جهالت به "طاقت" لایتناهی

1- بی ادبی و دوری از آداب معاشرت

به کارگیری لفظ حرامی و ناخلف به یک جمع چیزی نیست جز دشنام و آن هم دشنام جمعی و گروهی و چنین دشنامی اگر از یک رسانۀ همگانی گفته شده و به آن سرجنبانده می شود و علیه آن نه از سوی مجری برنامه و نه از سوی اشتراک کننده های دیگر اعراضی نمی شود، معنی اش این است که این رسانه پابند اخلاقیات و آداب معاشرت نیست.

2-  یک قوم را مالک کشور خواندن

قومی را مالک یک کشور دانستن و اقوام دیگر را از مالکیت کشور شان محروم کردن، جرم است. کوچ اجباری و کشتار دسته جمعی مردم بر مبنای چنین اندیشه هایی صورت می گیرد. یعنی تلویزیون ژوندون صدا و سیمای وحشتناک ترور و جنایات ضد بشریست.

سوال اینست که بر مبنای کدام قانون ادعای انحصار مالکیت یک کشور به قوم صورت میگیرد؟ آیا قباله یی وجود دارد که بر مبنای آن قوم پشتون مالک همۀ کشور باشد؟ آیا این قباله ازلی و ابدیست یا از کسی خریده اند؟ اگر ازلیست، از روی کدام سند و اگر از کسی خریده اند، مالک اولی آن چه کسی بوده است؟ اگر پشتونها مالکان اصلی این سرزمین اند، اقوام دیگر چه گونه و چرا درین سرزمین ساکن شده اند؟ چگونگی سکونت پشتون و غیر پشتون درین سرزمین از هم چه فرقی دارد؟ مثلاً در شمال کشور پشتون ها ناقل اند و به فرمان امرای پشتون درآنجا به آنها زمین داده شده است. یعنی باشندۀ اصلی و بومی منطقه نیستند. اما آیا مساله در مورد اقوام تاجیک و ترک در مناطق جنوب و شرق کشور نیز چنین است؟ تاجیکهای لغمان، ننگرهار، پکتیا، کندهار و ارگون زیر چه شرایطی در آن نقاط مسکون شده اند؟

ادعای مالکیت یک سرزمین توسط یک قوم تنها توسط قوم یهود شده است و حتی آنها هم سندی  از کتاب دینی شان- تورات می آورند که گویا سرزمین کنونی اسراییل سرزمین وعده شده به قوم اسراییل از سوی خدا بوده باشد. اما همین سند هم یک سند خود خوانده و یک طرفه است و برای کسان دیگر قابل قبول نمی تواند باشد.

اما ناجنابان حرامی گفتار تلویزیون ژوندون که هیچگونه سندی و مدرکی هم درین زمینه ندارند تا کشور را به نام پشتون قباله کنند. بگذریم از این که همچو ادعایی را تنها در کتگوری فکاهیات، مهملات و حماقتهای نوع بشر می توان سراغ کرد و گذاشت.

