پرجیره- از اتلس مردمشناسی تا فرمان رییس جمهور

یکی از بزرگان فرهنگ و سیاست در کشور زمانی به این قلم گفته بود که غلام محمد فرهاد بنیانگذار حزب افغان ملت در آغاز تمایلات فاشیستی و قومگرایانه نداشت اما با آمدن افرادی از پشتونستان (پاکستان) و دمسازشدن شان با آقای فرهاد دیدگاه های او رنگ بیشتر قومی و فاشیستی گرفت.

دولت و نظام سیاسی پاکستان که دست پروردۀ دامن انگلیس است، به خوبی و زرنگی عمل می کند. زمانی وزیر خارجۀ پاکستان در پیوند با پشتونستان خواهی محمد داوود خان گفته بود که دهلی را که داوود خان می زند آنها خوبتر می توانند بزنند. حالا به خوبی می توانیم بنگریم که حزب افغان ملت با دهل پشتونگرایی چگونه زمینه را برای رویارویی های قومی در کشور فراهم کرده می رود و دهل پاکستانی به نام پشتون را در این سوی دیورند سازکرده است.

این حزب که در زمان اشغال کشور توسط شوروی هیچگونه نقشی در جهاد نداشت در زمان حاکمیت پاکستان زیر نام طالبان عملاً در نقش قوت الظهر فرهنگی و تبلیغاتی طالبان عمل می کرد. همین حزب از آغاز تشکیل حکومت جدید پس از طالبان پستهای کلیدی و حساس کابینه را آهسته آهسته از آن خود کرد و در هر تغییری که در کابینه آمد موقعیت خود را مستحکم ساخت و رییس جمهو را به آله دست خود تبدیل کرد- تاجایی که حالا شعار پاکستان و عمال پاکستان علیه مقاومت از دهن خود رییس جمهور می برآید.  

این حزب وظیفه داشته است تا زمینۀ هرگونه همگرایی و همدلی میان اعضای کابینه کرزی و آنهایی که در تشکیل نظام دست به دست هم داده بودند را برهم بزند. تبلیغات پردامنه یی که از برنامه های تلویزیونی تا رسانه ها و مجامع بین المللی از سوی تکنوکراتهای این حزب علیه بدنۀ مقاومت در دولت راه اندازی شد، در مدت چهارپنح سال توانست حکومت را از نگاه ارادۀ جمعی اجرایی فلج نماید و زمینه را برای زنده شدن دوبارۀ طالبان فراهم آورد. اینها توانستند جمع مقاومتگران را در هم بشکنند، نیمی را در آغوش بگیرند و نیمی دیگر را سرکوب کنند.

به سخن دیگر طالبان یگانه وسیلۀ تامین حاکمیت پاکستان بر افغانستان نیست. بلکه حزب افغان ملت با ذهنیت پشتون و غیر پشتونی یی که تبلیغ کرده و امروز کلیه امور کشور داری و حکومت زیر تاثیر دکترین همین حزب به پیش می رود، وسیلۀ دیگریست که در همراهی و هماهنگی با عناصر و عوامل دیگری که در اختیار و در خط منافع پاکستان استند، کار می کند. عناصری که در ظاهر عضویت احزاب جهادی را داشتند نیز با افکار قومگرایانه در جهت نفاق و شقاق قومی عمل می کنند. وزارت معارف و دفتر ریاست جمهوری عملاً در اختیار همین گروه است. اینها نسبت به افغان ملتی های شناخته شده با جرئت عمل می کنند. چرا که زیرپردۀ عضویت احزاب جهادی عمل میکنند. در وزارت معارف وزیر، معین و مشاورین ارشدش همه از یک قوم اند و دفتر ریاست جمهوری هم در هرسندی که ترتیب کند چاشنی قومی دران تعبیه می کند.

