چرا به اشرف غنی احمد زی باید نی گفت؟

انوارالحق احدی که یکی از پایه های اساسی تیم تحول و تداوم به رهبری اشرف غنی است، با برون دادن مقالۀ منفوری زیرعنوان "زوال پشتونها" و همچنان برنامه هایی که حزب افغان ملت دارد، به روشنی تمام خواهان تشکیل حکومت تکقومی است.

خلیلزاد که ضلع دیگر این مثلث است، همان است که از کمک ایالات متحده به جبهۀ مقاومت جلوگیری کرد و مهندس اصلی قرارداد بن و قانون اساسی کنونی  و عامل تحمیل نظام ریاستی در این کشور است- همان نظامی که با دکترین حکومت تکقومی انوارالحق احدی در یک طرف و با برنامۀ "دوهمه سقوی" اسماعیل یون در طرف دیگر، همسو و همنوا و هماهنگ است.

شعار اشرف غنی احمدزی مبنی بر ترک همه هویتها و جای دادن همه در یک هویت واحد "افغانی" از همین اندیشه و ذهنیت تمامیتخواهانه، سرکوبگرانه، حذف گرایانه و فاشیستی منشا می گیرد.

تیمی که اشرف غنی احمدزی در انتخابات ساخته است، تیمی است که در آن تنها خودش عقل کل  و متفکر اصلی است. او به هیچکس دیگری حق و اجازۀ ابرازنظر و مخالفت با مفکوره های خودش را نمی دهد و مانند هر دکتاتور دیگری از همین حالا تبلیغ می کنند که گویا او عالم و دانشمند است و پس هرچه او می گوید، عین صواب است. او از همین حالا می خواهد دیگران را با عنوان پروفیسوری و دوکتورای خود و با لقب متفکر دوم جهان که از مراجع انگلیسی کمایی کرده است، دیگران را مجاب و مرعوب کند که گویا کسی نمی تواند روی حرفش حرفی بزند. چرا که او متفکر است و او دوکتورا دارد و او دانشمند است؟!

این در حالیست که امروزه در جهان علم بسیار اختصاصی شده است. دوکتورا داشتن معنی اش اینست که فردی در یک رشته به سرحد تخصص می داند. دوکتورا هرگز به این معنی نیست که کسی به قول معروف در  بان پشتو، "د هر فن مولا" شده باشد. آن در گذشته مردم حکمت  فلسفه می خواند و سالها را برای سیر و تفکر در علوم و فنون و آفاق و انفس سپری می کرد تا ابن سینا و یا فارابی یی شود، گذشته است. دیگر ما عالمی به آن سطح و قماش سالهاست که نداریم.

گیرم که اشرف غنی متخخص در انتروپولوژی- رشتۀ دوکتورایش، باشد. اول این که او درین رشته یگانۀ دهر نیست. دوم این که با کدام جواز او را عالم جامعه شناسی، دین شناسی، اقتصاد، تعلیم وتربیه و سیاست هم می توان به حساب آورد؟ چند روز کار در بانک جهانی یا کدام دفتر ملل متحد که تجربۀ ادارۀ جهان را به کسی ارزانی نمی کند. اشرف غنی با کدام جرئت، دانش و تخصص خود را متخصص میدان اقتصاد می داند؟ فکر می کند که چون داکتر عبدالله طب خوانده است، پس هرچه او از اقتصاد بگوید، برای داکتر عبدالله نا آشناست و می تواند عوامفریبی کند؟

اشرف غنی و مثلثی که او عضوش است، اهداف بسیار خطرناک و ضد مردمی را دنبال می کنند- به خصوص در عرصۀ اقتصاد. در ده سال گذشته همین مثلث از رشد و انکشاف متوازن کشور جلوگیری کرده اند. از پروژۀ بند سلما تا سرک حلقوی هرات – بادغیس- مزارشریف و از فروش نفت و گاز شمال  و ده ها سبوتاژ دیگری که اینها علیه رشد و انکشاف متوازن در کشور داشته اند، همه و همه زیر سر همین حلقۀ خطرناک است که اقتصاد کشور را در دست داشته اند. یکی وزیر مالیه بود که آنرا به کلی در اختیار خود و همفکران خود قرار داد و دیگری وزیر تجارت شد. یکی دیگری هم همه کارۀ بی مسوولیت در دولت بود.

مهمتر از همه اینها با پیوندهایی که با خارجی ها داشتند و با برکشیدن عناوین و درجۀ تحصیل و دوکتوراها و اسناد متفکر بودن خویش دیگران را اجازۀ سخن زدن نداده اند و هرچه کرده اند خود کرده اند. درین ده سال هرچه بحران و نابکاری اقتصادی صورت گرفته است، نتیجۀ کار همین هاست.

سیاست اینها همین بوده است که در کابینه  و حکومت کسانی را به نام نمایندۀ اقوام و احزاب و ولایات برگزینند که درک بسیار پایینی از منافع اقتصادی و سیاسی داشته و پرشدن جیب خودشان و رسیدن بستگان شان به چوکی را مساوی و معادل تامین عدالت اجتماعی به نفع اقوام تلقی کنند. اینها اند که در طول دوازه سال حکومت کرزی هیچگاهی اعتراضی در مورد برنامه های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی دولت کرزی نداشته باشند. چرا که تصمیم را "دوکتوران" می گرفتند م و "متفکران" طرح می کردند و کرزی تایید می کرد. اینها تلاش کردند از هر ولایتی و از هر نهاد و عرصۀ اجتماعی یی شماری حریص و منفعت پرست اما بی مغز و بی آرمان را بالا بکشند و اهداف خود را از طریق آنها تطبیق کنند و غارت منافع مردم را از همینها تصدیق بگیرند...

به این ترتیب حکومتی که اشرف غنی در راس آن باشد، همه کاره خودش خواهد بود. برنامه ها را او و تیم اصلی اش (افغان ملت) طرح خواهد کرد. دیگران مجری خواهند بود و سیاهی لشکر. چرا که از همین حالا همه پذیرفته اند که در راس حکومت یک همه چیز دان و همه کاره و عالم و متفکر و دانشمند قرار دارد. با اخلاقی که اشرف غنی دارد، دیگر کسی توان اعتراض در برابر او را هم ندارد.

نتیجه این که رای به اشرف غنی رای به استبداد، رای به تطبیق اهداف دوهمه سقوی، گردن نهادن به دساتیر "زوال پشتونها" و رای به  حکومت تمامیتخواهانۀ حزب افغان ملت و رای به از دست دان آزادی است.

اگرچه بخش اعظم حکومت گذشته در تیم اصلاحات و همگرایی به رهبری داکتر عبدالله جمع شده اند و تشویشهایی می تواند وجود داشته باشد که حکومت آینده ادامۀ دهندۀ سنتهای مذموم حکومت داری گذشته باشد، اما به خاطر وجود برخی شخصیت های نیرومند، دانشمند و آگاه در تیم داکتر عبدالله و وعده هایی مبنی بر تغییر نظام، انتخابی شدن والی ها از سوی این تیم،  یگانه گزینه برای رهایی از استبداد، فساد و بی امنیتی همین تیم است.

با اینهمه، این نوشته به معنی تایید بی قید و شرط تیم اصلاحات و همگرایی نیست بلکه تاییدیست مشروط  و نسبی- مثل همیشه.

/ 0 نظر / 22 بازدید