درسهای عاشورای امسال

از نظر من رویداد امسال در خوابگاه دانشگاه کابل دارای پهلوهای بس گسترده و خونین نسبت به رویداد سال گذاشته است. آنچه در سال گذشته روی داد به روشنی تمام کار بیگانگان و دشمنان شناخته شدۀ مردم بود که سبب ایجاد همدردی و همنوایی میان مردم شد اما رویداد امسال منتج به کشیدن خط میان مردم ما به نام شیعه و سنی خواهد شد.

در هرجامعه و کشوری گروه های مختلف اجتماعی وجود دارند. مانند گروه های قومی، مذهبی، زبانی، نژادی، جنسی، سنی، سیاسی و شغلی. انسان ها خواهی نخواهی به یکی یا چند تا ازین گروه ها وابسته استند. واما نکتۀ بسیار مهم درین بحث پذیرش موجودیت گروه های اجتماعی است نه جنگیدن علیه همچو حضوری. حالا اگر یک گروه تصمیم بگیرد که گروه دیگری را از میان بردارد، روشن است که جامعه وارد جنگ و خونریزی می شود.

پس در گام نخست هرگونه اقدام، عمل و گرایشی برای حذف گروه های اجتماعی را باید محکوم کرد و متوقف ساخت. در گام دوم برای جلوگیری از رویارویی های گروهی (قومی، مذهبی، زبانی...) باید به طرح نظام و قوانین پرداخت. این قوانین باید توسط خود مردم و با اجماع و اقناع آنها طرح شود تا تطبیق و احترام گردد. هرگونه تحمیل سبب فساد می گردد. چرا که مردم اخلاقاً خود را تابع قانون تحمیلی نمی دانند. بلکه برعکس رویارویی و شکستاندن قوانین تحمیلی را افتخار خود می داند و همیشه منتظر فرصت میماند تا همچو قوانین و نظامهایی را براندازند. یعنی با تحمیل قوانین جامعه همیشه آبستن بحران می شود. استبداد و ستم همیشه بحران می آفریند. شاید برای مدتی شماری را به نام و نان و زر و زور برساند و اما به زودی هزاران دیگر و در مجموع جامعه را به خاک سیاه خواهد نشاند. نمونه هایش را درین سی سال گذشته دیده ایم.

در پیوند با رویداد محرم امسال درخوابگاه دانشجویان دانشگاه کابل نیز باید با همین اصول نگاه شود. یعنی باید همه بپذیریم که در جامعه هم شیعه وجود دارد هم سنی و هریک ازینها دارای حقوقی اند. برای تنظیم روابط میان افراد و گروه های اجتماعی باید قانون ساخته شود. مگر وظیفه و منطق ایجاد قانون رهایی انسان از شر انسان دیگر نیست؟ مگر قانون برای تنظیم روابط انسانها و موسسات با یکدیگر نیست؟

در مورد آنچه در خوابگاه دانشگاه روی داد نیز باید اذعان داشت که دست زدن به هر عملی که منجر به نقاق و رویارویی میان شیعه وسنی در کشور گردد محکوم و منفور است. از نظر من به همان اندازه که مداخله در و انتقاد از اعتقادات تشیع نسبت به مسایل محرم نادرست است، به همان اندازه تحمیل دیدگاه، مراسم، و اعتقادات تشیع در ماه محرم بر غیرشیعیان نادرست است. شیعه حق دارد که مراسم محرم را مطابق روایات و اعتقادات خودش برگزار کند. هیچکس حق ندارد برشیعه انتقاد کند که چرا خود را زنجیر می زند، گل می مالد، سیاه می پوشد وغیره. هرگونه انتقاد، استهزاء، بدگویی از عمل شیعیان در محرم ولوهرچه باشد، نادرست و محکوم است؛ به ویژه اگر این انتقاد از یک رسانۀ جمعی یا منبر کدام مسجد صورت بگیرد چه رسد به حمله جسمانی به افراد که جرم است و اگر این حمله با انگیزه های قومی و گروه ستیزانه باشد، جرمیست علیه بشریت.

به همین گونه است چگونگی اظهارات اهانت آمیز در مورد شخصیت های صدر اسلام که مورد احترام و حرمت سنیان اند. هرگونه بی احترامی به یاران و اصحاب پیامبر در منابرعام و رسانه های جمعی جرم است و جنایت. چرا که سبب ایجاد خشم و کینه شده و منجر به شورش اجتماعی و برهم خوردن نظم عامه می گردد.

هرکس حق دارد که مراسم مذهبی خود را چنانی که اعتقاداتش حکم می کند برگزار کند اما هیچکس حق ندارد کوچه، بازار، مکتب، جاده و مسجدی را که به پیروان مذاهب مختلف متعلق است به طرز و سلیقۀ اعتقادی یک گروه اجتماعی و اعتقادی بیاراید.
هرگروه اجتماعی حق دارد که با اجازۀ پلیس و با در نظرداشت قوانین کشور به مظاهره بپردازد. چه این مظاهره سیاسی باشد یا مذهبی (محرم). اما باید مانع زندگی و کار مردم نشود.