چنانچه در بالا آمد، حزب افغان ملت هیچ نقشی در جهاد مردم علیه متجاوزین روسی نداشت اما در زمان حاکمیت مزدوران پاکستان در کشور این حزب مصروف کارهایی بود که حاکمیت طالبان و تحکیم منافع پاکستان در افغانستان را تضمین می کرد. این نقش را اکنون نیز این حزب دنبال می کند. منافع پاکستان در نفاق و خانه جنگی در افغانستان است. این وظیفه را افغان ملت به خوبی تمام اجرا کرده و به پیش می برد.

در سالهای حاکمیت طالبان در بخش های بزرگی از افغانستان، در حالی که طالبان در داخل کشور به تطبیق برنامه های تبار دشمنانۀ همانند زمیسوزی و قتل عام اقوام غیر پشتون می پرداختند، پروژۀ دیگری درخط همین برنامه در عمارت مشهور گل حاجی پلازۀ پشاور در جریان بود. این پروژه ترتیب کتابی بود زیر عنوان "د افغانستان قومی جورشت" که حتی عنوانش می تواند بیانگر اهدافی باشد که برای نشر آن در نظر گرفته شده بود. این پروژه زیر سرپرستی شخصی به نام "انعام الله واک" و در به اصطلاح موسسه یی به نام "واک فوندیشن" تطبیق گردید. چنانچه دیده شد این فوندیشن تنها و تنها وظیفۀ چاپ و نشر همین کتاب را به عهده داشت. چرا که این فوندیشن هیچ اثر و کار دیگر علمی و احصاییه یی نداشته است. همین کتاب است که ارقام مندرج آن مورد استفادۀ اکادمی علوم قرار گرفت و شرمنامۀ اتلس اتنوگرافی اقوام غیر پشتون و دانشنامۀ آریانا بر مبنای آن چاپ و نشرشد.

ادعای کتاب "دافغانستان قومی جورشت" در نپذیرفتن احصاییه های گذشتۀ نفوس و ترکیب اقوام چه بود؟ این کتاب ادعا دارد که چون مامورین تذکره و احصاییه در گذشته ها غیر پشتونها بودند ازینرو شمار نفوس پشتونها را آنها قصداً کم نشان داده اند. بنابران این فوندیشن به احصاییه گیری مستقل پرداخته و دریافته است که پشتونها 62 فیصد اصل نفوس کشور را می سازند و حدود ده فیصد دیگر نفوس هم "په خته" پشتون استند. یعنی تنها 28 در صد نفوس دیگر میماند که تاجیک و ازبک و هزاره و ..... استند.

 پرسش اینجاست که اگر مامورین توزیع تذکره یا مامورین احصایه در گذشته ها با وجود حاکمیت یک نظام خانوادگی پشتونی توانسته باشند احصاییه را دستکاری کنند و نفوس پشتونها را کم نشان بدهند، با کدام منطق می توان پذیرفت که احصاییه گیری واک فوندیشن نفوس پشتونها را زیاد و نفوس تاجیک و ازبک و هزاره و اقوام دیگر کشور را کم نشان نداده باشد؟ آیا در ترکیب هیات های احصاییه گیری واک فوندیش کدام غیر پشتون شامل بود؟ آیا در مرکز تحلیل و تجزیۀ ارقام در واک فوندیش کدام غیر پشتون وجود داشت؟ این سوال ها در صورتی مطرح می شود که ما فرض کنیم آمارگیری یی از سوی واک فوندیش  شده باشد. در حالی که هیچ مرجع و منبعی نمی تواند ثابت کند که همچو آمارگیری اصلاً روی داده باشد.  

داده های کتاب "دافغانستان قومی جورشت" ارقام خیالی ییست که توسط واک فوندیشن در خط برنامه های نفاق افگنی قومی به فرمان استخبارات پاکستان ترتیب شده بود. همزمان با نشر این کتاب، کتاب دیگری به نام "دویمه سقوی" توسط سمسور افغان به نشر رسید که با کتاب "ساختارهای قدرت دولتی..." نوشتۀ روستار ترکی دنبال شد. کلیۀ این فعالیتهای نشراتی وکتاب نویسی ها تقویۀ کنندۀ برنامۀ طالبان بود که همه در پاکستان و با سازماندهی افغان ملت صورت می گرفت.

