسلامی، که زبان دری در خراسان و ماوراء النهر در حالِ نضج و باروری بود و نظم و نثرِ دری با فصاحت و بلاعت انشاء میشد، در غربِ خراسان، یعنی ایرانِ امروزه این زبان در نزدِ مردم  ناآشنا بود و تنها میشد آن را از مدارس فرا گرفت. به عبارتِ دیگر، زبانِ دری یا فارسی دری در ایرانِ آن زمان زبانِ مدرسه یی بود؛ البته این نکته یی است که عده یی از دانشمندان ایرانی چون ملک الشعراء بهار و دکتر پرویز ناتل خانلری و عدۀ دیگر نیز بدان اذعان دارند.                                                                                  

در موردِ اشتقاق و ترکیبِ  واژۀ دری اِختصاراً باید گفت که زبانشناسان و سایرِ محققانِ  ادبی آن را با واژه های " تخاری " ، " پارتی " و امثالِ اینها مرتبط میدانند. عده یی نیز واژۀ دری را با واژه هایی مثلِ " دره " و یا " دربار " پیوند میدهند؛ یعنی زبانی که در دره ها و دربارِ شاهان بدان تکلم میشده است.           

زبانِ دری تا پیش از استیلای عربها با  الفباهای متداول، مثلاً  پهلوی، نوشته میشد؛ اما پس از تسلطِ عربها بر منطقه و نفوذ و گسترشِ زبان و فرهنگِ عربی، الفبای عربی برای نوشتنِ این زبان به کار گرفته شد.

به هر حال، زبان فارسی دری که روزگاری بنابر عوامل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بر مناطق وسیعی، از ماوراء النهر گرفته تا شبه قارۀ هند و ترکیه و مناطقِ بالکان و نواحی چین مسلط بود و مردمان و نژادهای گوناگون را با هم پیوند میداد، امروزه عمدتاً به کشور های افغانستان، تاجکستان و ایران محدود شده است.                                                                                                  

در افغانستان در کنارِ زبانِ دری زبانهای متعددِ دیگر نیز وجود دارد؛ مثلِ ازبکی، پشتو، نورستانی، بلوچی وغیره؛ اما اکثریتِ مردم با  زبانِ فارسی دری آشنایی دارند و آن را در مراوداتِ خود به کار میبرند که این خود نمایانگرِ اهمیت و نفوذِ زبان فارسی دری تلقی میشود.                                                          

/ 1 نظر / 35 بازدید
Dawer Nadi

خراسان (افغانستان قدیم) و ادبیات دری/ حلیم تنوير نشرونکی: ژمن 2015/05/09 برخه: حليم تنوير تبصره وکړه بخش سوم:خراسان (افغانستان قدیم) و ادبیات دری در افغانستان باستان (خراسان) زبان دری با لهجه های متفاوت آن، در همه جا رایج بود مهمترین لهجهء قدیم زبان دری “سغدی” و “تخاری” است. اولین شاعر زبان و ادبیات دری هم ابوحفص سغدی نام دارد. برگفته و خلاصه بخشی از کتاب: تاریخ ادبیات افغانستان. نوشته دکتور محمد حلیم تنویر ابومسلم عبدالرحمن خراسانی که بنیان گذار دولت مقتدر خراسان و جدایی افغانستان از دولت امویه بود، متولد شهر “سرپل” ولایت بلخ در شمال افغانستان است که به زبان و ادب عرب نیز مهارت و آگاهی کامل داشت. وی در سال ۱۲۴هـ.ش/۱۲۹هـ.ق./746م. بیرق سیاه را در شهر “مرو” برافراشت و خود را شهنشاه خراسان اعلان کرد. او در مدت دوسال تمام شهر های افغانستان را از قیمومیت اموی ها آزاد کرد. در افغانستان باستان (خراسان) زمین زبان و ادبیات دری با لهجه های متفاوت منطقوی آن، در همه جا رایج بود که مهمترین لهجهء قدیم زبان دری “سغدی” و “تخاری” است.اولین شاعر زبان و ادبیات دری هم ابوحفص سغدی نام دارد. زبان دری تخاری تا هنوز هم در مناطق ش