یک اصلی روانی را هم باید در مورد چگونگی تدویر مراسم مذهبی، قومی و گروهی خود در نظر بگیریم. برای روشن شدن این مساله یک مثال می زنم. چنین بینگارید در مجلسی استید که دران افرادی از گروهای سنی، جنسی، مذهبی و قومی مختلف نشسته اند. اگر درین میان یک نفر برخیزد و هی سخن بگوید، هی از افتخارات شخصی و قومی و مذهبی خودش بگوید، هی عربده بکشد و مجلس را زیر تاثیر خود بیاورد و آنهم در حالی که دیگران با او در انچه می گوید همنظر و همنوا نیستند، واکنش تان چه خواهد بود؟ احساس شما در همچو شرایطی چه خواهد بود؟ حتی اگر کسی دربرابر این فرد بر نخیزد و نخواهد او را به جایش بنشاند، بازهم آیا او در نظر سایر اعضای مجلس یک آدم بی ادب و بی نزاکت معرفی نمی شود؟ یک انسان متمدن و مودب در اجتماع، اگر این اجتماع خرد باشد یا بزرگ، حضور سایر مردم را در نظر می گیرد و حرفی نمی زند که سبب رنجش دیگران و تجاوز به حقوق و حضور آنها شود. همچو حرکتی توهین است به حاضرین. چرا که موجودیت شان نادیده گرفته می شود. صدای خود را از صدای مجلس بلند تر کردن، خود را برتر دانستن، عربده کشیدن و رزم آرایی گروهی کردن خواه نا خواه سبب ایجاد واکنش در سایر گروه ها و افراد می شود. یعنی همچو اعمالی همیشه برانگیزاننده است. دیگران را به واکنش بر می انگیزد. به ویژه اگر این حرکات همراه با حرکات رزمی، خونریزی، نوحه خوانی و رجزخوانی باشد.

وقتی یک گروه مذهبی برای ده روز زیر نام برگزاری محرم و آن هم با سلیقه و رنگ و صدا و شعار گروهی خودش شهر و کوچه و خیابان و رسانه ها را به گروگان می گیرد، واکنش سایرین چه باید باشد؟ مگر نخواهند گفت که پس ما چه کاره ایم؟ بگذریم ازین که استعمار و یهود و نصاری سبب اختلاف سنی و شیعه می شوند. ما کار خود را چگونه ارزیابی می کنیم؟ اگر سنی ها عمل شیعه ها را بپذیرند پرسشی به میان می آید که اگر اعتقاد شیعه را می پذیرند چرا خود به همین گونه عمل نمی کنند؟ اگر در مورد محرم عقیده و باور متفاوت خود را دارند، پس چرا باید پیرو شیعه شوند؟

کوتاه سخن این که شیعه و سنی دو گروه مذهبی در کشور بوده اند که سالها با تسامح و همدیگرپذیری با یکدیگر زندگی کرده اند. حالا که از برکت رسانه ها و تکنولوژی مانند موتر و بلندگو وغیره برگزاری مراسم محرم می تواند هرچه گسترده تر صورت بگیرد، باید به پیامد های آن نیز فکر شود وبرایش راه حل سنجیده شود. پیروان هر مذهبی حق دارند همانگونه که دل شان می خواهد مراسم مذهبی خود را به سر برسانند. اما حق ندارند سبب آزار و اذیت دیگران شوند. بهتر همان است که هرگروه مذهبی و اعتقادی به تجلیل از مراسم مذهبی خود به همان اندازه بپردازند که آزادی و حضور پیروان مذاهب دیگر در جامعه را سلب نکند و به آن تجاوز نکرده باشد. َ

محرم هم از شیعه است هم از سنی. به همان اندازه که در تجلیل از محرم اشتراکات اعتقادی میان این دوگروه وجود دارد باید مراسم مشترک برپا شود. مراسم مورد اختلاف باید در محلات خصوصی یی که متعلق به خود هرگروه است صورت بگیرد. هیچکس حق ندارد کوچه یی را که حق همه است برای مراسم خودش اشغال کند. حتی اگر درین کوچه یک نفر سنی باشد و سایرین همه شیعه ویا برعکس. البته اگر رضایت اعضای کوچه گرفته می شود، مانعی ندارد. ورنه ظلم است و ستمگری و معصیت و نمی شود آنرا عبادت به شمار آورد.

اگر کسی محرم را به شیوۀ ما برگزار نمی کند نباید به او حکم کافر کنیم. نه شیعه حق تحمیل اعتقاد خودش در مورد محرم را برسنی دارد نه هم سنی برشیعه. هرکسی مذهب خود را دارد که از بیش از هزار سال بدینسو ادامه داشته است. کافر خواندن شیعه و سنی توسط یکدیگر و آنهم در حالی که با کافران اصلی هیچگونه اختلافی ازین دست ندارند، نادرست و غیر منطقی است.