امروز تیمی که از ترکیب اعضای شناخته شدۀ افغان ملت و فاشیستهای قومی به ظاهر برون از حزب افغان ملت ساخته شده است، در ارگ خانه کرده و مغز رییس جمهور را تسخیر کرده اند. کرنش رییس جمهور در برابر پاکستان، همنوایی با طالبان و رویارویی با مقاومتگران نشانه های عمده ییست که بیانگر پیروزی عمال غیرطالب پاکستان در ارگ ریاست جمهوریست.   

نشر اتلس مردمشناسی افغانستان توسط اکادمی علوم در دو جلد پشتون و غیرپشتون مشهودترین گام برای تجزیۀ افغانستان است. ادعای اکثریت و اقلیت مهمترین گفتمان افغان ملت را می سازد. حتی در یک مصاحبۀ چند دقیقه یی نیز رهبر افغان ملت اکثریت و اقلیت دعوا می کند. این ادعا از بنیاد نفاق افگنانه است و همین نفاق افگندن زمینۀ اصلی و منطق وجودی حزب افغان ملت را می سازد.

جالب آنست که افغان ملت تنها ادعای تقسیم ثروت و قدرت را برمبنای اقلیت و اکثریت دارد اما برای تحکیم امنیت، کارعمرانی، فساد زدایی، مبارزه با دهشت افگنی، و ایستادگی در برابر بیگانگان ازین اکثریت خبری نیست. آیا درین ده سال و ده ها قتل زنجیره یی یک نفر از اعضای افغان ملت کشته شده است؟ ادعای دولت اینست که دشمنان وطن به قتل های زنجیره یی و کشتار شخصیت های جهاد و مقاومت می پردازد. چرا دشمنان وطن دشمن افغان ملت نیستند، و برعکس؟ اما این حزب تا بخواهید دشمن مقاومتگران و اقوام غیر پشتون ساکن این کشور است.

حزب افغان ملت که کلیه برنامه ها و اجراات در ارگ را ترتیب و تنظیم می کنند، حتی در فرمانی که برای فساد زدایی و حکومتداری خوب از نام رییس جمهور می سازند و نشر می کنند، اهداف خاص قومگرایانه یی را که وظیفۀ بدست آوردن آنرا دارند دخیل می سازند. اگر چنان نباشد هدایت رییس جمهور به وزارت اطلاعات و فرهنگ درین فرمان چه پیوندی با مبارزه با فساد دارد؟ درین فرمان در بند سوم هدایات به وزارت اطلاعات و فرهنگ آمده است:

 "طی مدت سه ماه، در مورد تقویۀ زبانهای ملی، لهجه ها، اصطلاحات ملی، حذف اصطلاحات نامانوس بیرونی از ادبیات کشور، تحکیم وحدت ملی، رعایت رسومم و عنعنعات (عنعنات) پسندیدۀ افغانی و انعکاس فرهنگ غنی کشور از طریق رسانه های جمعی دولتی و خصوصی اقدامو به شورای وزیران گزارش ارایه نماید؛"

ده در کجا و درخت ها در کجا!

این فرمان نشان می دهد که تیم ارگ نهایت وارخطاست. این وارخطایی دراملا و انشای همین فرمان نیز مشهود است که حتی حوصلۀ ویرایش دقیق فرمان رییس جمهور را ندارند. در همین بند یاد شده بالا عنعنات را "عنعنعات" نوشته اند. بگذریم ازین که متن فرمان با یک فارسی نهایت عقب مانده و با سطح  سواد میرزا قلم های پنجاه سال پیش نوشته شده است. چرا که هدف تیم فاشیست و فرهنگ ستیز حاکم بر تصامیم ارگ، همین است. نوع زبان این فرمان خود بیانگر اهداف و برنامه هاییست که تیم افغان ملت حاکم بر تصامیم ارگ برای زبان فارسی خواب دیده است.