3- این ملک اگر از پشتونهاست، پشتون کیست؟
پشتونها اقوام مختلف اند. شماری نسبی و شماری سببی اند. یعنی شماری از پدر در پدر پشتون اند و شماری هم پشتون شده اند. یعنی زبان شان پشتو شده است. از نگاه نژادی پشتونها به نژادهای مختلف تقسیم می شوند. یعنی همه از یک خون و نژاد نیستند- همانگونه که در هیچ جایی نژاد خالص یافت نمی شود. تعریف پشتون چیست؟ آیا پشتون همان است که پشتو می گوید؟ پس حساب آنهایی که خود را پشتون می خوانند و پشتو صحبت کرده نمی توانند چه می شود؟  آیا پشتون کسی است که اتن می کند؟ پس حساب قبایلی که اتن ندارند و در فرهنگ شان اتن وجود ندارد، چه می شود؟ آیا پشتون کسی است که انتحاری می کند؟ ما پشتونهای زیادی داریم که انتحاری نیستند.  آیا پشتون کسی است که تریاک می کارد؟ همۀ پشتونها تریاککار نیستند.  آیا پشتون کسی است که تمام کودهای پشتونوالی را وفادار است؟ پشتونوالی یک قاعدۀ اختیاریست. حتمی نیست کسی تمام کودهای پشتونوالی را مراعات کند. بسیارند کسانی که تابع پشتونوالی نیستند و حتی آنرا جهالت می خوانند و می دانند. آیا کسانی که پدران شان پشتو زبان اند و خود شان امروز پشتو زبان نیستند، پشتون نامیده شده می توانند؟ آیا کسانی که پدران شان تاجیک یا ترک بودند و امروز پشتو زبان اند، بازهم پشتون خوانده شده می شوند؟ آیا پشتونهای اصیل و غیر اصیل وجود دارد؟ و سوال آخر این که اگر مالک اصلی این سرزمین پشتون است، کدام پشتون بیشتر مالک است و کدام پشتون کمتر؟ تقسیم این سرزمین "میراثی" با کدام معیار صورت می گیرد؟ مثلاً شمار چوکی های پارلمان، کابینه و دفاتر دولتی بین پشتونها با کدام معیار باید صورت بگیرد؟ آیا غلجایی ها که از پدر تاجیک و از مادر- بی بی متو، پشتون اند می توانند با سایر پشتونهایی که از پدر و مادر پشتون اند، سهم مساوی در قدرت و ثروت این وطن داشته باشند؟

 آیا هوتکی های غلجایی مالک این سرزمین اند که اولین حکومت پشتونی(؟) را ساختند یا سدوزایی های درانی که نخستین امپراتوری به رهبری یک پشتون را با مرکزیت قندهار بنا کردند؟ اگر این ادعای احمقانه را بپذیریم که اساسگذاری حکومت پشتونی معیار مالکیت این سرزمین است، پس تنها سدوزایی های درانی و اولادۀ احمدشاه ابدالی چنین حقی را دارند، نه دیگران. ناگفته نماند که نظر به اسناد جدیداً نشر شده، موسس دولت هوتکی در کندهار- میرویس خان، یک شهزادۀ تاتاری و فارسی است نه پشتون.

بدین ترتیب باید پرسید که تقسیم ملک میراثی پشتونها (افغانستان) روی کدام قانون میراث و ترکه صورت می گیرد؟

آیا توجه به این سوالها که ناشی از ادعای تلویزیون ژوندون و حرامزاده پندارهای آن می باشد، خود بیانگر عمق حماقت، جهالت و عقب ماندگی ذهنی، تربیتی، اندیشه یی و مدنی آنها نیست؟

 

4- چرا اقوام دیگر درین کشور "مالک اصیل" نیستند؟

یکی از اشتراک کننده های میز گرد ژوندون، گفت که پشتونها مالکان اصیل این کشور اند. حالا باید از این نماد بلاهت پرسید که فرق میان مالک اصیل، کمتر اصیل و نااصیل چیست؟ معیار برای شناختن مالک اصیل و غیر اصیل کدام است؟ آیا پشتو گفتن محض مالکیت اصیل را مسجل می سازد؟ چرا فارسی گفتن و ازبکی گفتن و بلوچی گفتن کسی را مالک اصیل یک سرزمین نسازد؟ آیا کسانی که دیگر پشتو صحبت نمی کنند اما پدران شان پشتو زبان بودند، حق مالکیت را از دست می دهند؟ برمنبای کدام قانون مالک اصیل و غیر اصیل را معین می فرمایید ای مظاهر بیخردی و جهل؟

معذرتخواهی جنرال خادیست، عبدالواحد طاقت تنها بخش دشنامگویی او را می تواند بپوشاند، در حالی که وسعت خطاهای این تلویزیون و اندیشه های طاقت آنقدر وسیع اند که آنرا هرگز نمی توان با معذرت خواهی توجیه و جبران کرد بلکه یون، طاقت و همکاران و همفکران شان باید دوباره به صنف اول ابتدایی تمدن ثبت نام کنند و از برای تعویض اخلاقیات و اندیشه های به دور از ادب، دانش و تمدن خویش شاگرد شوند. با ذهنیت، اخلاق و اندیشه های کنونی شان آنها هرگز حق زندگی در یک جامعۀ متمدن امروزی را ندارند. بهترین کاری که می توان برای شان کرد همین خواهد بود که به مغاره های توره بوره تبعید شوند- جایی که سزاوار انسانهای غیر متمدن است.