البته هستند شماری که زیر نام "کتاب و سنت" می خواهند بر پیروان هر مذهبی ایراد بگیرند و چماق تکفیر در دست پایین و بالا می گردند. این گروه هیچ ریشه یی در مذهب، جامعه، تاریخ و فرهنگ ما ندارند. اینها آیات و احادیث را طوطی وار یاد کرده اند و تنها به معنی تحت اللفظی نصوص می پردازند. اینها کمترین آگاهی یی از پیش زمینه ها و یا شأن نزول نصوص و تطبیق و قیاس آنها با سایر آیات و احادیث دخیل ندارند. اینها نه مطالعه و تحصیلی در کلام دارند نه در منطق، نه از تاریخ اسلام چیزی می دانند و نه از فلسفه و حکمت امروزی چه رسد به سیرتحول مذاهب چارگانۀ سنی و مذاهب سه گانۀ شیعه در جهان اسلام و پیوند این تحولات با تاریخ و فرهنگ این جوامع. اینها در حالی که سواد دینی کافی ندارند می خواهند به جای امام اعظم و حنبل نشینند و به تفسیر دین و شریعت بپردازند. آیا کار دین و اعتقادات دینی به سادگی شعار "دعوت الی القران و سنه" است؟ قرآن و سننی که پیامبرآورد و برای ما گذاشت عمر 14 صد ساله دارد. اسلام حد اقل هفت یا هشت امام بزرگ مذهبی دارد که سالهاست پیروان خود را دارند. شرایط و فضایلی که این امامان داشته اند تا پیشوای فقهی و اعتقادی مردم شوند چه بوده است؟ آیا امروز در جهان اسلام کسی داریم که به اندازۀ یک فیصد آن امامان بزرگوار تقوی، علم، ذکاوت، تعهد به اسلام، ایمان، خوشنامی و نزدیکی به منابع نصوص از نگاه زمانی و مکانی داشته باشد؟ وقتی که چنین نیست چگونه کسی جرئت می کند تا بیاید و میان احکام حنبل و ابوحنیفه قضاوت کند و یکی را بر دیگری برتری ببخشید و گذشته از همۀ اینها از دیگران بخواهد که هردو امام را ترک کنند و به گفته های آنها روی آورند. البته آنچه گفته شد، موضع این گروه دربرابر امامان تسنن است. شیعه در نظر اینها اصلاً مسلمان به حساب نمی آید.

شماری نوبالغین سرمست از بادۀ پترودالر آمده اند و با خط کشیدن روی هفت مذهب قدیم و پابرجا به بهانۀ "قران و سنت" می خواهند تفسیر و تعبیر خود از دین را برهمه عالم و آدم بقبولانند. منشای اکثریت بحرانها، خونریزی و کشمکش ها در جهان اسلام امروز همین تکفیری ها و نوکران پترودالر اند که فرقه های مختلف اسلام را به جای همنوایی و همزیستی به رویارویی مذهبی کشانده اند.

آنچه در خوابگاه دانشگاه کابل روی داد می تواند و باید از همه جوانب مورد بررسی قرار بگیرد. در یکسو ریشه های درونی مساله را باید شگافت و پیامد کنش های مردم را در برابر یکدیگر به سنجش گرفت و در سوی دیگر پیوند این حرکتها با روندهای ویرانگر مشکوک و بی ریشه یی که در سایر نقاط جهان و کشور های همسایۀ ما زیر نام اسلام در جریان است را مورد بررسی و مو شگافی قرار داد.

از نظر من باید پارلمان کشور به طرح قانونی برای برپایی مراسم محرم بپردازد. این قانون به توافق علمای شیعه و سنی تدوین و به مثابۀ مراسم رسمی و قابل پذیرش همه گروه های مذهبی در همه نقاط کشور یکسان عملی گردد.

از سویی هم از آنجایی که هیچکس حق ممانعت از برگزاری مراسم مذهبی را ندارد، به پیروان مذاهب مختلف حق داده شود که مراسم خصوصی خود را در محلات خصوصی مانند مساجد، تکیه خانه ها و حسینیه ها برپا دارند و در همان ساحه محدود بماند.

 

/ 1 نظر / 23 بازدید
داوود ناظری

بسیار عالی بود منهم یک شیعه هستم و هم مجری در یکی از رادیو های که از يرف شیعه ها می باشد و لی با بعضی از موضوعات مخالفم و باید دراین زمینه برادران تسنن هم از حوصیله مندی و برد باری کار بگیرند. قسمیکه شما فرمودید ما هم همین مسایل بلکه بیشتر ازان را آفات عزاداری می دانیم از جمله مزاحمت - سرو صدا - راه بندان - تبعیض و مصارف هنگفتو ..... شماره تماسم 0791924445 و وبلاکم: www.badqol.blogspot.com