از کتاب الخیرات الحسان فی مناقب الإمام أبی حنیفة النعمان

2-  امام شافعی (رح) گفته است که در فقه همگان فرزندان ابوحنیفه (رح) اند و فرموده است که اگر کسی می خواهد فقه بیاموزد باید دامن امام ابوحنیفه و شگردانش را بگیرد و هم گفته است که من از امام مالک پرسیدم که امام ابوحنیفه را چگونه یافتی؟ ایشان فرمودند که من او را چنان شخصی یافتم که اگر او در بارۀ این این ستون (ستونی)، صحبت کند و ادعا کند که از طلاست، پس حتما و به صورت مدلل ثابت خواهد کرد که این ستون طلایی است.

3- زمانی که امام شافعی به بغداد رسیدند به زیارت آرامگاه امام اعظم رفتند و در آنجا دو رکعت نماز خواندند، در تکبیر رفع یدین نکردند. روایت دیگریست که نماز صبح بود و ایشان دعای قنوت را نخواندند. ( در مذهب امام شافعی درتکبیر نماز رفع یدین می کنند و در نماز صبح دعای قنوت خوانده می شود). وقتی از آن جناب دلیل رفع یدین نکردن و نخواندن دعای قنوت را پرسیدند، فرمود که: ادب در برابر همچو امامی ایجاب می کرد تا در حضورش با او مخالفت نورزم.

4-  منصور عباسی از امام اعظم (رح) پرسیدند که علم را از چه کسی آموخته است. امام فرمودند که از شاگردان حضرت عمر (رض) که از حضرت عمر آموخته بودند، از شاگردان حضرت علی (ک) که از حضرت علی (ک) آموخته بودند، از شاگردان عبدالله بن مسعود (رض) که از عبدالله بن مسعود (رض) آموخته بودند. بنا به روایتی، بنیاد فقه امام اعظم از همین سه منبع است. یعنی روایت، قیاس و رای که بالترتیب به پیروی از حضرت عمر فاروق (رض)، حضرت علی (ک) و حضرت عبدالله ابن مسعود (رض) به دست آورده و پیروی کرده است.

5- حضرت امام اعظم (رح) هرگز به چیزی که در آن شک حرام و حلال می بود نزدیک نمی شد. ایشان به سایۀ دیوار کسی که قرضدارش می بود نمی نشست تا مبادا نفعی از آن عاید شود که در سود حساب آید.

6- امام اعظم (رح) مال (لباسی) به یکی از شاگردان دکانش (حضرت امام دکان ابریشم فروشی و بزازی داشتند)، سپرد تا به شخصی که فرمایش همچو لباسی را داده بود، برساند و پولش را بگیرد. گوشه یی از این لباس پاره بود. به شاگردش گفت تا به خریدار عیب مال را بگوید. وقتی شاگرد برگشت، به امام گفت که مال را فروخته است اما تذکر عیب مال یادش رفته است. امام پول را واپس به شاگردش داد و گفت که برود و مساله را به خریدار بگوید و اگر لباس را نپذیرفت، پولش را پس بدهد. شاگرد رفت و آن شخص را نیافت. حضرت امام، آن پول را نگرفت و صدقه داد.

7-  زمانی در کوفه گوسفند کسی گم شد و پیدا نشد. امام پرسید که گوسفند تا چند سال زندگی می کند. برایش گفتند که تا هفت سال. حضرت (رح) تا هفت سال گوشت گوسفند نخورد تا مباد از همان گوسفندی باشد که دزدی شده است.

8-  امام اعظم (رح) چهل سال نماز صبح را با وضوی نماز خفتن خوانده است.

9- در هر ماه مبارک رمضان امام اعظم (رح) شصت بار قرآن عظیم الشان را  ختم می کردند. یک ختم در روز و یک ختم در شب.

مقدمۀ دوم:

این مقدمه به اختلاف مذاهب اختصاص دارد. درینجا حدیثی را به روایت بیهقی سند قرار داده اند که رسول الله (ص) فرموده اند، هرآنچه در کتاب خدا بر آن حکم شده است، مسلمانان باید آنرا پیروی کنند، اگر در کتاب الله حکمی در موردی نباشد، به احادیث روایت شدۀ پیامبر (ص) روی بیاورند و عمل کنند و اگر حدیث نیابند به اصحاب کرام روی بیاورند و اگر پس از ان از ائمۀ مجتهدین پیروی کنند.