و اما باید اذعان داشت که حکومت حامد کرزی درین دوازده سال هیچ کاری برای جلوگیری از رشد اندیشه های فاشیستی، برتری خواهانه و تفرقه افگنانه نکرده است. نه تنها کاری برای جلوگیری آن نکرد بلکه زمینه را برای رشد همچو اندیشه های خانمان برانداز مساعد ساخت و آن را تقویه کرده است. گفته می شود که حتی تلویزیون ژوندون از سوی حلقات داخل ارگ تمویل می گردد.

تلویزیون ژوندون و اسماعیل یون- حتی اگر وابستگی اش به آی اس که قصد تفرقه افگنی قومی در افغانستان را دارد، ثابت هم نشود، گروه افراطی ییست که حکومت کرزی و یا حلقۀ اصلی گردانندۀ حکومتش آنرا ساخته و گردانندگی می کنند. از بخت بد شان که این بار فشاری که این گروه فشار باید وارد می کرد، چپه عمل کرده است و خود شان قربانی این فشار شده اند. یعنی آنقدر این فشار برآنها زیاد شده است که گندگی های درون شان برون ریخت و تعفنش حتی رییس جمهور را وادار به واکنش ساخت...

ارگ ریاست جمهوری در اختیار تیم افغان ملت است. تلویزیون ژوندون بلندگو و پیاده کنندۀ دکترین "هویت پشتونی" برای افغانستان است. این دکترین را انوارالحق احدی رییس حزب قومگرای افغان ملت در مقالۀ بدنامش زیر عنوان " زوال پشتونها" آورده است. همین دکترین تا کنون در دولت کرزی پیاده و دنبال شده است. در تمام عرصه ها سیاست قومی در برنامه های انکشافی حکومت تطبیق شده است. نمونۀ بارز آن عدم توجه به شاهراه سالنگ است. جالب است که پس از گرم شدن واکنش مردم در برابر فاشیزم قومی حکومت، اینها به فکر سیمنار شاهراه سالنگ می شوند و حامد کرزی در آنجا سرود همبستگی فارسی و پشتو می سراید. جالبتر آن که مدت تکمیل پروژۀ سالنگ را پنجاه سال در نظر گرفته اند. چرا؟

در برابر دکترین "هویت پشتونی" برای افغانستان باید تمام قد ایستاد. هویت کشور باید از هویت کلیه اقوام باشندۀ آن گرفته شود و با هویت تاریخی آن همخوان باشد.

اقوام غیر پشتون همراه با بخش سالم اندیش و تمدنگرای پشتون باید به فکر چارۀ اساسی و جلوگیری ازین اندیشه و دکترین ظالمانه، غیرواقعی و وحدت برانداز باشند. اقوام غیر پشتون باید با هرچه در توان دارند در برابر این نمادهای وحشت و بدویت که داعیان این دکترین اند، ایستاده شوند و روشنفکران تمدنگرا و وحدت طلب پشتون نیز از آنها حمایت کنند. اگر چنین نکنند- یعنی غیر پشتونها خاموش بمانند و پشتونهای سالم اندیش نیز تماشاگر بمانند، کشور به ورطۀ یک جنگ خانمانسوز قومی خواهد افتید. مسوول درجه یک این وضع حکومت کرزی و در درجۀ دوم همه کسانی اند که می توانند کاری برای زدودن این لکۀ ننگ و چاشنی انفجار قومگرایی از دامن جامعه بکنند، اما نمی کنند.

/ 0 نظر / 24 بازدید