توپ در میدان داکتر عبدالله

با اینهمه تیم داکتر عبدالله یگانه تیمی بود که خاکۀ چنین خواستهایی را در 56 فقره دریافت کرده است- یک هفته پیش از دور اول انتخابات. اما هیچگونه ترتیب اثری داده نشد و اطمینانی به کسی ندادند. جناب داکتر عبدالله تصور کرده بود که تاجیکان در جیب شان اند و چیزی به این نام نمی توان درد سری برای شان شود.  

حالا احمدضیا مسعود با تمسک به حقوق تاجیکان به میدان شتافته است. این که احمدضیا مسعود حقوق تاجیکان را وسیله یی برای رسیدن خودش به مقامی قرار داده است و از سوی دیگر می خواهد با دوستانی دیروزی اش تسویۀ حساب کند، مسالۀ دیگر است و نمی توان آنرا صد در صد رد کرد یا پذیرفت. اما مسالۀ مهم اینست که اگر احمدضیا درین خواستهایش جدی باشد و اگر اشرف غنی احمدزی با تعهداتی که رسماً در حضور رسانه ها کرده است، راست باشد و مانند کرزی از غدر کار نگیرد، این حرکت می تواند یک حرکت تاریخی به نفع تاجیکان باشد.

حالا تیم داکتر عبدالله که حتی یک تاجیک هم در میان ارکانش نیست، چگونه می تواند با این حرکت تیم مقابل رویارویی کند؟

برای تاجیکهایی که در دوازده سال گذشته حقوق شان تلف شد، حقوق و منافع شان مهم است. هرکسی که آنرا برآورده بسازد می تواند پذیرفتنی شود. اگر احمد ضیا راستکارانه عمل کند و اگر اشرف غنی هم صادق باشد، تاجیکها باید این مساله را دظر بگیرند.

تیم داکتر عبدالله در پیوند با  این مسایل چه واکنشی دارد؟ آیا به این اکتفا می کند که "نباید مسایل را قومی ساخت"؟ آیا بازهم جهاد و مقاومت را شعار می دهد و همه را سنگردار یک سنگر به شمار می آورد و خواستهای قومی را مغایر احکام دین می دانند؟ آیا جهاد و مقاومت کافیست که بشود اجماعی از خواستهای مردم را در ان متبلور ساخت؟

آیا پروژه یی که قرار بود برای از میان برداشتن عناصر فردی و اندیشوی به میراث مانده از جهاد و مقاومت در کار بوده است، با آمدن احمدضیا مسعود در تیم اشرف غنی احمدزی و طرح مسالۀ تاجیکان با حفظ  مقدسات جهاد و مقاومت، وارد مرحلۀ دیگری شده است؟  آیا همان گونه که احمدضیا مسعود گفت، دولت مدرن ملی با تیم اشرف غنی احمدزی ساخته خواهد شد؟

از نظر من این چال حریف بسیار خطرناک است برای داکتر عبدالله. ستراتیزیستهایی که در تیم داکتر استند چه آمادگی هایی برای رویارویی با یان چال حریف داشته اند و دارند؟ تاجیکهایی که در تیم داکتر استند چه پاسخی دارند؟    

مساله هرچه باشد، دیر یا زود، این به ثبت خواهد رسید که احمدضیا مسعود نخستین کسی است در تاریخ سیاسی و اجتماع کشور که خواست و منافع و حقوق تاجیکان را رسماً مطرح می کند و از گرفتن نام ناجیک و حقوق تاجیکان نمی شرمد.

با اینهمه من باور ندارم که اشرف غنی به قول خود وفادا بماند. چرا که می تواند وفا نکند. چرا که هیچ تضمینی وجود ندارد که اگر زیر قولش زد و غدر پیشه کرد- راهکار و گزینه یی برای احمدضیا مسعود وجود داشته باشد که او را مجبور به تمکنین به خواستهایش بکند. محقق و دوستم نیز با کرزی قول و قرار داشتند برای حقوق مردم شان. اما دیدیم که کرزی غدر کرد و محقق جز این که چهار سال انتظار بکشد، کار دیگری کرده نتوانست.  اما آیا می شود گفت که اشرف غنی، حامد کرزی نیست و شرایط کنونی هم آن شرایط نیست؟

توپ در میدان داکتر عبدالله است!

/ 0 نظر / 24 بازدید