از آن جایی که ائمه در برخی از فروع باهم اختلاف می داشته باشند، بنا بران پیروی از هرامامی که باشد، نادرست نیست. چرا کار ائمه به خیر است و هدف شان جز خیر نیست.

نکتۀ دیگر این که وجود اختلاف در بین امت، در فروع، را حضرت پیامبر نیک و به خیر مسلمین می دانند. چرا که از محدود شدن مسلمانان به یک تعبیر و استبداد رای و ایجاد اکراه در دین جلوگیری می کند. به گونۀ نمونه مسح سر در نزد امام شافعی تا بیخ موهاست. در نزد امام اعظم ابوحنیفه یک چارک (ربع) سر است و در نزد امام مالک همۀ سر. به هریک از این طریقه ها که مسلمانان عمل کنند، خطا نیست.

همچنان درین مقدمه بر عدم تحمیل احکام یک مذهب برهمه مسلمانان تاکید صورت گرفته است و روایت می کند که هارون الرشید کتاب معروف فقه امام مالک (الموطا) را به دیوار خانۀ کعبه آویخته بود تا همه مسلمانان از آن پیروی کنند اما امام مالک خود مانع از آن شد و تاکید کرد که محدثین و علمای و امامان دیگر قبلاً احکامی داده اند و مردم پیرو آن شده اند و هیچ فرقی نمی کند که آنها همچنان پیرو آن امامان و صحابی بمانند.

مقدمۀ سوم:
این مقدمه به پیشگویی حضرت پیامبر (ص) در مورد امام اعظم (رح) می پردازد. در این مقدمه آمده است:
واضح ترین و کاملترین حدیث در مورد امام اعظم همان است که شیخین (بخاری و مسلم) هردو و همچنان ابونعیم (رح)  آنرا از ابوهریره (رض) و شیرازی و طبرانی (رح) از حضرت قیس بن سعد بن عباده (رض) و و طبرانی (علیه رحمه) روایت کرده اند.
1- عبدالله ابن مسعود (رض) روایت کرده اند که سرور عالم صلی الله علیه و سلم فرموده اند که اگر علم در ثریا باشد مردانی از اهل فارس آنرا حتماً به دست خواند خواهند آورد.

2- شیرازی و ابونعیم رحمهما الله تعالی چنین گفته است که اگر علم در ثریا آویزان باشد، مردانی از اهل فارس آنرا حتماً به دست خواهند آورد.

3- بیان طبرانی رحمت الله علیه به روایت قیس (رض) چنین است که، اگر علم در ثریا باشد آنرا نه عرب بلکه مردانی از اهل فارس به دست می آورند.
4-  بیان و لفظ امام مسلم علیه الرحمه اینست که اگر علم نزدیک ثریا باشد، بازهم مردانی از اهل فارسی آنرا حتماً به دست خواهند آورد.

 به همین ترتیب درین مقدمه احادیث را که در مورد امام مالک و امام شافعی بشارت داده شده است، نیز آورده اند.

از این مقدمه آنچه در آن هیچ  تردیدی نمی شود کرد اینست که علمای اسلام همه امام اعظم را فارسی می دانند.

 

 

/ 2 نظر / 85 بازدید
آموزش آنلاين رايگان

داشتم سايت هاي آموزشي رو سرچ مي کردم يک سايت آموزش آنلاين پيدا کردم که به نظرم جذاب اومد. توش کلي دوره هاي رايگان بود.لينکشو براتون گذاشتم. http://cetkaacademy.ir/ آموزش آنلاين رايگان

سید

تمام چيزى كه خدا از بشر مى خواهد يك قلب آرام است . ميستر اكهارت سلام وب زیبای دارید به وب ماهم سر بزنید پشیمون نمیشوید منتظرتون هستیم -------------- http://www.robotblog.ir سیستم اتوماتیک ارسال نظر گروهی