اهداف دیگری نیز درین فرمان وجود دارد که فاشیزم تمامیتخواه با استفاده از همین فرصت، فرمان عاجل و اضطراری کرزی، می خواهند جامۀ عمل بپوشانند. توجه به زبانها درین فرمان یکی از آنهاست. چرا که این فرمان مبرمیت دارد و اجرا شدنش را متضمن جلوگیری ازفساد معرفی می کنند و درخواست جامعۀ جهانی نیز ختم فساد است. جای دادن به مسالۀ زبانها درین فرمان فرصت طلبی فاشیستهای ارگ را نشان میدهد. می خواهند در جو گرمی که مبارزه با فساد ایجاد میکند اینها دیگ مراد خود را بپزند. ورنه مبارزه با فساد کجا و حذف اصطلاحات نامانوس از ادبیات کشور در رسانه های دولتی و خصوصی کجا؟ این فرمان برای رسیدگی و جلوگیری از فساد ملیونها دالری توسط مافیای دولتی باید باشد نه در پیوند با نامگذاری جاده های شهر ها و ولایات. روشن است که تیم فاشیست چه می خواهد.

این فرمان را مندرجات آنچنانی اش ناکام می سازد. این فرمان را اهداف نهانی یی که رییس جمهور ازان خبر ندارد و در فرمان توسط فاشیستهای حزبی و غیر حزبی جای داده شده است، ناکام می سازد. این فرمان شاید برای فاشیستها پیروزی یی بدست آورد اما   برای رییس جمهور در راستای پایان بخشیدن به فساد هرگز نمی تواند به جایی برسد. چرا که مندرجات این فرمان آغشته با نکات قومگرایانه ییست که اجماع ملی برای فسادزدایی را از بین می برد. مبارزه با فساد همگرایی مردم را می خواهد اما فاشیزمی که در سراپای این دولت خانه کرده است، بیخ این همگرایی را می خورد.

اگر رییس جمهور می خواهد با نام نیک ارگ ریاست جمهوری را ترک کند و به کار وحدت ملی در کشور سروسامان بدهد باید دست عمال پاکستان از ارگ را کوتاه کند. پیروزی بر فساد پیروزی بر گروهگرایی است که بزرگترین نوع آن قومگرایی افغان ملتی است. تا زمانی که ما پشتون و غیر پشتون استیم و این دیدگاه و گفتمان بر کنشهای دولت اثرگذار است، پیروزی بر فساد خواب و خیالی بیش نیست. فساد و فاشیزم بی یکدیگر زندگی کرده نمی توانند. فساد فاشیزم بار می آورد و فاشیزم فساد.

ما بدین باوریم که فاشیزم و قومگرایی کار عمال پاکستان است. عمال پاکستان در گوش خود حلقۀ غلامی نمی اندازند که از چهره شناخته شوند. عمال پاکستان از کارهایی که می کنند شناخته می شوند. زمزمۀ اکثریت و اقلیت هم شعار پرویز مشرف بود، هم شعار طالبان و هم شعار افغان ملت است. هیچ گروه دیگری افسانۀ اقلیت و اکثریت را زمزمه نمی کند. اقلیت و اکثریت در افغانستان تنها گفتمان افغان ملت و پاکستانی هاست. نتیجۀ این گفتمان رویارویی قومیست. افغان ملت از همین گفتمان تغذیه می کند و کشور را به لبۀ رویارویی قومی و تجزیه کشانده است. همین حزب است که هرگونه مخالفت در برابر گفتمان اکثریت و اقلیت را از آدرس نهادهای دولتی تاپۀ تجزیه طلبی می زنند اما خود عملاً کشور را با اتلس پشتون و غیر پشتون خود تجزیه کرده است.

این مردم کاه نمی خورند. آنها می دانند که پرجیرۀ کلیه نقاق ها کیست و چه شعارها و اعمالی دارند!

/ 0 نظر / 7 بازدید